ویرایش‌ها

شهیدحسین امینی هرندی

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۲
محل تولد : [[هرند]]
تاریخ شهادت : [[۱۳۶۷-۰۴-۲۳]]
محل شهادت : [[دارخوین]]
شهرستان : [[اصفهان]]
[[شهید حسین امینی هرندی]] در سال 1347 در هرند، در خانواده ای متوسط به دنیا آمد . از همان اوان کودکی عشق خدا و عشق [[حسین(ع)]] ) با شرکت در مجالس روضه خوانی [[حضرت اباعبدالله(ع)]] به وسیله پدر و مادرش به او آموزش داده شد و در حقیقت عشق حسین(ع) و [[کربلای ]] او با خون [[شهید امینی ]] عجین شده بود؛ تا این که درست یکسال واندی پس از شروع [[جنگ تحمیلی]] ، با این که در کلاس سوم راهنمایی تحصیل می کرد به خاطر عشق به شرکت در جهاد، در فتوکپی شناسنامه سن خود را زیاد کرد و به هر صورت به پادگان راه یافت و پس از پادگان به جبهه اعزام شد که در همان اعزام، در [[کردستان]] (محور قصریان) ]] ترکشی به کمراو، درست بغل نخاع اصابت کرد و گویی ترکش همچون شهد شیرینی بود که از طرف خدا به او اهدا شده بو د زیرا پس از چند روز مرخصی و بهبودی نسبی به سوی جبهه روانه شد، تا این که باز در [[عملیات بدر]] از ناحیه دست چپ مجروح شد و به بیمارستان [[شهید اشرفی ]] [[تهران]] منتقل گردید و چندین روز نیز در این بیمارستان بستری بود و با اینکه دست چپش توانایی انجام کار را نداشت، تقاضای اعزام به جبهه کرد و دوباره پس از بهبودی نسبی به جبه ه های نور علیه ظلمت اعزام گردید و در عملیات های مختلف شرکت کرد و دوباره در [[عملیات کربلای5کربلای 5]] از ناحیه کمر مجروح گردید، ولی هیچ گاه این مجروحیت نتوانست او را از حضور در جبهه غافل کند، بلکه او را مصمم تر ساخت.
[[شهید حسین امینی ]] بعد از اخذ دیپلم در رشته علوم تجربی، در کنکور دانشگاه شرکت کرد و در سه آزمون رتبه قبولی را کسب کرد، یعنی به طور هم زمان در دانشگاه دولتی، دانشگاه آزاد و در کنکور تربیت معلم قبول شد و بالأخره در دانشگاه اصفهان ثبت نام کرد و تصمیم به ادامه تحصیل گرفت. ولی پس از این که چند واحدی از دروس دانشگاهی را با موفقیت گذراند، دوباره احساس کرد که جبهه به او نیاز مبرم دارد و همین امر باعث شد که عاشقانه به جبهه ها بشتابد.
شهید حسین امینی آموزشهای مختلف از جمله (تخریب، [[تخریب]]، [[بی سیم]] ، [[غواصی ]] ، [[دیده بانی، شکار بانی]]، [[شکار تانک]] و... ) را در جبهه پشت سر گذاشت، به صورتی که خود در این موارد اهل نظر شده بود و چند بار هم به او پیشنهاد پذیرفتن مسئولیت دادند، ولی او مسئولیت نمی پذیرفت و می گفت می خواهم به صورت مجاهدی گمنام به جهاد خود ادامه دهم . تا اینکه بالاخره در تاریخ [[درتاریخ 23/4/67]] طی شرارت های رژیم بعثی [[رژیم بعثی عراق]] ، پس از آنکه از [[شلمچه]] بر می گشت، به آنها آماده باش داده شد و در این منطقه عملیاتی به فوز عظیم شهادت نائل گردید.
حسین، هفت سال سابقه خدمت در گردان [[گردان حضرت ابوالفضل(ع)]] ) از [[لشگر مقدس امام حسین(ع)]] را داشت و در طول هفت سال جهاد، در عملیات های مختلفی شرکت کرد.
از جمله ویژگیهای شهید این است که او مداح اهل بیت بود و با نوای گرمش زینت بخش مجالس [[دعای کمیل]] و توسل و مراسم شهدا و دیگر مراسم، چه در جبهه‌ها جبه ه ها و چه در هنگام مرخصی در شهرها بود و به همین سبب علاوه بر فعالیتهای رزمی در جبهه، مسئولیت تبلیغات گردان حضرت ابوالفضل(ع) را نیز داشت.
شهادت می دهم به وحدانیت خداوند بزرگ و پیامبرانش به خصوص [[حضرت محمد بن عبدا... (ص]]) و ائمه ی اطهار از [[حضرت علی(ع)]] ) گرفته تا قائم بر هم چیننده ی بساط ظلم و ستم و قائم به عدل همو که از جانب خدا شمشیر می کشد و گردن ظلم و فساد و کفر را می زند و شهادت می دهم به عدل خداوند که حتی موری را در زیر سنگ سیاهی در بیابان بی آب و علفی فراموش نمی کند و شهادت می دهم بر روز موعود همان روزی که همه به پا می خیزند و باید در دادگاه عدل و فضل الهی و در حضور کبریایی او جواب گوی اعمال باشند. نمی دانم چه بنویسم و از کجا که ظاهری از یک وصیت نامه را داشته باشد. هر چه فکر می کنم به خود می گویم باید سفارش کرد که تا کی ظلم و تا کی خیانت و جنایت و ناعدالتی و تا به کی این همه فساد باید در عالم باشد. همه جواب می دهند تا موقعی که [[حضرت مهدی (عج)]] شمشیر بکشد، ولی باز هم جای انتقاد است که آیا نباید زمینه را برای خنجر کشیدن او فراهم کنیم و آیا نباید از خود شروع بکنیم و خود را بسازیم. مگر رسم نیست وقتی که مهمانی می خواهد برای کسی وارد شود، قبل از آمدنش خانه را جارو و اتاق ها را تمیز می کنند. مگر رسم نیست بین مردم وقتی که یک حاجی می خواهد از مکه برگردد چراغانی می کنند و همه جا را مزین می کنند. مگر ما منکر این ها هستیم. حالا جای سؤال است که ما حاجی داریم که قرن هاست به سفر رفته و انگار بوی آمدنش می آید. آیا نباید در و دیوار خانه ی دل خود را مزین کنیم و آیا نباید صداقت ها و عدالت ها و رسم و رسوم های صدر اسلام را پیشه ی خود کنیم و آیا نباید به جای این همه کارهای نا به جا که نباید بکنیم بیاییم و هر آن چه را که مورد پذیرش و خشنودی خداوند بزرگ و ائمه‌ی ائمه ی اطهار می شود انجام دهیم.
۳۲۳
ویرایش