• یک شب قبل از عملیات خواب دیدم، به مشهد آمدیم و به همراه شهید توکلی و چند تن دیگر از بچه های گردان به حرم حضرت رضا(ع) رفتیم. در آنجا داشتند حرم را می ساختند و تمامی اطراف آن را بسته بودند و هیچ کس را به داخل حرم راه نمی دادند. بعد به اتفاق بچه ها از یک دیوار بالا رفتیم و داخل صحن را نگاه می کردیم و بالای دیوار نشسته بودیم. همانطور که مشغول نگاه کردن داخل صحن بودیم دیدیم یک نفر برای ما دست تکان می دهد و ما را صدا می کند، جلوتر که آمد دیدیم آقا محسن است با یک لباس سفید آمد نزدیک و به ما گفت:" به این طرف بیایید شما مجوز عبور دارید." چون ارتفاع دیواری که روی آن نشسته بودیم خیلی زیاد بود، من ترسیدم بپرم ولی شهید توکلی فوراً پرید پایین و خیلی خوشحال به همراه آقا محسن رفتند. من هر چه سعی کردم از دیوار بِپُرم، ترسیدم و نتوانستم و می دیدم تمامی بچه هایی که قبلاً به شهادت رسیده اند دارند در انجا قدم می زنند و من از شدت ناراحتی و غصه ناگهان از خواب پریدم و درست در همان عملیات که قرار بود انجام شود این دو مرد بزرگوار به شهادت رسیدند.
• بعد از آموزشهای لازم که دیدیم، یک روز همة ما را جمع کردند و آقای حسنی آمد تا تقسیم بندی ها صورت گیرد. در آنجا آقا محسن برای بچه ها سخنرانی کردند و گفتند:" ما از میان برادران کسانی را می خواهیم که با ما به خط مقدم بیایند برای شهادت و امیدی برای برگشت آنها نیست اما نیروهایی که می خواهند خود را سالم نگه دارند و برای زنده ماندن خود تلاش می کنند را نمی خواهیم، اگر واقعاً کسی در خودش این توان را نمی بیند از صف بیاید بیرون و در خط دوم در آشپزخانه، ترابری و ... مشغول بشود" و طوری با بچه ها برخورد کردند که آنهایی که نمی خواهند بیایند خط مقدم در صورت بیرون آمدن از صف خجالت نکشند.
• چند دقیقه قبل از شهادت آقا محسن به محلی رسیدیم که همانجا با عراقیها درگیر شدیم. بعد از چند ساعت درگیری برای اینکه کمی استراحت کنیم در یک شیاری مستقر شدیم و کاملاً خود را پنهان کرده بودیم که از ترکشهای خمپاره های دشمن در امان باشیم. در آن لحظه من ایشان را کاملاً زیر نظر داشتم، یک حال و هوتی عجیبی داشت، با اینکه گلوله های توپ اطراف او برخورد می کرد ولی ایشان کوچکترین عکس العملی نسبت به ترکشهای آنها از خود نشان نمی داد. بعد از چند لحظه نیروها همگی حرکت کردند، هنوز چند متری جلوتر نرفته بودیم که به ما خبر دادند آقای حسنی در همان لحظه به درجة رفیع شهادت نائل شده است.منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6768سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references />