شهید علیرضا آشوری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱۸: سطر ۱۸:
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 +
 
« اللهم اجعلنی من جندک فان جدت هم الغالبون واجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون و اجعلنی من اولیایک فان اولیائک
 
« اللهم اجعلنی من جندک فان جدت هم الغالبون واجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون و اجعلنی من اولیایک فان اولیائک
 
لاخوف علیهم و لاهم یحزنون »
 
لاخوف علیهم و لاهم یحزنون »
 
« خدایا مرا از سپاه خویش قرار ده، زیرا سپاه تو پیروزند و بگردان مرا از حزب خود ، زیرا حزب تو رستگارند
 
« خدایا مرا از سپاه خویش قرار ده، زیرا سپاه تو پیروزند و بگردان مرا از حزب خود ، زیرا حزب تو رستگارند
 
و مرا از دوستان خویش قرار ده، زیرا که دوستان تو  را نه بیمی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند .»
 
و مرا از دوستان خویش قرار ده، زیرا که دوستان تو  را نه بیمی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند .»
 به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان اسلام، یاری دهنده مظلومان و در هم کوبنده ستمگران و با سلام بر امام عزیزم،
+
به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان اسلام، یاری دهنده مظلومان و در هم کوبنده ستمگران و با سلام بر امام عزیزم،
 
خمینی بت شکن، آن پیر جماران، آن خورشید تابان، آن زاهد شب و شیر درندة روز که راه فراموش شده  اسلام محمدی را به ما
 
خمینی بت شکن، آن پیر جماران، آن خورشید تابان، آن زاهد شب و شیر درندة روز که راه فراموش شده  اسلام محمدی را به ما
 
آموخت و سلام بر شهیدان، شعله افروزان جامعه بشریت، که چگونه زیستن را به ما آموختند.
 
آموخت و سلام بر شهیدان، شعله افروزان جامعه بشریت، که چگونه زیستن را به ما آموختند.
 
حضور محترم پدر و مادر عزیزم را سلام می رسانم وامیدوارم که این سلام من را بپذیرید  و پدر
 
حضور محترم پدر و مادر عزیزم را سلام می رسانم وامیدوارم که این سلام من را بپذیرید  و پدر
 و مادرجان، شما من را بزرگ کردید و من را خدا به شما داده است و خدا هم از شما می گیرد
+
و مادرجان، شما من را بزرگ کردید و من را خدا به شما داده است و خدا هم از شما می گیرد
 
و انتظار من این است که بعد از مرگ من برای من گریه نکنید و افتخار کنید که  چنین جوانی را تربیت کردید و در راه اسلام دادید
 
و انتظار من این است که بعد از مرگ من برای من گریه نکنید و افتخار کنید که  چنین جوانی را تربیت کردید و در راه اسلام دادید
 
و پدرجان و مادر عزیزم، من اگر شهید شدم و لیاقت آن را اگر داشتم من را باید ببخشید و حلالم کنید و من را توی ابرهمان
 
و پدرجان و مادر عزیزم، من اگر شهید شدم و لیاقت آن را اگر داشتم من را باید ببخشید و حلالم کنید و من را توی ابرهمان
 
جایی که برادران جای شهدا انتخاب کردند که توی درانها 1 هست آنجا دفن کنید و زیاد خرج برای مجلس من نکنید و شما نباید برای
 
جایی که برادران جای شهدا انتخاب کردند که توی درانها 1 هست آنجا دفن کنید و زیاد خرج برای مجلس من نکنید و شما نباید برای
 
من گریه کنید، چون من در راه خدا رفتم
 
من گریه کنید، چون من در راه خدا رفتم
 و مادر عزیزم و خواهر مهربانم حجابتان را حفظ کنید و از بهر من شیون نکنید و بیرون شیون نکنید،
+
و مادر عزیزم و خواهر مهربانم حجابتان را حفظ کنید و از بهر من شیون نکنید و بیرون شیون نکنید،
 
ولی توی خانه هر کاری می کنید کنید و همسر عزیزم، من از تو خواهش که دارم بعد از مرگ من حجابت را حفظ کن
 
ولی توی خانه هر کاری می کنید کنید و همسر عزیزم، من از تو خواهش که دارم بعد از مرگ من حجابت را حفظ کن
 
و به زندگانی خودت مشغول باش و نباشد که  بعد از من زندگانی نکنی و من از تو انتظار دارم که بعد از مرگ من با پدر و مادر من
 
و به زندگانی خودت مشغول باش و نباشد که  بعد از من زندگانی نکنی و من از تو انتظار دارم که بعد از مرگ من با پدر و مادر من
 مشغول زندگی باش و پدر مادر من را نگهداری کن و تا آنها بوی تو را از من بگیرند و
+
مشغول زندگی باش و پدر مادر من را نگهداری کن و تا آنها بوی تو را از من بگیرند و
 اگر این کار را نکنی، من از تو راضی نیستم و روز قیامت جلوی تو را می گیرم و پدر و مادرجان، من از شما می خواهم که بعد از
+
اگر این کار را نکنی، من از تو راضی نیستم و روز قیامت جلوی تو را می گیرم و پدر و مادرجان، من از شما می خواهم که بعد از
 
من با همسر من زندگی کنید و به خاطر خون شهدا و به خاطر خون من با هم زندگانی کنید و اگر همسرم نخواست زندگانی کند و
 
من با همسر من زندگی کنید و به خاطر خون شهدا و به خاطر خون من با هم زندگانی کنید و اگر همسرم نخواست زندگانی کند و
 خواست برود جای دیگر زندگانی کند، وسیله هایی که پدر و مادر خودش به آن داده اند سوا می کنید می دهید به همسر.
+
خواست برود جای دیگر زندگانی کند، وسیله هایی که پدر و مادر خودش به آن داده اند سوا می کنید می دهید به همسر.
 
بعد اگر خواست  برود که برود و شما چیزی به آن نگویید و برای من هم ناراحت نباشید و وسیله هایی که من برای زندگی خودم
 
بعد اگر خواست  برود که برود و شما چیزی به آن نگویید و برای من هم ناراحت نباشید و وسیله هایی که من برای زندگی خودم
 
خریداری کردم، آنها را به تک تک برادرانم تقسیم می کنید و برای خود آنها می دهید تا  از من یک یادگاری داشته باشند و هر دم
 
خریداری کردم، آنها را به تک تک برادرانم تقسیم می کنید و برای خود آنها می دهید تا  از من یک یادگاری داشته باشند و هر دم
 
مرا یاد کنند و تقسیم کنید تا بخورند نوش جان آنها باشد و پدر و مادر عزیزم، آن مقدار پولی که من از یحیی آشوری می خواهم به
 
مرا یاد کنند و تقسیم کنید تا بخورند نوش جان آنها باشد و پدر و مادر عزیزم، آن مقدار پولی که من از یحیی آشوری می خواهم به
 
مبلغ 2500 تومان آن را بگیرید خرج من بکنید و دیگر عرضی ندارم، به جز سلامتی امام و پیروزی رزمندگان
 
مبلغ 2500 تومان آن را بگیرید خرج من بکنید و دیگر عرضی ندارم، به جز سلامتی امام و پیروزی رزمندگان
 اسلام و شما برادران عزیزم و مهربانم. من از شما برادر محرم خودم ، آقای محمدرضا ، می خواهم که بعد از من راه من را ادامه
+
اسلام و شما برادران عزیزم و مهربانم. من از شما برادر محرم خودم ، آقای محمدرضا ، می خواهم که بعد از من راه من را ادامه
 
بدهی و سنگر من را خالی نگذاری و انتقام خون شهدای ایران و خون من را از ستمگران بگیری و بعد از شما از برادران عزیزم،
 
بدهی و سنگر من را خالی نگذاری و انتقام خون شهدای ایران و خون من را از ستمگران بگیری و بعد از شما از برادران عزیزم،
 
غلامرضا و حسین و حسن و صادق، می خواهم که راه شهدا را ادامه بدهند و کربلا را از چنگ کافران آزاد کنید و می کنید و
 
غلامرضا و حسین و حسن و صادق، می خواهم که راه شهدا را ادامه بدهند و کربلا را از چنگ کافران آزاد کنید و می کنید و
سطر ۴۹: سطر ۵۰:
 
اگر من به کربلا نرسیدم که زیارت کنم، تو می روی سلام من را به اباعبدالله الحسین می رسانی و از عوض من زیارت می کنی و
 
اگر من به کربلا نرسیدم که زیارت کنم، تو می روی سلام من را به اباعبدالله الحسین می رسانی و از عوض من زیارت می کنی و
 
من دیگر عرضی ندارم به جزسلامتی شما. خداحافظ، به امید دیدار در روز قیامت و مادرم و خواهرم حجابت را، پدرم
 
من دیگر عرضی ندارم به جزسلامتی شما. خداحافظ، به امید دیدار در روز قیامت و مادرم و خواهرم حجابت را، پدرم
 و برادرم نگاهت را به خاطر خون شهدا حفظ کن.
+
و برادرم نگاهت را به خاطر خون شهدا حفظ کن.
 
« الجلوس فی المسجد ...الصلوه عباده ... »
 
« الجلوس فی المسجد ...الصلوه عباده ... »
 
« نشستن  در مسجد به انتظار نماز عبادت است ، تا حدث نباشد غیبت نباشد »
 
« نشستن  در مسجد به انتظار نماز عبادت است ، تا حدث نباشد غیبت نباشد »
 (پیامبر اکرم)
+
(پیامبر اکرم)
 پدر عزیزم و مادر مهربانم و برادرانم و خواهران عزیزم به مسجد بروید و انتظار نمازبکشید چون عبادت است، ولی در مسجد
+
در عزیزم و مادر مهربانم و برادرانم و خواهران عزیزم به مسجد بروید و انتظار نمازبکشید چون عبادت است، ولی در مسجد
 
غیبت نکنید چون گناه بزرگی است.
 
غیبت نکنید چون گناه بزرگی است.
 «والسلام »
+
«والسلام »
 خداحافظ
+
خداحافظ
 علیرضا آشوری تاریخ 23/12/1363 
+
علیرضا آشوری تاریخ 23/12/1363.<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2091 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان سمنان]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان
+
<references />
HYPERLINK "http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2091" http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2091
+
 
+
 
== رده‌ها ==
 
== رده‌ها ==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض: علیرضا_آشوری}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض: علیرضا_آشوری}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۰

علیرضا آشوری فرزند : حبیب ا... متولد : 1345/01/20 در روستای ابر تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : متاهل یگان: سپاه شاهرود-تیپ ویژه شهدا-گردان امام علی (ع) مدت حضور : 7 ماه8 روز مسئولیت : رزمنده نوع عضویت : سرباز نوع شغل : موزائیک ساز تاریخ شهادت : 1364/04/24 محل شهادت : غرب منطقه سیدگان عراق (گل زرد) عملیات : قادر محل دفن : جاویدالاثر


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

« اللهم اجعلنی من جندک فان جدت هم الغالبون واجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون و اجعلنی من اولیایک فان اولیائک لاخوف علیهم و لاهم یحزنون » « خدایا مرا از سپاه خویش قرار ده، زیرا سپاه تو پیروزند و بگردان مرا از حزب خود ، زیرا حزب تو رستگارند و مرا از دوستان خویش قرار ده، زیرا که دوستان تو  را نه بیمی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند .» به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان اسلام، یاری دهنده مظلومان و در هم کوبنده ستمگران و با سلام بر امام عزیزم، خمینی بت شکن، آن پیر جماران، آن خورشید تابان، آن زاهد شب و شیر درندة روز که راه فراموش شده  اسلام محمدی را به ما آموخت و سلام بر شهیدان، شعله افروزان جامعه بشریت، که چگونه زیستن را به ما آموختند. حضور محترم پدر و مادر عزیزم را سلام می رسانم وامیدوارم که این سلام من را بپذیرید  و پدر و مادرجان، شما من را بزرگ کردید و من را خدا به شما داده است و خدا هم از شما می گیرد و انتظار من این است که بعد از مرگ من برای من گریه نکنید و افتخار کنید که  چنین جوانی را تربیت کردید و در راه اسلام دادید و پدرجان و مادر عزیزم، من اگر شهید شدم و لیاقت آن را اگر داشتم من را باید ببخشید و حلالم کنید و من را توی ابرهمان جایی که برادران جای شهدا انتخاب کردند که توی درانها 1 هست آنجا دفن کنید و زیاد خرج برای مجلس من نکنید و شما نباید برای من گریه کنید، چون من در راه خدا رفتم و مادر عزیزم و خواهر مهربانم حجابتان را حفظ کنید و از بهر من شیون نکنید و بیرون شیون نکنید، ولی توی خانه هر کاری می کنید کنید و همسر عزیزم، من از تو خواهش که دارم بعد از مرگ من حجابت را حفظ کن و به زندگانی خودت مشغول باش و نباشد که  بعد از من زندگانی نکنی و من از تو انتظار دارم که بعد از مرگ من با پدر و مادر من مشغول زندگی باش و پدر مادر من را نگهداری کن و تا آنها بوی تو را از من بگیرند و اگر این کار را نکنی، من از تو راضی نیستم و روز قیامت جلوی تو را می گیرم و پدر و مادرجان، من از شما می خواهم که بعد از من با همسر من زندگی کنید و به خاطر خون شهدا و به خاطر خون من با هم زندگانی کنید و اگر همسرم نخواست زندگانی کند و خواست برود جای دیگر زندگانی کند، وسیله هایی که پدر و مادر خودش به آن داده اند سوا می کنید می دهید به همسر. بعد اگر خواست  برود که برود و شما چیزی به آن نگویید و برای من هم ناراحت نباشید و وسیله هایی که من برای زندگی خودم خریداری کردم، آنها را به تک تک برادرانم تقسیم می کنید و برای خود آنها می دهید تا  از من یک یادگاری داشته باشند و هر دم مرا یاد کنند و تقسیم کنید تا بخورند نوش جان آنها باشد و پدر و مادر عزیزم، آن مقدار پولی که من از یحیی آشوری می خواهم به مبلغ 2500 تومان آن را بگیرید خرج من بکنید و دیگر عرضی ندارم، به جز سلامتی امام و پیروزی رزمندگان اسلام و شما برادران عزیزم و مهربانم. من از شما برادر محرم خودم ، آقای محمدرضا ، می خواهم که بعد از من راه من را ادامه بدهی و سنگر من را خالی نگذاری و انتقام خون شهدای ایران و خون من را از ستمگران بگیری و بعد از شما از برادران عزیزم، غلامرضا و حسین و حسن و صادق، می خواهم که راه شهدا را ادامه بدهند و کربلا را از چنگ کافران آزاد کنید و می کنید و برادرجان محمد به همین زودی پیروز م یشویم و کربلا می گیریم.   اگر من به کربلا نرسیدم که زیارت کنم، تو می روی سلام من را به اباعبدالله الحسین می رسانی و از عوض من زیارت می کنی و من دیگر عرضی ندارم به جزسلامتی شما. خداحافظ، به امید دیدار در روز قیامت و مادرم و خواهرم حجابت را، پدرم و برادرم نگاهت را به خاطر خون شهدا حفظ کن. « الجلوس فی المسجد ...الصلوه عباده ... » « نشستن  در مسجد به انتظار نماز عبادت است ، تا حدث نباشد غیبت نباشد » (پیامبر اکرم) در عزیزم و مادر مهربانم و برادرانم و خواهران عزیزم به مسجد بروید و انتظار نمازبکشید چون عبادت است، ولی در مسجد غیبت نکنید چون گناه بزرگی است. «والسلام » خداحافظ علیرضا آشوری تاریخ 23/12/1363.[۱]

پانویس

  1. پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان سمنان

رده‌ها