ویرایش‌ها

شهید مسلم حاجی زاده نوقاب

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۵
==خاطرات==
- در یکی از عملیات ها شبی که می خواستیم به عملیات برویم بین رزمندگان شیرینی پخش می کردند . من و دو تن از دوستانم در [[گردان امام علی (ع) ]]بودیم و آقا مسلم در [[گردان امام سجاد (ع) ]]بود . من به دنبال او می گشتم . تا با او که همسایه ما بود ، خداحافظی کنم . موقعی که او را دیدم ، دیدم که شیرینی هایش را برای من نگه داشته است . پرسیدم چرا نخوردی ؟ من خواب دیده ام که شهید می شوم . دوست دارم از دست [[اباعبدالله(ع)]] شیرینی بگیرم . سپس دستهایش را به طرف آسمان بلند کرد و گفت : خدایا این شیرینی را به عنوان شیرینی شهادت بپذیر . صبح بعد از شروع عملیات خبر شهادت او را شنیدم . منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6456%206456 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
۲٬۱۷۷
ویرایش