خداوندا، از تو ميخواهم كه اين خدمت ناقابلم را بپذيري هر چند گرماي طاقت فرساي جنوب، برابر با حرارت سوزان عربستان كه بلال مقرب درگاهت را بر ريگهاي سوزان به پشت ميخواباندند و بر سينهاش سنگ ميگذاشتند و به اين هم اكتفا نميكردند و شكنجهاش ميكردند. ميدانم حسين فاطمه را به اتفاق اهل بيتش به چه روش ناجوانمردانه به شهادت رساندند، اما من حقير با آنها حتي چندين برابر كوچكتر قابل مقايسه نيستم.
بدانيد كه هدف من و همه برادران رزمنده تنها براي آزادي قدس و كربلا نيست، بلكه ما تا جايي كه حتي يك نفر در كره خلقت پيشاني براي غير خدا بسايد جهاد ميكنيم.
پدر و مادر ارجمند، والدين گرانقدرم، پس از شنيدن خبر شهادتم قبل از اينكه عمل يا حالتي از شما سر بزند بينديشيد كه چه داريد ميكنيد، گريه و احياناً تأسف از شهادت فرزند كوچكتان كه امانتي بود از جانب خدا كه به خودش برگشته است جايز نيست، براي من اشك ماتم نريزيد!