ویرایش‌ها

شهیدحسن بصیر

۴۷ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۹
حاج بصیر در سال ۱۳۶۶ در عملیات کربلای ۱۰ در ارتفاعات برف گیر ماووت حضور داشت. سرانجام در دوم اردیبهشت ۱۳۶۶ در شب عملیات کربلای ۱۰ بر فراز ارتفاعات ماووت خمپاره ای بر سنگر او فرود آمد و حاج حسین بصیر در سن چهل و پنج سالگی بعد از هفت سال حضور مستمر در جبهه‌های نبرد به شهادت رسید. پیکر شهید حاج حسین بصیر در میان انبوه جمعیت سوگوار تشییع و در گلزار شهدای «فریدون کنار» به خاک سپرده شد.
<ref> کتاب فرهنگنامه جاودانه‌های تاریخ (زندگی نامه فرماندهان شهید مازندران)/ نویسنده: یعقوب توکلی / ناشر: نشر شاهد.</ref>
<ref>[http://%20http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345173 سایت نویدشاهد]</ref>
منبع اصلی: کتاب فرهنگنامه جاودانه‌های تاریخ (زندگی نامه فرماندهان شهید مازندران)/ نویسنده: یعقوب توکلی / ناشر: نشر شاهد.===آثار===
http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345173  آثار وصیت نامه ==سردار شهید حاج حسین بصیر
بسم الله الرحمن الرحیم
این عزیزان ـ این پاک بازان در همه عملیات‌ها، پرشور و پرطراوت و با عشقی مملو از ایمان، ایثار، فداکاری و گذشت شرکت نموده، مردانه ایستادند و جنگیدند. خدا ما را موفق گرداند تا بتوانیم سرباز خوب و واقعی اسلام باشیم و بتوانیم فردای قیامت نزد ائمه اطهار علی هم السلام سربلند باشیم. والسلام
<ref>[http://%20http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345175 سایت نویدشاهد]</ref>
http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345175  خاطرات ==مرتبط با شهید حسن بصیر
آن وقت من مسئول محور اطلاعات بودم. حاج حسین اصرار داشت که من حتماً بروم. من هم یک نفربر گرفتم و رفتم. وقتی به آن جا رسیدم تنها چیزی که مرا متعجب ساخت شرایط سختی بود که رزمنده‌های ما در آن به سر می‌بردند. تا زانو در آب بودند و پشت سنگرهایی سنگر گرفته بودند که با کلوخ و گونی‌های پاره پاره ساخته شده بودند!.... یادم نمی‌رود که شهید بصیر وقتی تعدادی از بچه‌ها آمدند و گفتند: «شرایط سخت شده و ما نمی‌توانیم مقاومت کنیم» برگشت به آن‌ها گفت: «امشب، شب عاشورای ماست این جا جنگ احد است، ما را در این تنگه گذاشته‌اند تا دشمن از آن عبور نکند، پس ما مقاومت می‌کنیم.»
 <ref>[http://%20http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345188سایت نویدشاهد]</ref>
بانگ الله اکبر
راوی: محمد شالی کار، هم رزم شهید
 <ref>[http://%20http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345184سایت نویدشاهد]</ref>
تعبیر خواب پیرمرد
راوی: شعبان محمدیان، هم رزم شهید
 <ref>[http://%20http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345190سایت نویدشاهد]</ref>
حضور موثر حاجی
راوی: کمیل کهن سال
http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345198
راوی: محمد یوسف کریم پور، هم رزم شهید
 
http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345202
در نظرم این گونه تصور کرده بودم که حاجی به خاطر شناختی که از من دارد، همین الآن خودکارش را درمی آورد و به فرمانده گردان دستور می‌دهد تا انتقال هرچه زودتر انجام گیرد. امّا دور از انتظار، حاجی دست‌هایش را باز کرد و مرا در آغوش خود جای داد و گفت: پسرم! شما برای چه احساس تنهایی می‌کنید. شما که تنها نیستید. شما 4 نفرید. خودتان، خدا و دو ملک آسمانی. تازه از همه مهم‌تر، در جای جای این منطقه که فرشتگان روی زمین زندگی می‌کنند، امام زمان (عج) هم حضور دارند. یک رزمنده اسلام هیچ وقت نباید احساس تنهایی کند.
 
http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=345212
۲٬۹۹۷
ویرایش