شهید منصور فرخی نژاد: تفاوت بین نسخهها
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←خاطرات) |
|||
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | + | *از زبان مادر شهید | |
| − | منصور جوان من، با تقوا و پرهیزکار بود و با وجود سن کم نمازهای شبش، به خانه ی ما نور می بخشید. هر وقت از دست او عصبانی می شدم، بلافاصله دست مرا می بوسید و مادر جانم خطاب می کرد. قامت ورزیده ی او را تمرین های ورزشی، زیبایی خاصی بخشیده بود و هرگاه نگاهم به او می افتاد، برای سلامتش دعا می کردم.<ref>[http | + | منصور جوان من، با تقوا و پرهیزکار بود و با وجود سن کم نمازهای شبش، به خانه ی ما نور می بخشید. هر وقت از دست او عصبانی می شدم، بلافاصله دست مرا می بوسید و مادر جانم خطاب می کرد. قامت ورزیده ی او را تمرین های ورزشی، زیبایی خاصی بخشیده بود و هرگاه نگاهم به او می افتاد، برای سلامتش دعا می کردم.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20187 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۹
شهید منصور فرخی نژاد تاریخ تولد :1343/06/06 تاریخ شهادت : 1363/07/12 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خوزستان - آبادان - بهشت رضا
زندگینامه
شهید منصور فرخی نژاد در سال 1343 متولد شد. به خاطر مشکلات مالی پدرش، پس از گرفتن مدرک سیکل ترک تحصیل کرد و در سال 1362 بعد از طی دوره ی غواصی به جمع دریا دلان غواص پیوست. محل خدمت او بندرعباس بود و در تمام مأموریت های این نیرو شرکت می کرد. منصور، سرانجام در روز داوزدهم مهرماه 1362، در یک عملیات شناسایی به شهادت رسید و پیکر پاکش را در گلزار شهدای بندر عباس به خاک سپردند. روحش شاد و یادش گرامی باد
خاطرات
- از زبان مادر شهید
منصور جوان من، با تقوا و پرهیزکار بود و با وجود سن کم نمازهای شبش، به خانه ی ما نور می بخشید. هر وقت از دست او عصبانی می شدم، بلافاصله دست مرا می بوسید و مادر جانم خطاب می کرد. قامت ورزیده ی او را تمرین های ورزشی، زیبایی خاصی بخشیده بود و هرگاه نگاهم به او می افتاد، برای سلامتش دعا می کردم.[۱]