ویرایشها
در جبهه های نبرد حق علیه باطل جبهه های به وسعت تاریخ و به عظمت زمان همیشه و همه جا جوانان مایه امید و مایه شکوه و سرچشمه عزت و افتخار برای ایام بوده اند خون شهیدانی انی چنین خود خمیرمایه انقلاب و اسوه ای برای تداوم آن بوده است.
درسال 1339 در شب بیست و دوم بهمن ماه مصادف با نیمه شعبان در پی تقاضای مادری آرزومند از خداوند متعال و متوسل شدن به امامزاده داود تنها پسر خانواده پا به عرصه وجود مینهد.
شهید داود نظری در خانواده ای مذهبی بزرگ شد و تحصیلات خود را تا سال دوم هنرستان ادامه داد و در دروانی که نطفه انقلاب تکامل خود را طی میکرد با حضور در مساجد با اندیشه های اسلامی و نیازهای جامعه آشنا میگردد و در جریانهای سیاسی و مذهبی به طور فعالانه حضور میابد و در کوران انقلاب همدوش مردم به مبارزه علیه رژیم شاه میپردازد.
پس از پیروزی انقلاب نیز دست از فعالیت نکشیده چنانکه در خرداد ماه سال 1360 مشتاقانه به خدمت ارتش درآمد ودر طی خدمتش روحیه اسلامی و اخلاقی پاکش تکامل خود را طی میکند و خانواده و دوستان را مجذوب خویش میسازد.
از خصوصیات شهید علاقه به مناجات و خواندن دعا بودو علاقه به دعای کمیل و راز ونیاز با خدا تا به آنجا در شهید وجود داشت که قبل از زمان شهادت در سنگرش به راز ونیاز عاشقانه خود با معبود می پردازد و سپس در همان سنگر خمپاره مزدوران عراقی برسرش فرود میآید و به شهادت میرسد. شهید در میان دوستان و آشنایان چهره ای محبوب داشت و در آخرین مرخصی که آمده بود به دوستان و چندی از آشنایان گفت که این آخرین باری است که من می آیم و برگشتی دیگر در میان نیست گویا اینبار خود میدانست که سرانجام به معشوق خود میرسد. چگونه دل در تب و تاب نباشد که دلاوران رشید سپاه اسلام در خون خویش غلطیده اند از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان سرو خمیده...
دلاورانی که برای حفظ حرمت ارزشهای والای انسانی ودینی از تن و جان دست شسته و در سودای وصال دوست همت گماشته اند و بر مرکب رهوار شهادت رهسپار دیار معبود شدند. شهید والاتبار داود نظری نیز آبشار زلال عشق را پرواز شوق سیراب شدن تن را ترک کرد و به قصد جانان بسوی سرچشمه عشق پرکشید که در عشق حذر زخویش وتن باید کرد وی با اقتدا به سرور شهیدان حسین (ع) از ترس دست یابی دیرهنگام به معدن فیض و عشق شتابان به سوی معشوق پرواز کرد. پروازی سرخ تا بیکران سبز
هرگز نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
بسم الله الرحمن الرحیم
پروردگار را سپاس می گویم که به من فرصت داد تا اسلام راستین را بشناسم تا در خاموشی جهل و شرک از دنیا نروم. آری انقلاب اسلامی باعث شد تا من از زندگی مادی و پست و زودگذر دنیا خارج شوم و با دیدگاه توحیدی و بینش وسیع به جهان بنگرم و شهادت و مرگ را تولدی دیگر در جهت جاودانگی انسان بدانم و... پروردگارا مرا از کسانی قرار ده که به تو ایمان آوردند و نفس خویش را تزکیه نمودند و سپس در راه تحقق بخشیدن به آرمانهای مقدس اسلام صادقانه تلاش نمودند و رضای تو و امام زمان خود را بدست آوردند.
سلام بر رهبر عزیزم امام خمینی،سلام بر تو ای امید مستضعفان و پدر محرومان، سلام این سرباز کوچک و فداکارت را که در جبهه های مشغول مبارزه با دشمنان اسلام است بپذیر. اگر لیاقت سربازی در سپاه رهبری به این بزرگی و عظمت را داشته باشم. آرزو دارم شما را ملاقت کنم و دستتان را ببوسم. ای امام بزرگوار در حق من و تمام سربازان اسلام دعا و در روز قیامت شفاعت. پروردگارا رهبر عزیز و بزرگوارمان را تا ظهور حضرت مهدی (عج) سالم و سرافراز نگهدار،نگهدار.
سلام بر تمام شهیدان اسلام و سلام بر سرور شهیدان حسین (ع). خدایا مرا در انجام رسالت شهیدان موفق گردان.
سلام بر پدر عزیزم ای پدر عزیز از تو می خواهم بدیهای مرا نادیده بگیری و مرا ببخشی و از من شکایتی نداشته باشی و بر من گریه نکنی و غمگین نشوی زیرا این راهی که من رفتم رسالتی بود که شهیدان بر عهده من گذاشته اند و باید رسالتشان را که دفاع از اسلام است انجام دهم تا در روز قیامت مورد مواخذه قرار نگیریم.
سلام بر مادر عزیزم ای عزیزترین کسم بعد از خدا با تمام وجودم تو را دوست دارم من دوست دارم پیش تو بودم و به تو نیکی و خوبی می کردم زیرا (الجنه تحت اقدام الامهات) درست است که میگویند (بهشت در زیر پای مادران است) ولی حالا خود میدانی حالا وقتش نیست حالا وقت جهاد برای دفاع از دین خداست و از همه چیز واجب تر است زیرا همه چیزمان از خداست.
مادر عزیزم این من تنها نیستم که در حال دفاع از اسلام می باشم از زمان پیامبر اسلام تا به حال بهترین جوانان و مردان ما به شهادت رسیدند مادر عزیزم تمام انسانها خواهند مرد و در روز قیامت محشور خواهند شد. (کل نفس ذائقه الموت ثم الیناترجعون)
و مادر جان ترا به خدا وصیت من گوش بده و حلام کن من قداری پول دارم
که بروی مکه و باقی را به فقیران بدهید و خلاصه حلالم کنید.
چند بیت شعر در پشت ورق
بسم رب الشهداء و صدیقین
وصیت من چنین بود مادرم بگو که زاری نکند خواهرم
ای رفیقان همه از دست قضا و قدر است غم هر نوجوان زخم دل هر مادر است
منبع سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/27751