==وصیتنامه==
نام: حسین
شهر: ادارهبنیادشهیدبابل
==وصیتنامه==پدر و مادر و فرزند مهربانم و برادران و خواهران عزیزم. من امروز در بین شماها نیستم. خون گرم خود را نثار كرده ام تا همه ى شما ها با غرور و سربلندى در این مملكت اسلامى زندگى كنید. اینك چند كلمه اى مى خواهم با پدر ومادر مهربانم صحبت كنم. پدر عزیزم همانطور كه شما زحمت كشدید و مرا بزرگ كردید و براى اسلام و وطن به سنگرهاى اسلام فرستادید. اینك با زحمتهاى من براى شما پدر بزرگوارم انباشته شده است. پدر عزیزم اگر چیزى به من تعلق مى گیرد همه ى آنها را عینا به بچه ام و زنم تا زمانى كه در پیش شما زندگى مىكند و شوهر نكرده واگذار كنید. اگر او شوهر كرد سرپرستى بچه ام را خود شما انجام دهید. در بابت مهریه پروانه كه 0 0 0 0 2 تومان مى باشد اگر طلب كرد بپردازید و در غیر این صورت ایشان را راضى نگه دارید. پدر و مادر عزیزم مبادا روزى برایم گریه و زارى كنید تا دشمن از گریه شما لذت ببرد. پدر جان بنده مبلغ 0 0 5 2 تومان در بانك پول دارم آن را بگیرید.
پدر و مادر جان مرا در سالدوزكلاه بخاك بسپارید.
منصوره اى دختر نازدانه من
مـنصـوره اى چـراغ خـانـه مـن
نـدیـدم روى تـو را دختر من
در سنگر اسلام هستم دختر من
پدر جان از منصوره من نگهدارى كنید. نگذارید غم بى پدرى بكشد.جان تو و جان منصوره من.دوستان من خواهر - برادر - مادر - پدر - همسر و فرزند عزیزم، با خواست خداوند نمى شود مبارزه كرد.تقدیر چنین بوده كه فراموش كنید. قربان همگى شما حسین. در تپه هاى مهران در سنگرهاى اسلام<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24195 سایت شهدای ارتش]</ref>
پدر جان از منصوره من نگهدارى كنید. نگذارید غم بى پدرى بكشد.
جان تو و جان منصوره من.
دوستان من خواهر - برادر - مادر - پدر - همسر و فرزند عزیزم، با خواست خداوند نمى شود مبارزه كرد.
تقدیر چنین بوده كه فراموش كنید. قربان همگى شما حسین
در تپه هاى مهران در سنگرهاى اسلام
<ref>[http://%20%20http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2024195 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />