[[اشک دشمن]]
پدیدآورنده : [[صالح مرسی]]
نوبت چاپ : اول / 1393
مجموعه رمانهای خانه عنکبوت، روایت داستانی جوانان میهن پرست جهان عرب است که ایستادگیشان، شکست ناپذیری سرویسهای اطلاعاتی [[رژیم صهیونیستی ]] را به افسانهای بیاساس بدل کرده و سست بودن این خانه را در مقابل دیدهگان جهانیان به تصویر کشیده است . رمان که براساس ماجرایی واقعی است، داستان جوانی مصری است که به [[اسرائیل ]] نفوذ کرده و اطلاعات بسیاری را با ترفندهایی شگفت از آنجا خارج میکند .
* بازی موش و گربه شروع شده بود . [[« الشوان » ]] هم این بازی را خیلی خوب بلد بود؛ از همان زمان که اسرائیلیها به او نوشتن با جوهر نامرئی را آموخته بودند و از همان زمان که با رئیس زکریا دیدار کرد و پذیرفت بر طنابی که بر روی دو جهنم کشیده است، راه برود ... اما مطمئناً این بار موضوع کاملاً فرق میکرد !
بازی از همان اول همینقدر پیچیده بود و هرگز در حد فرستادن اطلاعاتی که در درون ساختمان سراسر سکوت و رازآلود باغهای منطقه [[« القبه » ]] آماده شده بود، متوقف نمیشد .
او باید از این هم فراتر میرفت و عملیات فریب را تکمیل میکرد که فراگیری روش نوشتن نامه را نیز در برمیگرفت .
* چهار روز مرخصی رو به پایان بود . ماشین او را به [[یافا ]] و [[حیفا ]] میبرد و از آنجا به [[قدس ]] میرساند . او در میان دشمنان، سربلند و با احترام به گردش میپردازد . هرچه را که میخواهد در اختیارش میگذارند . دیگر کاملاً آرام شده و نگرانیاش از بین رفته است .
در مسیر [[تلآویو ]] و خیابان دیزنجوف و در روز چهارم، ذهنش مانند یک ماشین بدون توقف، فعال شده بود . نمیدانست چرا خاطرات پنج سال گذشته به شدت به او هجوم میآورند .