شهیدحسین آزادی فر: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید حسین آزادی فر را به شهیدحسین آزادی فر منتقل کرد)
 
(بدون تفاوت)

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۲

حسین آزادی فر
Hosain-azadifar.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1337/06/05
شهادت 1360/05/06


شهید حسین آزادی فر تاریخ تولد :1337/06/05 تاریخ شهادت : 1360/05/06 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :همدان - ملایر - بهشت هاجر


زندگی نامه

در تاریخ 1337در استان اراک روستای بصر آباد متولد شد. پدرش یوسف و مادرش نگار براتی نام داشت. وی تا مقطع دیپلم تحصیل کرد و قبل از شهادت ارتشی بود. نامبرده متاهل بود که حاصل این ازدواج 1پسر و 1دختر می باشد. این شهیددر سال 1360با عضویت ارتشی به جبهه اعزام شد و در تاریخ 1360/05/06 بر اثر اصابت توپ دشمن در منطقه عملیاتی طراح توسط دشمن بعثی به شهادت رسید. این شهید مفقودالاثر می باشد.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه حسين آزادي فر ان الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله فاولئک هم الفائزون. با عرض سلام به خانواده عزيزم اين وصيت من است که براي شما مي نويسم از تمام خانواده ام مي خواهم که مرا حلال کنيد و مرا ببخشيد و از مردن در راه خدا خوشحال باشيد و مي دانيد طبق آيه فوق الذکر کساني که در راه خدا هجرت کنند و جهاد کنند از رستگاران مي باشند و هميشه پيروزي با آنهاست. پدر جان بعد از مرگ من مقدار ناچيز حقوق و مالي که مي ماند به زن و بچه هايم تعلق مي گيرد مادر جان هميشه ارزو داشتم که يک روز مدرسه رفتن مهناز و مجيد را ببينم و همچنين ديپلم گرفتن آنها را آري مادر جان تنها آرزويم اين بوده که بچه هايم درس بخوانند و ديپلم بگيرند بلکه آينده اي براي خود درست کنند هميشه آرزويم اين بوده که بچه هايم را با محبت و سربلندي بزرگ کنم و کم بودهاي زندگي شان را فراهم نمايم تا پيش دوستانشان هميشه سربلند و سرافراز باشند. مادر جان من هيچ وقت نمي خواستم بچه هايم توسري خور بار بيايند و هرکه به آنها مي رسد طوري ديگر به آنها نگاه کندو بگويد يتيم هستند کسي را ندارند. اما پدر جان حالا که من بين شما نيستم پس خواهشي که از شما دارم شما آرزوي مرا برآورده کنيد پدرجان زنم پس از يا بعد از مرگ من مي تواند شوهر ديگري براي خود انتخاب کند و شما به هيچ وجه نمي توانيد مانع از ازدواج او باشيد او جوان است شايد نتواند خود را به پاي دوتا بچه پير کند اختيارش دست خودش است خواست ازدواج بکند خواست ازدواج نکتد اگر زنم خواست ازدواج بکند حقوق مالي که به او ارث مانده به مجيد و مهناز مي رسد و اگر هم ازدواج نکرد به خودش يعني خانم تاج مي رسدو فکر مي کنم از خود من هم بهتر بچه ها را بار مي آورد و آرزوهاي من هم برآورده خواهد شد. اميدوارم بعد از مرگم بچه هايم محتاج هيچ کس نباشند و هميشه با شادي و سربلندي زندگي کنند و اگر پولي هم از طرف پادگان جمع کردند و براي شما آوردند شما به هيچ وجه قبول نکنيد پدر جان ما که محتاج نيستيم مگه نه. خوب مهناز جان مجيد عزيزم اگر مادرتان ترک نکرد شما را و نرفت حتما شما بايد محبت شوهري هم درباره او بکنيد چون تو اين هفت سال زن و شوهرداري مي دانم که من براي او شوهر خوبي نبودم و نتوانستم با محبت و خوش رويي با او رفتار کنم و يا نتوانستم کمبودهاي زندگي وي را تامين نمايم و شرمنده خجل سر بر خاک مي گذارم و از خداي متعال مي خواهم که از گناهان من بگذرد و اگر از کسي طلبي يا بدهکاري داشته باشم خودشان سراغتان مي آيند. با عرض شرمندگي حسين آزادي فر[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش



رده‌ها