ویرایشها
با رسیدن به درجه سرهنگ دومی فرمانده پایگاه هوایی اصفهان شد و پس از آن به دلیل لیاقت و توانایی بسیار با اخذ درجه سرهنگی به سمت معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی منصوب گردید و پس از عمری تلاش مداوم و ثبت خاطراتی شیرین و افتخار آفرین عقاب تیز پرواز جمهوری اسلامی در روز جمعه پانزدهم مرداد سال 1366 مصادف با عید قربان بار سفر بست و به علت اصابت گلوله به پیکرش در حین انجام عملیات برون مرزی در سن 37 سالگی پر کشید و در دل تاریخ ایران جاودانه شد. پیکر پاکش را در گلزار شهدای قزوین به خاک سپردند. از او 3 فرزند به یادگار ماند.
<ref>[http://%20http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=22سایت صبح]</ref>
[[پرونده:Photo 2018-11-24 23-34-49.jpg|500px|بیقاب|وسط]]
22/4/1361 بیست و یکم ماه رمضان - عباس بابایی
<ref>[http://%20http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=22سایت صبح]</ref>
(بسم الله الرحمن الرحیم) همسرم! راه خدا را انتخاب کن که جز این، راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد. ...ملیحه جان همان طوری که میدانی احترام مادر واجب است. اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت میشود مادر است که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشهاش میباشد...
راوی: مرحوم حاج اسماعیل بابایی (پدر شهید)
<ref>[http://%20http://www.shahid-babaei.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%878%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a7%d9%88%d9%84/ شهید بابایی]</ref>
پس از شهادت عباس، خانمی گریان و نالان به منزل ما آمد و از ماجرایی که ما تا آن روز از آن بی خبر بودیم پرده برداشت. این خانم که خود را «سیم یاری» معرفی میکرد، گفت: ـ «در سال ۱۳۴۱ من و شوهرم هر دو سرایدار مدرسهای بودیم که عباس آخرین سال دوره ابتدایی را در آن مدرسه میگذراند. چند روزی بود که همسرم از بیماری کمردرد رنج میبرد؛ همین خاطر آن گونه که باید، توانایی انجام کار در مدرسه را نداشت و من هم بتنهایی قادر به نظافت مدرسه و کارهای منزل نبودم. این مسئله باعث شده بود تا همسرم چند بار در حضور شاگردان مورد سرزنش مدیر قرار گیرد. با این حال هر بار به کم کاری خود اعتراف و در برابر پرخاش مدیر سکوت اختیار میکرد.
راوی: امیر روح الدین ابوطالبی
===در معرض گناه===
راوی: اقدس بابایی
راوی: حسن دوشن
<ref>[http://%20http://www.shahid-babaei.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/شهید بابایی]</ref>==پانویس== <references />