ویرایش‌ها

شهیدحسین جهانگیر

۱۷ بایت حذف‌شده، ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۱
/* خاطرات */
==خاطرات==
- علی‌اکبر اولین دفعه‌ای که حسین رفت به جبهه وقتی برای مرخصی برگشته بود لباسهای کهنه‌ای را دیدم که تنش است گفتم مادر جان من که برایت لباسهای نو و خوب گذاشتم چکار شد تگفت: دوستانم لباس نداشتند دادم به آنها گفتم چرا کفشهایت پاره است؟ مگر به شما در جبهه کفش و پوتین نمی‌دهند؟ گفت: [[پوتین‌]] هایم هم پاره شده بود بعداً برادرش گفت: مادر حسین به بیت‌المال خیلی اهمیت می‌دهد و [[پوتین‌]] ها و لباسهایش را تحویل داده و نخواسته با لباسی که از پول بیت‌المال تهیه شده به منزل و به مرخصی بیاید و من تعجب کردم و به او احسنت گفتم<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206053 6053 سایت یاران رضا]</ref>   
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش