ویرایش‌ها

شهیدمحمدحسین الهدی

۸۹۹ بایت اضافه‌شده، ‏۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۸
* پس از پيروزى انقلاب، حسين در عرصه فرهنگى تلاش چشمگيرى داشت و هر روز چندين کلاس را در سپاه، جهاد، نهضت سوادآموزى و شکرت نفت اداره مى‏کرد. دران زمان ماشین‌هایی در اختيار نهادهاى انقلابى بود، اما حسين از آن ماشين‏ها استفاده نمى‏کرد و با پولى که قرض کرده بود، يک دستگاه موتورگازی خريده بود و در گرمای تابستان اهواز با همان موتورگازی به کلاس‏ها مى‏رفت. وقتى که جنگ شروع شد و حسين فرماندهى اعزام نيروها را برعهده‌گرفته بود با موتورگازی به راديو اهواز مى‏رفت و سخنرانى جنگ‌های پيامبر را اجرا مى‏نمود و با همان موتور به جلسه فرماندهان مى‏رفت تا در جريان وضعيت جبهه قرار گيرد.
*نهج البلاغه
 
نیمه هاى شب بود كه نهج البلاغه میخواند. من نگاه كردم به ایشان، دیدم چهره اش برافروخته شده و دارد اشك میریزد. من با زیر چشم، شماره صفحه نهج البلاغه را نگاه كردم و به ذهن سپردم پس از مدتى، سید حسین نهج البلاغه را بست و براى استراحت به بیرون رفت. من صفحه نهج البلاغه را باز كردم، دیدم همان خطبهاى است كه حضرت على (ع) در فراق یاران باوفایش ناله میكند و مبفرماید :أین َ عمار؟ أین َ ذوالشهادتین؟ كجاست عمار؟ كجاست...
 
خاطرات شهید علم الهدی
منبع: سایت شهید آوینی
https://old.aviny.com/Rahiyan_Noor/revaiat-eshgh/khatere/20.aspx
==آثار==
۲۱۹
ویرایش