گلزار : شهید مدرس کاشمر
rId5
مزار بودم که آقا یوسف با دانش آموزانش وارد شد. در حاشیه مزار گور آمادهای قرار داشت. آقا یوسف وارد قبر شد و دراز کشید. ! بچه ها با اضطراب داد کشیدند:
ـ آقا چی کار میکنین؟
ـ نترسین، دیر یا زود، همهی ما اینجا خواهیم اومد. اینجا قبره، همون جایی که فردایقیامت، باید از درون اون برخیزیم و جوابگوی اعمالمون باشیم.
خلاصه، آن روز برای بچهها از ته گور حرفهای شنیدنی زیادی زد و به این طریق و با روشی عملی، بچ ها را با مفهوم مرگ و پاداش و جزای آخرت، آشنا کرد.
سردار شهید یوسف براهنیفر در خانوادهای چشم گشود که ناز نگار دل، آنها را ساکن کوی ایمان و تقوی کرده بود، تا در پرتو جلوهی دوست، راه بندگی را طی کنند. حضور خلوت عاغرفانهی رمضان (پدر شهید )، در نظر قدسیان خوش آمد و پاس صداقتش در بندگی خداوند در سال 1334 کودکی را به او ارزانی داشت. پدر که چون پیر کنعان، گمشدهاش را در این فرزند یافته بود، او را یوسف نام نهاد و در تربیتش کوشا بود و یوسف میرفت تا در کشاکش حوادث و در سنگلاخ بادیهی دنیا، آزمایش شود.
یوسف، تا زمان اخذ مدرک دیپلم در زادگاهش، چالوس بهسر برد. سپس بهعنوان سپاهی دانش به کوهسرخ کاشمر اعزام شد. در عرصهی مبارزات علیه رژیم طاغوت در سطح شهرستانهای کاشمر و بردسکن، حضور فعال داشت و در این خصوص چند بار زندانی شد. پس از پیروزی انقلاب، به همراه همسرش به کردستان هجرت کرد. سه سال حضور مداوم در منطقهی کردستان و فعالیت چشمگیر و بنیادی در امور فرهنگی، از یادگارهای ماندگار اوست.
کوههای استوار و قهرمان کردستان، خاطرهی تلاشهای این معلم فرهیخته و دلاور را در سینهی سترگ خویش نهفته دارد.
شهید براهنیفر، همزمان با اشتغال به امر تدریس و فعالیت در امور تربیتی، بارها به جبهههای نبرد حق علیه باطل شتافت و به عنوان فرمانده گروه تخریب تیپ 21 امام رضا(ع) در عملیات والفجر 3 در ارتفاعات قلاویزان ـ منطقهی مهرانـ به اسارت دشمن بعثی در آمد و بعد از تحمل شکنجههای بسیار، در تاریخ 18/5/62 در عروجی آسمانی به جمع افلاکیان پیوست.
اکنون پیکر مطهرش در گلزار شهیدان ـ آرامگاه شهید مدرسـ کاشمر، در جوار همرزمانش، ارام آرام عطر افشانی میکند.
راوی: محمدهادی شکراللهی (دوست شهید)