شهیداسماعیل برهانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید اسماعیل برهانی را به شهیداسماعیل برهانی منتقل کرد)
 
(بدون تفاوت)

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۷

اسماعیل برهانی

فرزند : یوسفعلی

متولد : 1337/04/05 در سمنان

تحصیلات : دیپلم

تاهل : متاهل

یگان : سپاه سمنان - تیپ 12- گردان علی ابن ابیطالب ( ع )

مدت حضور : 12 ماه و 16 روز

مسئولیت : تدارکات گروهان

نوع عضویت : بسیج

نوع شغل : کارمند بنیاد مسکن انقلاب اسلامی

تاریخ شهادت : 1366/11/07

محل شهادت : ماووت عراق ارتفاعات گوجار

عملیات : بیت المقدس 2

محل دفن : سمنان امام زاده اشرف

rId5


وصیت نامه

  • وصیتنامه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

متن وصیت نامۀ اسماعیل برهانی به خانواده محترم ( پدر و مادر عزیزم) با درود و سلام به امام زمان ( عج) و سلام بر نایب برحقش امام امت و سلام بر کفرستیزان جبهۀ حق علیه باطل و با سلام به تم امی شهدای حق و آزادی که جان خود را در راه اهداف عالیه اسلام اهدا نمودند.

پدر و مادر عزیزم، سلام عرض می کنم و امیدوارم که سالم و تندرست باشید . خوشا به حالتان که توانستید چنین فرزندی را به جامعۀ اسلامی اهدا نمایید . مرگ برای هر انسانی هست و خداوند ما را خلق نموده و روزی باید به سوی او برگردیم، ولی چگونه برویم که خداوند از ما راضی باشد . خلاصه، انسان روزی باید از این دنیا برود ، چه زود و چه دیر ؛ هر چه بتوانیم با کوله بار گناه کمتر به سوی معبود برویم بهتر است و مرگ حق است که باید با جان و دل بپذیریم. پدر و مادر عزیزم ، شما برای من خیلی زحمت کشیدید و رنج زیادی در مورد من متحمل گشتید تا مرا به این حد رسانیدید تا بتوانم در موقع پیری دست شما را بگیرم و « هل من ناصر » بازوی شما باشم . ولی چه کنم، فرشته ای از سوی خداوند پر زد و ندای حسین(ع) را به گوش ما رساند که موقع ستیز است و باید برخیزیم و با ستمگران مقابله کنیم و این یزیدیان زمان را به زباله دان تاریخ بیفکنیم و من هم به این ندا لبیک گفته و در جبهه حضور یافتم تا بتوانم دین خود را نسبت به این انقلاب ادا نمایم ، اگر خداوند قبول کند. مادر عزیزم ، امیدوارم که خداوند به شما صبر عطا فرماید و به همۀ خانواده شهدا صبر عطا فرماید و شما در نزد حضرت زهر ا(س) روسفید هستید . به خدا شما هم دین خود را به انقلاب ادا نمودید، چرا که از آمدن فرزندتان به جبهه جلوگیری ننمودید و خودتان مرا بدرقه کردید و گفتید که بروید و با پیروزی برگردید و ما آمدیم تا راه کربلای عزیز را بر شما و تمامی مسلمین جهان باز کنیم، ولی خیال شما راحت باشد . این رزمندگان سلحشور روزی به صحن و سرای اباعبدالله حسین (ع) خواهند رسید و از دست این رژیم غاصب و جنایتکار آزاد می گردانند و شما می توانید قبر امام حسین (ع) را در بغل بگیر ید. پدر و مادر عزیزم ، در میان دشمنان اسلام مقاوم و ثابت قدم باشید که مشت محکمی باشد بر دهان یاوه گویان و با شرکت کردن در دعاها و نماز جمعه ها روح شهدای عزیزمان را شاد کنید . خواهر عزیزم، شما هم باید افتخار کنی که چنین برادری را داشتی و سعی کن که بتوانی حضرت زینب (س) را سرمشق خود قرار بدهی و راهی را که حضرت زینب رفته، شما هم پیش گیرید . انشاءالله که پیروز هستید . خواهر عزیزم ، نباید سفارش کنم حجاب خود را کاملاً حفظ کن، که شما باید سرمشق دیگران باشید. برادران عزیزم ، شما را به خداوند بزرگ می سپارم و امید سعادت و خوشبختی برای شما را دارم . نماز و روزه خود را ترک نکنید و به مسائل اسلام اهمیت زیاد بدهید . سنگر مدرسه را رها نکنید که انشاءالله بتوانید در آینده نیاز جامعۀ اسلامی را برطرف سازید . شما می توانید در پشت جبهه کارهایی را انجام بدهید که رزمندگان اسلام در خط مقدم جبهه را یاری نمایید و هر کمکی که از شما برمی آید خودداری مکنید. برادران عزیزم، شما باید بعد از من راه مرا ادامه دهید و اسلحۀ بر زمین افتاده ام را بر دست بگیرید و با دشمنان اسلام بجنگید و تا پیروزی نهایی اسلام بر استکبار جهانی سست نشوید و اسلام را یاری نمایید . برادران عزیزم ، با منافقین که برخورد می کنید بی تفاوت نباشید و با آنها مبارزه نمایید . هر چند که منافقین جرأت حرف زدن را ندارند و سیلی محکمی بر دهان این یاوه گویان شرق و غرب بزنید که جرأت تکان خوردن را نداشته باشند. پدر و مادر عزیزم ، اگر جنازه من به دست شما رسید، در امامزاده اشرف کنار گلزار شهدا دفن نمایید و اگر به دست شما نرسید ، هیچ گونه ناراحتی نداشته باشید، چرا که خداوند خواسته است و باید راضی به رضای خداوند بود. پدر و مادر عزیزم، در مرگ من شیون مکنید که دشمنان اسلام از این عمل خوشحال می شوند و سعی کنید که استقامت پیش گیرید . از طرف من به تمام فامیلان و دوستانبگویید اگر از من بدی دیدند ، انشاءالله مرا حلال کنند و به بزرگواری خودشان مرا ببخشند.

چند کلمه ای برای مادر عزیزم:

درود بر تو که شیر تو شیرپرور شد

فروغ مهر تو گرمی گرفت و آذر شد

جهاد پاک تو [ و] صبر است مادر خوبم

تو سرفراز باش ای بزرگ مجنونم

به هوش باش و در این رزم گه مشو خاموش

رسالت من از آن پس تو می کشی بر دوش

شما را به خداوند بزرگ و متعال می سپارم.

فرزند شما، اسماعیل برهانی

« والسلام »

66/ 10/ 23

ضمنا مدت یک ماه روزه بدهکار می باشم. و مقدار پولی که به بابابزرگ و ابراهیم ، برادر عزیزم، بدهکار می باشم حساب کنید و به آنها برگردانید. خیلی ممنونم.

« والسلام »

66/ 9/ 15


  • وصیت نامه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب اسماعیل برهانی ، فرزند یوسفعلی برهانی، شماره شناسنامۀ 315 ، تاریخ تولد 1337 ، ساکن سمنان محلات خیابان حکیم الهی.

پ« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون » « کشته شدن در راه خدا را مرده مپندارید، زیرا آنان زنده اند و در نزد خداوند روزی می خورند». شهادت هدیه ای است الهی برای کسانی که لایق آن باشند.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

با سلام به پیشگاه امام زمان حضرت مهدی ( عج) و با سلام و درود به نایب برحق ش حضرت امام خمینی و با سلام به ارواح مطهر شهدا که در راه حق و عدالت به درجۀ رفیع شهادت نائل گشتند و با درود به تمامی رزمندگان صحنه نبرد که با متجاوزین شرق و غرب خصوصا آمریکای جنایتکار در ستیز هستند و با سلام به تمامی جانبازان و معلولین انقلاب که سرمایۀ انقلاب اسلامی ایران هستند . اکنون رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل روزبه روز در حال پیشروی هستند تا بتوانند حرم مطهر اباعبدالله (ع) را از دست رژیم جنایتکار و غاصب آزاد بگردانند و تمامی مسلمانان روزی [ را] بتوانند قبر شش گوشۀ امام حسین (ع) را در بغل بگیرند و به امامت روح خدا نمازی را در کربلا برپا کنند. خدایا، مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود خود را ببینیم و جمال زیبایی تو را مشاهده نمایم . امروز افتخارمان این است که در راه عقیده ای جهاد می کنیم که به حقانیت آن کاملاً آگاه هستیم و غیر از این برایتان راهی نمی ماند که یا پیروز میشویم یا به شهادت می رسیم و شهادت را چون اسلحه ای مرگبار بر فرق دشمن کافر فرود می آوریم. راهی را که من انتخاب نمودم آگاهانه است و اگر خداوند متعال بخواهد، در این راه مقدس تا آخرین لحظۀ مرگ ، که راه شهدای عزیز و صدیقین است، ادامه می دهم و اطمینان دارم که در این راه پیروز خواهم شد. و شما ای مردم وطنم ، نمی دانم که چگونه از شما سخن بگویم ، چرا که شما به رشد معنوی خود رسیدید که امام عزیزمان شما را الهی خواند و امید آن را دارم که شما راه خدا را پیش گیرید که زندگی در این دنیا امتحانی است که خداوند از ما می گیرد و نتیجۀ آن را در دنیای جاودان به ما عرضه خواهد کرد . پس بکوشیم که از زندگی مادی چشم پوشیکنیم و به معنویات بپردازیم . برادران عزیزم ، جنگ را یک مسئله اصلی بدانید ، همان طوری که رهبر کبیر انقلاب فرمودند . در درجۀ اول جبهه ها را پر نمایید و اسلحۀ شهدا را که بر زمین افتاده است به دست بگیرید که امروز جبهه ها نیاز به افراد بیشتر دارد و یقین داشته باشید که پیروزی از آن ماست و خواه ناخواه روزی با آمریکای شیطان در حال ستیز هستیم، پس چه بهتر که خودمان را از الآن مهیا کنیم و انسان الهی برای تحقق بخشیدن اسلام عزیز و ایجاد حکومت عدل الهی، در نبرد با دشمنان اسلام ، یا به شهادت می رسد یا باید در انتظار شهادت باشد و ما نمی توانیم با یک یا دوبار به جبهه آمدن دین خود را به اسلام و انقلاب ادا نماییم ، چرا که برای ایجاد انقلاب حضرت مهدی ( عج) به خون بیشتری نیاز است. برادران و خواهران عزیز، پشت جبهه ها را محکم نگه دارید و امام بزرگوارمان را هرگز تنها نگذارید و اوامر رهبر کبیر انقلاب را دقیقاً گوش کنید که اطاعت از امر خداست و این نعمت بزرگی است که خداوند به ما عطا فرموده و برای سلامتی امام عزیز دعا کنید . از مردم عزیز می خواهم همان طوری که امام فرمودند وحدت خود را حفظ نموده که بزرگ ترین پیروزی ما وحدت است. اینک صدای « هل من ناصر ینصرنی » حسین به گوش من رسیده و این سرباز کوچک اسلام فریاد برمی آورد: ببارید ای گلوله های سرخ و ای موشک ها ببارید و ما را تکه تکه کنید. ما را از مرگ باکی نیست و شما ای مستکبرین ، چه چیزی را می خواهید ثابت کنید . مگر نشنیده اید که کتاب آسمانی ما ، قرآن کریم ، این وعدة الهی را به ما داده است که می گوید روزی خواهد آمد که تمامی مستضعفین بر مستکبرین غلبه خواهند کرد و حکومت را به دست خواهند گرفت . آری، آن روز فرا رسیده است و شما را به زباله دان تاریخ سرازیر خواهیم کرد و دیگر آثاری از پرچم های ایالتی دو ابرقدرت جنایتکار تاریخ را در جهان باقی نخواهیم گذاشت. چند کلمه ای به پدر و مادر و همسر و خواهر و برادران عزیزم: پدر و مادرم، در شهادتم صبر داشته باشید و مقاوم و پابرجا باشید و دعا کنید که شهید شوم. خداوند این هدیه را از شما قبول فرماید . خداوند به شما صبر عطا کند، که در این راه ثابت قدم و استوار باشید ، زیرا ما برای اسلام عزیز شهید می شویم و چه راهی بهتر از اینکه جان خود را در راه به هدف رسیدن اسلام از دست بدهیم . مادر عزیزم ، من می دانم که شما رنج و زحمت زیادی برای من کشیدی، ولی چه کنم که می بایست این راه را انتخاب کنم و به هدفم رسیدم. اگر از من بدی دیدید، مرا حلال کنید. همسر عزیزم، در شهادتم صبور باش و خدا را شکر کن همسرت چنین راهی را انتخاب کرد . شما که با دل و جان راضی شدید که من در جبهه حاضر شوم و با دشمنان اسلام بستیزم، خوشا به سعادتت که لطف خدا شامل حال شما شده و خدا خواست که بتوانم با این کاروان الهی هم قدم بشوم و چه راهی بهتر از این . اگر بدی از من دیدی، انشاءالله مرا ببخشید. شما را به خداوند متعال می سپارم. ای فرزندم ، مهدی ، رسالت من از این به بعد به دوش شما است و شما باید این کوله بار را به دوش بکشی و راه مرا ادامه بدهی . همسرم، امیدوارم که بتوانی بعد از من لباس پاسداری به تن فرزندم کنی و طوری او را تربیت کنی که پاسدار حقیقی برای اسلام باشد تا دشمنان اسلام بفهمند که ما راهمان را به فرزندانمان می آموزیم که آنها راه ما را ادامه دهند. فرزندم را به خداوند متعال می سپارم و امید دارم که بتواند ثمره نیکی برای انقلاب اسلامی باشد. چند کلمه ای با دوستان و رفیقان در پایگاه شهید دستغیب:

برادران عزیزم که شما در پشت جبهه در سنگر بسیج حضور دارید . این سنگر را خالی نکنید و از این مملکت اسلامی ، که از خون هزاران شهید پابرجا مانده است ، پاسداری کنید و بسیج را به عنوان مدرسۀ عشق بدانید . برادران عزیزم مواظب باشید که این از خدا بی خبران و این منافقین مبادا دست به جنایت بزنند . هر چند که چیزی جز نفرت از آنهاباقی نمانده است . مراسم دعای کمیل و دعای توسل را هرگ ز فراموش نکنید و در این مراسم، هر چه باشکوه تر شرکت کنید . خصوصاً نماز جمعه را ترک نکنید که دشمنان ما از همین دعاها و نمازها ترس دارند . وحدت خود را حفظ کنید تا خدای نکرده در میان شما تفرقه ایجاد نشود. برادران مسئول ، دعاها و دعای توسل را که به طور هفتگی در منازل شهدا برگزار می شود، تقاضا دارم که بعد از شهادت این حقیر، در منزل ما هم برقرار شود.

چند کلمه ای با برادران همکارم در بنیاد مسکن:

برادران عزیزم ، [ به] آیه ای که در سرلوحۀ کارتان قرار دارد دقیقاً عمل کنید

« من اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم »

« کسی که شب را صبح کند و به فکر مسلمین نباشد، مسلمان نیست »

برادران عزیزم ، مردم سال هاست که به امید پیروزی انقلاب اسلامی چشم دوخته بودند و الا ن که انقلاب عزیزمان به پیروزی رسیده است، چشم مردم مستضعف به دست شما است که بتوانید برای آنها قدم ی بردارید انشاءالله که هر قدمی را که برمی دارید در راه خدا باشد و رضایت خداوند را جلب نمایید و هرگز برای فرد یا شخصی کار نکنید، چرا که مسئولیت سنگینی بر دوش شما است و این نهاد با خون هزاران شهید پابرجا شده است که بتواند برای کسانی که سرپناهی ندارند یک خانه ای درست کنند تا بتوانند به زندگی روزمرة خود ادامه بدهند و کاری کنید که خدای نکرده امام عزیزمان ناراحت نباشد . انشاءالله در کارتان پیروز باشید. همگی شما را به خداوند متعال می سپارم. اگر از من بدی دیدید ، به بزرگواری خودتان مرا ببخشید. « والسلام »

64/ 11/ 15 بنده حقیر، اسماعیل برهانی،


  • وصیت نامه سوم

بسم الله الرحمن الرحیم

« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون »

درود بر امام امت ، خمینی بت شکن ، که آزاد کنندة انسان ها و راهبر انسان ها و امید مستضعفین و محرومان جهان است و درود بر خمینی که همزبان ملت های رنج دیده است و حر ف هایشان و ست م هایشان را در گوشه و کنار جهان می شنود قلبش قلب محرومان و ستمدیدگان منتظران عدل است . سلام و درود بر پیشتازان انقلاب اسلامی ایران که در رأس آن قائد عظیم الشأن امام خمینی پرچم دار و حماسه آفرین حسینی که برای پیشبرد هدف های اسلام عزیز بر طاغوت و طاغوتیان عصر خود پیروز گشته و چون ابراهیم بت شکن، تمام بت ها را در هم شکسته و می رود تا پرچم اسلام را در همه اقصی نقاط جهان به اهتزاز درآورد . از شما می خواهم که قدر این نایب حضرت مهدی (عج) را بدانید که اطاعت او واجب شرعی است و امیدوارم که این انقلاب زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی(عج) باشد. برادران عزیزم، شما را به تقوی خداوند متعال سفارش می کنم . من خوشحال خونم را نثار اسلام و مکتب حضرت محمد (ص) می کنم وعلی (ع) و افتخار می کنم که مسلمان هستم و اسلامی را که به من فهماند چگونه بیندیشم، چگونه راهم را انتخاب کنم و در این موقعیت حساس که عاشورای حسینی بار دیگر در ایرا ن زمین زنده شد و نشان داد حسینی ها هنوز هستند که حکومت الله را در سراسر جهان برقرار سازند و به پیکار علیه کفر ادامه دهند . آری، در میدانی قدم نهاده ام که نتیجه اش را از قبل گرفته و با ایمان کامل پیکار می کنم. من با کمال میل به این جبهه مقدس، که برای پیروزی اسلام است ، می روم و چون ما به خودمان تعلق نداریم، یعنی خلق نشده ایم [ که ] تا راحت طلب باشیم و یا در پی آسایش دنیوی باشیم، بلکه خلق شده ایم [ که ] تا آزمایش شویم و اساساً این جهان آزمایشی بیش نیست و زندگی جاوید در آن جهان دیگر است . جوانان عزیزم ، درخت انقلاب اسلامی برای سیراب شدن خود احتیاج به خون دارد . اکنون ندای « هل من ناصر ینصرنی » حسین زمان به گوش ما می رسد و بر همۀ ملت مسلمان واجب است که به پیام امام لبیک بگویند و این درخت را با خون خود سیراب نمایند . امروز افتخارمان این است که در راه عقیده ای جهاد کنیم که به حقانیت آن کاملاً آگاهیم و غیر از این برایمان راهی نیست که یا پیروز می شویم و یا شهادت را چون اسلحه ای مرگبار بر فرق دشمنان اسلام فرود آوریم. « و نرید انّ نمن علی ا لّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمۀً و نجعلهم الوارثین » عاقبت زمین، متقین و صالحین به ارث گذاشته می شود و « جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا » « و لا یخلف الله وعده و ان وعدالله حق » که این وعده خداست و امروز من در راه جاودانه گام نهاده ام که انتهای آن حکومت مستضعفین بر جهان است . راه ما و حرکت ما امروز یا چند روز پیش آغاز نشده، بلکه از تاریخ هابیل و قابیل شروع شده است . ما می توانیم با نثار خون خود، خونی که در مقابل اسلام ناچیز است ، زمینۀ حکومت مهدی (عج) را فراهم نماییم . فراموش نکنید که امام زمان شما حضرتمهدی( عج) است. لحظه ای از دعا برای سلامتی و ظهور ایشان غفلت نکنید . من می خواهمدر این دنیای کثیف که هر لحظه ای خونی به دست اربابان مزدوری چون کارتر و صدام یزید و دیگر ابر جنایتکارها بر زمین می ریزد و در کجا نوری الهی که در جسمی به نام روح الله خمینی بر زمین ما تابیده است، با آغوش باز برویم تا شاید بتوانیم شهادت را نصیب خود گردانیم . در این دنیا دو صف وجود دارد، یکی صف حق و دیگری باطل و این صف حق است که راه تمامی پیغمبران و راه امامان و راه خمینی کبیر است و غیر از این دو راه ما راهی نداریم . انسان یک بار بیشتر نمی میرد و چه بهتر این مردن در راه الله باشد. چنین انسانی هرگز خود را تنها و بی پناه و سرگردان و بی ارزش نمی یابد، بلکه او خود را موجودی وابسته به ابدیت با پیوندی جاودانه با او موجودی که هرگز به نابودی مطلق کشیده نمی شود و حتی مرگ او در حقیقت آغاز دوره جدیدی از حیات است و رمز جاودانگی در خون شهید نهفته است و با نگ تکبیر از قطرات او بلند است . دشمنان ما باید بدانند که تا آخرین قطره خون خود در مقابل این جنایتکاران ایستاده ایم و لحظه ای ساکت نخواهیم نشست و این انقلاب ما تا نابودی امپریالیسم و نوکران جیره خوارش ادامه خواهد یافت. ولایت فقیه استمرار راه انبیاء است . اسلام پس از گذشت سال ها بار دیگر جانی دوباره گرفته است . قلب اسلام ولایت فقیه است ، پس باید ولایت فقیه را سالم نگه داریم تا اسلام جانش سلامت باشد . خدایا، تو جانم دادی و جانم را خواهی گرفت . مرا در آن صراطی گذار تا هیچ گاه در لحظۀ جان دادن غبطه نخورم . خدایا، به حدی گناه کردم و از فرمان تو سرپیچی نمودم که شرمنده ام. مرا از بخشیده شدگان درگاه خود قرار بده . خدایا ، می دانم که آنچه تو خواهی ، می کنی؛ مرا در آن راهی بگذار که مصلحت توست . خداوندا، تو را به یگانگی ات قسم می دهم شهادت در راه اسلام را نصیب من کن . پروردگارا، گناهانم را ببخش و مرا در صف شهدا قرار بده . خداوندا، اسلام و مسلمین را یاری ده و پیروزی را هرچه زودتر برای مسلمین نائل گردان . از خدا می خواهم که ظهور امام زمان (عج) را سریع تر گرداند و بر سلامتی نایبش بیفزاید و طول عمر او را افزون گرداند . خدا را سپاس و ستایش بی کران می گویم که در رحمت جهاد را بر من گشود و جرأتم داد که از مرگ نهراسم. چند کلمه ای با پدر و مادر عزیزم: امیدوارم که بعد از شهادت من زیاد بی تابی نکنید ، چون انسان برای گذراندن امتحان در این جهان آفریده شده است و تمام کارها و مسائل برای امتحان انسان است و فرزنددار شدن هم جزیی از این امتحان می باشد. امانتی است پیش شما از طرف خداوند که در موقع لزوم آن را باید پس بدهید و این مرحله [...]« انالله و انا الیه راجعون ». پس چه خوب است انسان در راه خدا از این مرحله بگذرد . مادرم، درود بر تو که بالاخره بر احساس مادرانه ات پیروز شدی و فرزندت را روانۀ میدان نبرد با کفار کردی. من به وجود تو افتخار می کنم و می دانم که زحمت های زیادی برای من کشیدی که انشاءالله مرا حلال می کنی . خواهرم، تو زینب زمان باش و زینب وار و با ناملایمات دست وپنجه نرم کن و در مقابل سختی ها و دشواری ها استوار باش و مثل پتکی بر سر منافقان و یاوه گویان باش . حجاب و عفت و پاکدامنی را سرلوحۀ زندگی خود قرار بده . برادران عزیزم ، امیدوارم که همیشه تقوای خدا را پیشۀ خود قرار بدهید و اسلحۀ بر زمین افتاده ام را بر دست بگیرید، هر چند که دست شما هست و شما هم همرزم من هستید . اوامر امام امت را با جان و دل گوش کنید و در برابر دشمنان سربلند باشید و مشت محکمی بر دهان یاوه گویان باشید . همسرم، عزیزم، شما زینب وار صبر و استقامت کن و این مصیبت را بر خود مثل زینب (س) بگیر و در سوگ هجرت اشک مریز و فرزندم را طوری تربیت کن تا ادامه دهنده راه من باشد . همکاران عزیزم و دوستان مهربانم، باید سعی کنیم که در درجۀ اول خداوند متعال از شما راضی و خشنود باشد و در مرحلۀ دوم مستضعفین از کار شما راضی باشند . شما در جایی کار می کنید که با حساب 100 حضرت امام پابرجا شده است و در این آیه « من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم » یعنی کسی که شب را صبح کند و به فکر مسلمان نباشد، مسلمان نیست . همکاران عزیزم ، به جبهه ها هجوم بیاورید و اسلحۀ به زمین افتاده ام را بر دوش بگیرید و با دشمنان مبارزه نمایید . در پایان ، از همۀ دوستان و فامیل ها که از من بدی دیده اند [ می خواهم] مرا ببخشند.

« والسلام »

خدا یار و نگه دار شما

بنده حقیر، اسماعیل برهانی


  • وصیت نامه چهارم

( همسر عزیزم ، ببخشید که پاکنویس نکردم و با عجله نوشتم ، چون وقت نداشتم . خواهش می کنم که به وصیت نامه کاملاً عمل کن.)

بسم الله الرحمن الرحیم

« اللهم صل علی محمد و آل محمد »

با سلام و درود بر امام زمان ( عج) و نایب برحقش امام امت ، خمینی کبیر، رهبر امت های اسلامی جهان و سلام بر شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی، از هابیل تا قابیل و شهدای عصر حاضر که در مصاف با صدامیان کافر در ستیز بودند و سلام بر اسرای عزیزمان که در چنگال بعثیون در اسارت به سر می برند و سلام و درود بر معلولین و جانبازان و سلام بر خانواده های شهدا و مفقودین و معلولین و جانبازان و سلام بر رزمندگان صحنۀ حق علیه باطل که خواب راحت را از صدامیان کافر گرفته اند و سلام به شما همسر گرامی ام که ادامه دهنده راه من هستی . همسر عزیزم ، سلام . امیدوارم که همیشه سلامت باشید و در پناه ایزد حق تعالی روزگار خود را به سر ببرید . وقتی که من به جبهه آمدم برای چندمین بار، شما اصلا مخالفت نکردید، بلکه همواره مرا همراهی کردید . من راهی را انتخاب کرده ام وبه راه خودم ادامه داده ام و امیدوارم که آخر این راه جز خیر و صلاح خداوند چیزی دیگر در آن نباشد . ما دو راه را در پیش داریم، یکی راه حق و دیگری راه باطل که یک راه را باید انتخاب کنیم و غیر از راه حق راهی را نداریم که انتخاب نماییم و همان راه ائمه اطهار(ع) و پیغمبران و راه معصومین است و این راه ها هم جز شهادت در راه خداوند متعال چیز دیگری نیست . همسر عزیزم ، شما باید بدانی خواه ناخواه انسان برای همیشه در این دنیای فانی نمی ماند و این دنیا امتحانی برای آخرت یک انسان میباشد و ما هم چه در خانه باشیم و چه در جبهه باشیم، هیچ وقت مرگ ما را خبر نمی کند و باید به سوی خدا برویم و چه بهتر است راهی را که خداوند متعال برای ما مشخص نموده است و آن شهادت در راه خداوند است که در دعا هم داریم که « اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیل الله ». خداوندا، روزی ما را قرار بده شهادت در راه خداوند . همسر عزیزم ، کاری کن که بتوانی در مقابله با دشمنان اسلام سرفراز و پایدار و مقاوم باشی . وقتی با منافقین و کوردلان برخورد می کنی، مثل کوه استوار باش، که هستی . شما همسرم باید سعی و کوشش کنی که یک فردی فعال برای جمهوری اسلامی باشی . تا جایی که می توانی برای این انقلاب و برای جمهوری اسلامی کوتاهی نکن و قدم های مثبتی بردار و اگر خداوند متعال قبول کند، من خودم به جبهه آمدم و کسی مرا به زور نفرستاده و شما هم باید راضی به رضای خداوند باشید . همسر گرامی ام، اگر چه مدت بیشتری نتوانستم با شما باشم، مرا ببخشید و مرا حلال کن . چه کنم که دفاع از اسلام و مسلمین از همه بالاتر است و جهاد یکی از فروع دین است که مثل نماز و روزه و خمس و زکات و حج ، که برای آن خیلی ارزش قائلیم، باید به جهاد در راه خدا هم ارزش بدهیم و زندگی انبیاء و اولیاء از ابتدا همین بود . ما وقتی که ببینیم اسلام و مسلمین در خطر هستند، باید همه چیز را رها کرد و [ به] مقابله با آنها پرداخت و من هم در چنین موقعیتی قرار گرفتم که یزیدیان زمان و جنایتکارهای پلید و زشت خو با اسلام عزیزمان دست وپنجه نرم کرده اند و این اسلامی که با خون هزاران شهید و معلول و جانباز و مفقودالاثر رشد گرفته، م یخواهند از بین ببرند و من چگونه می توانم در خانه بنشینم و این صحنه ها را تماشا کنم . آیا وجدان یک مسلمان اجازه می دهد که متجاوزین از خدا بی خبر در وطن ما باشند و ما در خانه راحت باشیم . آری همسر عزیزم، من راهی را جز این راه نداشتم و امیدوارم که مورد رضایت خداوند متعال قرار بگیرد. امیدوارم که شما هم اجر آن را از حضرت فاطمه زهر ا(س) بگیرید و بتوانی راه مرا ادامه بدهی و حضرت فاطمه (س) را سرمشق زندگی خود قرار بدهی . اگر چه من نتوانستم مدت بیشتری با شما باشم ، مرا ببخشید و مرا حلال کن . بعد از شهادت من گریه نکن و اگر هم گریه می کنی، جایی گریه نکن که دشمنان اسلام شاد باشند و اگر گریه می کنی به یاد امام حسین (ع) کن و طفلان امام حسین (ع) و به یاد شهدای کربلا گریه کن. همسر عزیزم، قرآن ، این کتاب آسمانی را بیشتر بخوان و در دعاها و نماز جمعه ها تا می توانی شرکت کن و امام عزیزمان را حتما دعا کن و به فرامین امام عزیزمان گوش دل فرا ده و رزمندگان اسلام را دعا کن که انشاءالله به پیروزی نهایی برسند و خیال شما راحت باشد که به پیروزی نهایی می رسند و قبر شش گوشه امام حسین (ع) را با دست توانای خود آزاد می کنند. همسر عزیزم ، زیاد شما را سفارش نمی کنم. هرچند مدت کوتاهی با شما بودم، باید بگویم که از شما به عنوان یک همسر راضی بودم و از شما اصلاً بدی و خلافی ندیدم و شما فردی بودید واقعاً چه از لحاظ سیاسی و عبادی و خصوصاً از حجاب اسلامی ، که مهم ترین زینت زن است، برای من زن خیلی خوبی بودی و امیدوارم که بعد از من برای زن های دیگر واقعاً نمونه باشی و سعی کن که همیشه در خط امام و ولایت فقیه باشی . همسر عزیزم، مهدی عزیزم [ را]، که تنها ثمره من است به خداوند بزرگ و متعال می سپارم و امیدوارم که بتوانی او را طوری تربیت کنی که ادامه دهنده راه من باشد و لباس پاسداری به تن او کن که یک پاسدار حقیقی برای جمهوری اسلامی باشد . وقتی که بزرگ شد ، به او بیاموز که چگونه پدرت شهید شد و در چه راهی شهید شد . فرزندم باید پشتوانه انقلاب باشد و هر وقت به یاد پدرش افتاد ، به او بگو که پدرت زنده است و او را نوازش کن که مبادا دلتنگی کند و اگر خداوند یک اولاد دیگری به تو داد که مثل اولاد اول با او رفتار کن و بزرگ کن و تربیت اسلامی کن تا مورد رضایت خداوند در آن باشد . خلاصه همسر مهربانم، در هر کار ی که رضای خدا در آن باشد انسان باید به سوی آن بشتابد و در هر کاری که خشم خدا و غضب خدا باشد، باید حتماً از آن دوری کرد . اگر جنازه من به دست شما رسید، در امامزاده اشرف و کنار مزار شهدا دفن نمایید و شب های جمعه در کنار قبر من می آیی و به یاد کلیۀ شهدا فاتحه ای را میخوانی و اگر هم جنازه من به دست شما نرسید، هرگز ناراحت نباشید . باز هم راضی به رضای خدا باشید ، چرا که هر چه خدا بخواهد همان است . در خاتمه همسر گرامی ام، به شما سفارش میکنم که بعد از شهادت من می توانی ازدواج کنی و حتماً ازدواج کن . اما از شما می خو اهم حتما باید با کسی ازدواج کنی که اولاً ادامه دهنده راه من باشد و در خط انقلاب و ولایت فقیه باشد، ثانیاً در تعیین همسر باید سعی کنی که با کسی ازدواج کنی که از من خیلی بهتر و والاتر باشد و خدای نکرده حرف این و آن را گوش ندهی و خودت فکر داری و خودت ایمان به خدای متعال داری و مال و ثروت در زندگی ارزشی ندارد و تنها چیزی که اهمیت برای شما دارد همسرم سفارش می کنم که ایمان است و ایمان است و ایمان است . در پایان ، مقداری قرض خانه دارم که در دفترچه ای که در خانه است نوشته شده است. همۀ آنها را می پردازی و کسی طلبکار نباشد. فرزندم، مهدی عزیزم، و اگر خدا بخواهد فرزند دیگر و شما را به خداوند بزرگ و متعال می سپارم و موفقیت شما را از خداوند متعال می خواهم ( فقط از شما خواهش می کنم که به وصیت نامه کاملاً عمل کن که واجب شرعی است ). در پایان ، اگر نتوانستم مدت زیادتری با شما باشم و یا بدی از من دیدی و یا ناراحتی دیدی ، مرا ببخش و از فامیل ها و خصوصا پدر و مادرت طلب آمرزش می کنم.

« والسلام »[۱]


پانویس

  1. سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان

رده‌ها