2. زندگی نامه :
[[شهید علی صفری-متولد سال1346سال 1346]] فرزند اباذر در اولین روز فروردین ماه سال 1346 در روستای کرگشه از توابع شهرستان [[مشگین شهر]] در خانواده ای مومن و مذهبی و کشاورز و پر جمعیت 11 نفری که چهارمین فرزند خانواده بود دیده به جهان هستی نهاد در زمانی که همه منتظر تحویل سال بودند خانواده اباذر هم منتظر به دنیا آمدن فرزند و هم منتظر تحویل سال. بلاخره مادرش صدا می زند مومن و پاکدامن و خوشبخت بود که در چنین روزی فرزندش متولد شد وآنقدر خوشحال و شادمان بودند که هم شیرینی پخش می کردند و هم مژدگانی می دادند و پدرش از سر اعتقاد به [[علی بن ابیطالب]] نام فرزندش را علی نهاد تا جوانمرد باشد که دنیا به آن افتخار کند اگر چه وضعیت اقتصادی خانواده در حد متوسط بود و تنها منبع د رآمدشان از راه کشاورزی بود اما عنایت خداوند شامل حال آنان بود که با توکل تمام مشکلاتشان را حل می کردند با توجه به اعتقاد ذاتی که این خانواده بزرگوار به اسلام و ارزشها داشتند باعث شد که فرزندشان را به کلاس های قرآنی که در منزل یکی از روحانیون برگزار می باشد بفرستند.و او هم چون عاشق خواندن [[قرآن]] شده بود خیلی زود قرآن را یاد گرفت و از معلمش هدیه گرفت .
دوران خرسالیش را با همبازی هایش به بازی می پرداخت خیلی آرام و ساکت بود و در عین ساکت بودنش کنجکاو بود و هر چیز تازه ای که می دید راجبش سوال می پرسید کار دستی ها ی زیبا درست میکرد انگار که یک نجار ماهر با ابزارهای مختلف درست کرده بود 7 ساله که شد به دبستان خرداد؟ قدم نهاد همیشه زودتر از وقتش به مدرسه می رفت و همیشه به موقع تکالیفش را انجام میداد. اما فقر و تنگ دستی خانواده فرصت تحصیل را بیش از چهارم ابتدایی از علی گرفت. اما با این حال روحیه اش طوری بود که که نمی توانست بیکار بنشیند به همین خاطر به کشاورزی روی آورد در فصل درو به پدرش کمک نمود گاو ها و گوسفند ها را به چرا می برد و گاهی هم برای تامین مخارج خانواده به کارگری می رفت .