[[اعزام]] دست جمعی ازروستای پشمك به [[جبهه]] از طریق [[بسیج]] و یا خدمت سربازی تاثیر شگرفی در روحیه ی عبدالكریم گذاشت و پس ازآن دیگر روحیه ی بشاش كم كم تبدیل به انزوا طلبی شد.نتوانست خودرا قانع كند. تصمیم خود را گرفت. بدون این كه به كسی بگوید، او نیز در صف افراد اعزامی قرارگرفت و شش برگ اعزام را پر كرد و بعد منتظر روز اعزام شد. دست از كار كشاورزی كشید. بعداز متوجه شدند كه عبدالكریم برای رفتن لحظه شماری می كند.
روز اعزام خانواده ی او نیز ماننددیگر مردم شهر پشت نرده ها به فرزندش دست تكان می دادند تا در بدرقه ی گرم او شركت كنند. به خدمت اعزام شد. دوران آموزشی را به پایان رساند وبا كوله باری از تجربه آماده ی نبرد با دشمن گردید. با این نیت در بسیاری از نبردها شركت كرد و دین خود را به [[انقلاب]] و امام مهربانش ادا كرد و بارها از نابرابری این جنگ گله كرده بود و از رهبری امام و تاثیر او درجبهه بارها گفته بود.
سر انجام او نیز در جبهه ی [[گیلان غرب]] به [[شهادت]] رسید و در كنار دیگر شهدای روستای پشمك در خاك آرامید و آبرو و عزت روستای خود را به انقلاب و رهبری به اثبات رساند. منبع:سایت شهدای ارتش <ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5341سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />