==زندگینامه==
به تاریخ نهم اردیبهشت سال 1339 هجری شمسی در روستای کلستان علیا از توابع شهرستان خلخال در میان یک خانواده مذهبی، خداشناس و متدین نوزادی به دنیا آمد که با قدومش خیر و برکت را برای خانواده خود به ارمغان آورد. پدر و مادر زحمت کش این خانواده آقای بخشعلی محرمی و بانو بالا خانم از افراد متدین و کشاورز روستا محسوب می شدند. آنان برای امرار معاش خود از صبح سحر تا غروب آفتاب به کار و تلاش در مزارع و باغات روستا می پرداختند. خانواده آنان دارای هفت فرزند است که شهید مصلحت جزو دومین فرزند خانواده محسوب می شد. بعد از تولد ایشان جشن مختصری در هفتمین روز تولد نوزاد در کلبه محقر و در عین حال با صفای مشهدی بخشعلی برگزار شد و اهل فامیل و همه دور هم جمع شدند و پس از خوردن ولیمه ای به رسم محل در گوش راست و چپ نوزاد اذان و اقامه تلاوت کردند و نام او را مصلحت نامیدند. مصلحت در میان آغوش گرم خانواده خود رشد کرد و بزرگ شد. هر چند که پدر و مادر ایشان از نعمت سواد محروم بودند اما در تربیت فرزندان خود لحظه ای غفلت نمی نمودند و کودکان خودشان را براساس تعالیم الهی و اسلامی پرورش می دادند. پدرش اهل مسجد و قرآن بود و هر موقع که در مسجد حاضر می شد دست مصلحت را هم می گرفت و در کنار خود در محافل مذهبی و معنوی شرکت می داد و بدین ترتیب در اوضاع و احوالی که طاغوت زمان بر جای جای کشور اسلامی حکم فرما بود، اما عرق ملی و مذهبی در میان روستا نشینان مانع از آن بود که فرهنگ طاغوتی رشد و نمو نماید و حضور روحانیون در روستاها و تبلیغ احکام الهی باعث شده بود که اکثریت مردم ایران به ویژه در روستاها پای بند به احکام و معارف اسلامی باشند. شهید مصلحت نیز جزو کسانی بود که از کودکی براساس تعالیم اسلامی تربیت یافت و بزرگ شد. بنیه جسمی ایشان نیز بسیار قوی و تنومند بود و از لحاظ هوش فردی باهوش و زیرک بود.
مصلحت وقتی به سن شش سالگی رسید در همان مدرسه ابتدایی روستای کلستان علیا به درس و مشق مشغول شد و با ذکاوت و زیرکی دوران ابتدایی را در مدرسه روستا به پایان رسانید. هوش و ذکاوت و قدرت بدنی اش باعث شده بود که در اکثر مسابقات ورزشی در مدرسه رتبه اول را کسب نماید. بعد از پایان دوره ی ابتدایی به علت مشکلات اجتماعی موجود، نبود مدرسه راهنمایی در آنجا و عدم امکانات لازم برای مسافرت به شهر و ادامه تحصیل مجبور به ترک تحصیل شد و از همان دوران نوجوانی در کنار پدر به کار کشاورزی و دامداری مشغول شد و همان طور که بزرگ می شد از نظر فکری و اعتقادی نیز روز به روزآگاه ترو بالغ تر می شد. زمانی که انقلاب اسلامی ایران در سراسر کشور آغاز گردید ایشان به سن 18 سالگی رسیده بودند و به خوبی می توانستند بفهمند که رژیم طاغوتی چه مصیبت هایی بر سر ملت بزرگ ایران آورده است؟ و طعم تلخ ستم را می چشید. لذا در کنار ملت ایران در شهر خلخال حضور پیدا کرده و در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد رژیم طاغوت شرکت می کردند.