شهید حمید پردو: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==
 
شهید حمید پردو فرزند رمضان در سال 1340در روستای فیض آباد کربال در یک خانواده مذهبی،متوسط وکشاورز چشم به جهان گشود وی دوران ابتدائی را با موفقیت در زادگاه خود به پایان رساند واز همان کودکی دارای هوش واستعداد بالائی برخوردار بود تا جایی که از همان ابتدا زبان زد خاص وعام گشته بود وچون امکان ادامه تحصیل بیشتر از دوره ابتدائی در آن روستا وجود نداشت برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی به روستای داریوان عزیمت کرد وهمان طور که در ابتدا گفته شد چون وی در یک خانواده متوسط به دنیا آمده بود واز نظر وضعیت؟؟؟وی چندان مطلوب نبودند مجبور بود همزمان با تحصیل به کار نیز مشغول باشد وقسمتی از مخارج خود را در این راه به دست آورد دوره راهنمایی را نیز با موفقیت در آن جا به پایان رسانید وبرای ادامه تحصیل دوره دبیرستان مجبور به عزیمت به شهرستان مرودشت شد وی سال اول دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت ودر سال دوم جهت استخدام در ارتش ترک تحصیل کرد وچون خانواده با این عمل وی چندان موافق نبودند او نیز از این کار منصرف شد وبه همراه داماد خود که در آن زمان بنای سیمان کار ساختمان بود مشغول به کار گشت وپس از گذشت چند سال به یک استاد کار خوب ومجرب در سطح شهرستان تبدیل گشت ودر همان سال ها بود که خانواده وی نیز به شهرستان مرودشت نقل مکان نمودند ودر سال 1360با دختر خاله خود ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج تولد یک دختر در سال 1363 به نام مرضیه شد پس از گذشت چند سال کار وتلاش توانست یک دستگاه وانت نیسان خریداری نماید وبه وسیله آن مشغول به کار شد وبه همراه پدرخود یک باب مغازه میوه فروشی در مرودشت اجاره نمودند وچند سالی نیز به این کار مشغول گشت تا این که بنا به ضرورت کشور ودفاع وحراست از کیان وناموس ملت به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید وپس از اتمام دوران آموزشی در پادگان 88زرهی زاهدان(ایران شهر)به منطقه عملیاتی سوماراعزام گشت او همیشه ودر همه حال از خانواده خود می خواست خدا را فراموش نکنید وبا به پاداشتن عبادات وواجبات وترک محرکات ادامه دهنده راه شهدا باشند واز همسر خود می خواست که همیشه عفت ونجابت خود را حفظ نماید واز این طریق الگوی خوبی برای تربیت کردن دختر خود باشد وی در زمان حیات خود از خصوصیات اخلاقی بسیار خوب وبرجسته برخوردار بود ودر میان دوستان واقوام وخویشان زبان زد خاص وعام بود نجابت ومهربانی او وبرخورد با متانت ودر عین حال بزرگوارانه ایشان برای همه نزدیکان الگو بود وایشان نسبت به پدرومادر خود احترام خاصی قائل بود وبا خانواده خود صمیمی زندگی می کرد.زندگی سراسر با صداقت ایشان حتی در دوران خدمت سربازی وحتی ساعاتی قبل از شهادت نیز به اوج رسید که در این رابطه زمانی که پس از حمله شیمیائی وی وچند از نفر دیگر از حمله شیمیائی نجات پیدا کرده بودند جهت آوردن اتومبیل به منطقه اصل خود عازم ودر آن منطقه جهت نجات چند نفر مجروح جنگی ورساندن آن ها به درمانگاه پشت خط بر اثر وارد شدن مقداری مواد شیمیائی به حلق ایشان به درجه رفیع شهادت نائل می آید.
 
شهید حمید پردو فرزند رمضان در سال 1340در روستای فیض آباد کربال در یک خانواده مذهبی،متوسط وکشاورز چشم به جهان گشود وی دوران ابتدائی را با موفقیت در زادگاه خود به پایان رساند واز همان کودکی دارای هوش واستعداد بالائی برخوردار بود تا جایی که از همان ابتدا زبان زد خاص وعام گشته بود وچون امکان ادامه تحصیل بیشتر از دوره ابتدائی در آن روستا وجود نداشت برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی به روستای داریوان عزیمت کرد وهمان طور که در ابتدا گفته شد چون وی در یک خانواده متوسط به دنیا آمده بود واز نظر وضعیت؟؟؟وی چندان مطلوب نبودند مجبور بود همزمان با تحصیل به کار نیز مشغول باشد وقسمتی از مخارج خود را در این راه به دست آورد دوره راهنمایی را نیز با موفقیت در آن جا به پایان رسانید وبرای ادامه تحصیل دوره دبیرستان مجبور به عزیمت به شهرستان مرودشت شد وی سال اول دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت ودر سال دوم جهت استخدام در ارتش ترک تحصیل کرد وچون خانواده با این عمل وی چندان موافق نبودند او نیز از این کار منصرف شد وبه همراه داماد خود که در آن زمان بنای سیمان کار ساختمان بود مشغول به کار گشت وپس از گذشت چند سال به یک استاد کار خوب ومجرب در سطح شهرستان تبدیل گشت ودر همان سال ها بود که خانواده وی نیز به شهرستان مرودشت نقل مکان نمودند ودر سال 1360با دختر خاله خود ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج تولد یک دختر در سال 1363 به نام مرضیه شد پس از گذشت چند سال کار وتلاش توانست یک دستگاه وانت نیسان خریداری نماید وبه وسیله آن مشغول به کار شد وبه همراه پدرخود یک باب مغازه میوه فروشی در مرودشت اجاره نمودند وچند سالی نیز به این کار مشغول گشت تا این که بنا به ضرورت کشور ودفاع وحراست از کیان وناموس ملت به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید وپس از اتمام دوران آموزشی در پادگان 88زرهی زاهدان(ایران شهر)به منطقه عملیاتی سوماراعزام گشت او همیشه ودر همه حال از خانواده خود می خواست خدا را فراموش نکنید وبا به پاداشتن عبادات وواجبات وترک محرکات ادامه دهنده راه شهدا باشند واز همسر خود می خواست که همیشه عفت ونجابت خود را حفظ نماید واز این طریق الگوی خوبی برای تربیت کردن دختر خود باشد وی در زمان حیات خود از خصوصیات اخلاقی بسیار خوب وبرجسته برخوردار بود ودر میان دوستان واقوام وخویشان زبان زد خاص وعام بود نجابت ومهربانی او وبرخورد با متانت ودر عین حال بزرگوارانه ایشان برای همه نزدیکان الگو بود وایشان نسبت به پدرومادر خود احترام خاصی قائل بود وبا خانواده خود صمیمی زندگی می کرد.زندگی سراسر با صداقت ایشان حتی در دوران خدمت سربازی وحتی ساعاتی قبل از شهادت نیز به اوج رسید که در این رابطه زمانی که پس از حمله شیمیائی وی وچند از نفر دیگر از حمله شیمیائی نجات پیدا کرده بودند جهت آوردن اتومبیل به منطقه اصل خود عازم ودر آن منطقه جهت نجات چند نفر مجروح جنگی ورساندن آن ها به درمانگاه پشت خط بر اثر وارد شدن مقداری مواد شیمیائی به حلق ایشان به درجه رفیع شهادت نائل می آید.
 +
<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5228 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
==پانویس==
http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5228
+
<references />

نسخهٔ ‏۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۵

شهید حمید پردو

تاریخ تولد :1340/12/02

تاریخ شهادت : 1366/07/16

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :فارس - مرودشت - مرودشت

زندگی نامه

شهید حمید پردو فرزند رمضان در سال 1340در روستای فیض آباد کربال در یک خانواده مذهبی،متوسط وکشاورز چشم به جهان گشود وی دوران ابتدائی را با موفقیت در زادگاه خود به پایان رساند واز همان کودکی دارای هوش واستعداد بالائی برخوردار بود تا جایی که از همان ابتدا زبان زد خاص وعام گشته بود وچون امکان ادامه تحصیل بیشتر از دوره ابتدائی در آن روستا وجود نداشت برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی به روستای داریوان عزیمت کرد وهمان طور که در ابتدا گفته شد چون وی در یک خانواده متوسط به دنیا آمده بود واز نظر وضعیت؟؟؟وی چندان مطلوب نبودند مجبور بود همزمان با تحصیل به کار نیز مشغول باشد وقسمتی از مخارج خود را در این راه به دست آورد دوره راهنمایی را نیز با موفقیت در آن جا به پایان رسانید وبرای ادامه تحصیل دوره دبیرستان مجبور به عزیمت به شهرستان مرودشت شد وی سال اول دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت ودر سال دوم جهت استخدام در ارتش ترک تحصیل کرد وچون خانواده با این عمل وی چندان موافق نبودند او نیز از این کار منصرف شد وبه همراه داماد خود که در آن زمان بنای سیمان کار ساختمان بود مشغول به کار گشت وپس از گذشت چند سال به یک استاد کار خوب ومجرب در سطح شهرستان تبدیل گشت ودر همان سال ها بود که خانواده وی نیز به شهرستان مرودشت نقل مکان نمودند ودر سال 1360با دختر خاله خود ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج تولد یک دختر در سال 1363 به نام مرضیه شد پس از گذشت چند سال کار وتلاش توانست یک دستگاه وانت نیسان خریداری نماید وبه وسیله آن مشغول به کار شد وبه همراه پدرخود یک باب مغازه میوه فروشی در مرودشت اجاره نمودند وچند سالی نیز به این کار مشغول گشت تا این که بنا به ضرورت کشور ودفاع وحراست از کیان وناموس ملت به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید وپس از اتمام دوران آموزشی در پادگان 88زرهی زاهدان(ایران شهر)به منطقه عملیاتی سوماراعزام گشت او همیشه ودر همه حال از خانواده خود می خواست خدا را فراموش نکنید وبا به پاداشتن عبادات وواجبات وترک محرکات ادامه دهنده راه شهدا باشند واز همسر خود می خواست که همیشه عفت ونجابت خود را حفظ نماید واز این طریق الگوی خوبی برای تربیت کردن دختر خود باشد وی در زمان حیات خود از خصوصیات اخلاقی بسیار خوب وبرجسته برخوردار بود ودر میان دوستان واقوام وخویشان زبان زد خاص وعام بود نجابت ومهربانی او وبرخورد با متانت ودر عین حال بزرگوارانه ایشان برای همه نزدیکان الگو بود وایشان نسبت به پدرومادر خود احترام خاصی قائل بود وبا خانواده خود صمیمی زندگی می کرد.زندگی سراسر با صداقت ایشان حتی در دوران خدمت سربازی وحتی ساعاتی قبل از شهادت نیز به اوج رسید که در این رابطه زمانی که پس از حمله شیمیائی وی وچند از نفر دیگر از حمله شیمیائی نجات پیدا کرده بودند جهت آوردن اتومبیل به منطقه اصل خود عازم ودر آن منطقه جهت نجات چند نفر مجروح جنگی ورساندن آن ها به درمانگاه پشت خط بر اثر وارد شدن مقداری مواد شیمیائی به حلق ایشان به درجه رفیع شهادت نائل می آید. [۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش