شهید محمد پیرپیران: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۵۳: | سطر ۵۳: | ||
برایم از خدا طلب مغفرت کنید که سخت محتاج دعای شما هستم و از پدر و مادرم می خواهم که برایم گریه نکنند جشن بگیرند و شادی کنند و خدا را شکر کنند که فرزندشان راه حق را رفت و خدای ناکرده به راه شیطان نرفته است. | برایم از خدا طلب مغفرت کنید که سخت محتاج دعای شما هستم و از پدر و مادرم می خواهم که برایم گریه نکنند جشن بگیرند و شادی کنند و خدا را شکر کنند که فرزندشان راه حق را رفت و خدای ناکرده به راه شیطان نرفته است. | ||
| − | + | <ref>[http://%20%20http://khayyen.ir/shahid/217 سایت شهدای خین]</ref> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | http://khayyen.ir/shahid/217 | + | |
نسخهٔ ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴
نام : پیرپیران / محمد
نام پدر : حیدرعلی
تاریخ تولد : ۱۳۴۴-۰۱-۲۰
محل تولد : نجف آباد
تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۴-۲۳
محل شهادت : شرق بصره
شهرستان : نجف آباد
یگان : بسیج
مسئولیت :
تحصیلات : سیکل
محل تحصیل :
گلزار : جنت الشهدای نجف آباد
زندگی نامه
بسم الله الرحمن الرحیم در میان خانواده سختکوش و زحمتکش، از آن خانواده ای که با عرق جبین روزی پاک و حلالی به دست می آوردند، نوزادی پای به دنیا نهاد که می رفت تا در آینده ای نه چندان دور نشان در بی نشانی یابد و سر بر آستان امام عشق بساید. نام زیبای «محمد» را برای او انتخاب کردند، و از همان کودکی در چنین خانواده ای، فرق حلال و حرام را آموخته بود و می دانست که چه چیزهایی را خداوند به آن امر نموده و از چه چیز نهی کرده است، چرا که کانون خانواده، اولین مدرسه است. محمد با گذراندن دوران تحصیلی تا مقطع دبیرستان درس خواند و سپس عزم خود را جزم نمود تا وارد حوزة علمیه گردد و در این راه نورانی از زلال چشمه سار علوم ناب اهل بیت(ع) سیراب شود. به این ترتیب وارد حوزة علمیه «شیخ ابراهیم ریاضی» نجف آباد شد و در آنجا به تحصیل علوم دینی اهتمام ورزید. روح بی قرار محمد را، حتی دروس و معارف اسلامی حوزوی نیز نتوانست سیراب نماید و در تکاپوی یافتن آرام و قراری برای خویش بود که با آغاز جنگ تحمیلی، بهترین مأمن و محل آرامش روح را همان جبهه دید و چنین شد که استوارتر از پیش، پای به جبهه های مقدس و سراسر نور نهاد و دلیرانه رزمید. آری، از ویژگیهای بارز او اخلاص بود و شاید همین اخلاص و نور قلبی او باعث شد که نحوة شهادت و اینکه در کجا به شهادت برسد، برای هیچ یک از خاکیان مشخص نباشد! ولی عرشیان نظاره گر سفر محمد بوده اند و چنین شد که این کبوتر بی بال و پر پس از مدتی نبرد، در میان خاک گرم جبهه میهمان ملائک بود و پس از گذشت 18 سال انتظار، پیکر پاکش را به زادگاهش برگرداندند و عرشیان به همراه خاکیان نظاره گر ابهت انسان و رسیدن او به درجة اعلی علیین شدند. در چشمة نور شستشو کرد شهید بـر قبلــة انتخـــاب رو کــرد شهید آنگاه نماز عشق را قامت بست پس سجده به خاک کوی او کرد شهید «روحش شاد راهش پر رهرو»
وصیت نامه
چند سطری به عنوان وصیت نامه می نویسم من از تمام مردم عاجزانه می خواهم که نگذارند این گران فروش ها خون مردم را بمکند و آنها را به جزای خود برسانند و تشییع جنازه ها هر چه با شکوه تر انجام دهند و سوژه به دست عمال آمریکا و منافقین ندهند و تا می توانند فساد را از جامعه اسلامی ریشه کن کنند من از بازاریان محترم می خواهم گران فروشی نکنند بگذارند این ملت ستم دیده آسوده باشند. دل مادران شهید داده را آزار ندهند. مردم همیشه به خانواده های شهدا سر بزنند از آن ها غافل نشوند که ممکن است آنها فکر کنند که تنها هستند.
برایم از خدا طلب مغفرت کنید که سخت محتاج دعای شما هستم و از پدر و مادرم می خواهم که برایم گریه نکنند جشن بگیرند و شادی کنند و خدا را شکر کنند که فرزندشان راه حق را رفت و خدای ناکرده به راه شیطان نرفته است. [۱]