شايد كه هيچ ديگر روي تو را نبينم، ديدار ما قيامت اي خوب نازنينم، شايد كنون كه داري اين نامه را تو در دست،
باشم در آسمان ها بيرون از اين تن پست، اما مباش دل تنگ؛ زيرا كه حق جز اين نيست، منزلگه من و تو اين خاك و اين زمين نيست،
تا اوج بي نهايت پرواز كرد بايد، در قلب آسمان ها ره باز كرد بايد، اما كلام آخر بشنو وصيت من،
چون جاودانه باشد از آن شريعت من، تنها وصيتم را برگو به دوستانم، تا آن جهان نگردد آزرده روح و جانم،
برگو ره خميني باشد ره سعادت، آن را اين سه حرف است ايمان، جهاد، شهادت.