شهید حجت الله هادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
 
به نام خدا پاسدار حرمت خون شهیدان زندگی نامه برادر شهید حجت اله هادی از زبان پدر و مادرشهید شهید حجت اله هادی در تاریخ 22/11/42 در یکی از محلات پائین شهر واقع در جوادیه به دنیا آمد . او در یک خانواده بسیار شریف واسلامی و معتقد به دین اسلام و مولای متقیان علی ( ع ) به دنیا آمد .او از همان کودکی بسیار پر جوش و خروش بود که برا ثر همین علت ظرف غذا را به روی خود واژگون بکند با هر فقروفلاکت که بود او را در بیمارستان بستری کردیم وبعلت نداشتن پول کافی او را زودتر از وقت مقرر از بیمارستان خارج کردیم اما چون زخمهای او بهبود نیافته بود قسمت زیر گردن و زیر چانه گوشت اضافه آورد که یکی از نشانی شناسائی اوبود .او از کودکی به لوازم الکتریکی بسیار علاقه داشت . همین علاقه بیش از حد باعث مردودی در سال دوم راهنمایی گشت و دلیل دیگر مردودی او لکنت زبان او بود که نمی توانست (ر ) را تلفظ کند اما از این مقولات گذشته از زمان قبل از انقلاب او بگویم او در سال 1356 عضو یک هئیت قرائت قرآن بود استاد قرائت قرآن برادر رنجبر بود که شهید هادی برای این هئیت فعالیتهای زیادی از خود بروز داد . که حتی تخته سیاه آن را خود تهیه کرد و در ضمن در هئیت دیگری عضو بود که هر سال یکبار به مسجد جمکران واقع در قم می رفتند او قبل از انقلاب به کمک سه تن از دوستان خود گروهی به نام گروه اسلامیون یا اسلام خواهان پایه گذاری کرد ؛کار این گروه کوچک چهار نفره مبارزه با مزاحمین خانواده ها بود ؛ زمان اندکی از تشکیل این گروه نگذشته بود که انقلاب کبیر اسلامی ایران به وجود آمد درهمان اوایل انقلاب بود که عده ای از تظاهر کنندگان که پلیس به دنبال آنان بودند آنها را به خانه خود راهنمایی کرد و آنان را در خانه خود پناه داد.چند وقتی از انقلاب نگذشته بود که لشگر یزیدی صدام به فرمان شیطان بزرگ آمریکا به ایران تجاوز کرد . که فرمان امام خمینی رهبر وبنیان گذار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تشکیل ارتش 20 میلیونی است آماده در صحنه ابلاغ شد و از همان اوایل این چهار دوست و درعین حال برادر در این ارتش بیست میلیونی عضوشدن که یکی از آنان بنام شهید امیر مهری به جبهه حق علیه باطل اعزام شد که دراوایل سال 1360 به شهادت رسید برادران دیگر درصدد اعزام به جبهه برآمدند یکی از برادران بعلت تکمیل نبودن پرونده به عنوان عضو بسیج مستضعفان به جبهه اعزام شد . شهید حجت اله هادی به همراه برادر دیگر بخدمت شریف سربازی وارد شدند البته داوطلبانه چند روزی که به سربازی آنها مانده بود به زیارت اما هشتم امام رضا (ع) مشرف شدند .آنها برای آموزش سه ماه به کرمان شدند بعد از آموزش به لشکر 88 زاهدان تقسیم شدند وبعد از آنجا شهید هادی از دوست همچون برادر خود جدا شد وبه ایلام منتقل شد ؛ 6 ماه در ایلام بود ند که بعد از شناسایی مکان آنها توسط دشمن به مریوان منتقل شدند و بعد از دو روز وارد شدن وی به مریوان که بوسیله ترکش توپ به درجه شهادت رسید .خبر شهادت او در روز 4/9/62 به خانواده وی اطلاع داده شد و مراسم تشییع جنازه او در روز 5/9/62 انجام گرفت . وصیت نامه ولوازم شخصی او در حال حاضر بدست خانواده وی نرسیده است
 
به نام خدا پاسدار حرمت خون شهیدان زندگی نامه برادر شهید حجت اله هادی از زبان پدر و مادرشهید شهید حجت اله هادی در تاریخ 22/11/42 در یکی از محلات پائین شهر واقع در جوادیه به دنیا آمد . او در یک خانواده بسیار شریف واسلامی و معتقد به دین اسلام و مولای متقیان علی ( ع ) به دنیا آمد .او از همان کودکی بسیار پر جوش و خروش بود که برا ثر همین علت ظرف غذا را به روی خود واژگون بکند با هر فقروفلاکت که بود او را در بیمارستان بستری کردیم وبعلت نداشتن پول کافی او را زودتر از وقت مقرر از بیمارستان خارج کردیم اما چون زخمهای او بهبود نیافته بود قسمت زیر گردن و زیر چانه گوشت اضافه آورد که یکی از نشانی شناسائی اوبود .او از کودکی به لوازم الکتریکی بسیار علاقه داشت . همین علاقه بیش از حد باعث مردودی در سال دوم راهنمایی گشت و دلیل دیگر مردودی او لکنت زبان او بود که نمی توانست (ر ) را تلفظ کند اما از این مقولات گذشته از زمان قبل از انقلاب او بگویم او در سال 1356 عضو یک هئیت قرائت قرآن بود استاد قرائت قرآن برادر رنجبر بود که شهید هادی برای این هئیت فعالیتهای زیادی از خود بروز داد . که حتی تخته سیاه آن را خود تهیه کرد و در ضمن در هئیت دیگری عضو بود که هر سال یکبار به مسجد جمکران واقع در قم می رفتند او قبل از انقلاب به کمک سه تن از دوستان خود گروهی به نام گروه اسلامیون یا اسلام خواهان پایه گذاری کرد ؛کار این گروه کوچک چهار نفره مبارزه با مزاحمین خانواده ها بود ؛ زمان اندکی از تشکیل این گروه نگذشته بود که انقلاب کبیر اسلامی ایران به وجود آمد درهمان اوایل انقلاب بود که عده ای از تظاهر کنندگان که پلیس به دنبال آنان بودند آنها را به خانه خود راهنمایی کرد و آنان را در خانه خود پناه داد.چند وقتی از انقلاب نگذشته بود که لشگر یزیدی صدام به فرمان شیطان بزرگ آمریکا به ایران تجاوز کرد . که فرمان امام خمینی رهبر وبنیان گذار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تشکیل ارتش 20 میلیونی است آماده در صحنه ابلاغ شد و از همان اوایل این چهار دوست و درعین حال برادر در این ارتش بیست میلیونی عضوشدن که یکی از آنان بنام شهید امیر مهری به جبهه حق علیه باطل اعزام شد که دراوایل سال 1360 به شهادت رسید برادران دیگر درصدد اعزام به جبهه برآمدند یکی از برادران بعلت تکمیل نبودن پرونده به عنوان عضو بسیج مستضعفان به جبهه اعزام شد . شهید حجت اله هادی به همراه برادر دیگر بخدمت شریف سربازی وارد شدند البته داوطلبانه چند روزی که به سربازی آنها مانده بود به زیارت اما هشتم امام رضا (ع) مشرف شدند .آنها برای آموزش سه ماه به کرمان شدند بعد از آموزش به لشکر 88 زاهدان تقسیم شدند وبعد از آنجا شهید هادی از دوست همچون برادر خود جدا شد وبه ایلام منتقل شد ؛ 6 ماه در ایلام بود ند که بعد از شناسایی مکان آنها توسط دشمن به مریوان منتقل شدند و بعد از دو روز وارد شدن وی به مریوان که بوسیله ترکش توپ به درجه شهادت رسید .خبر شهادت او در روز 4/9/62 به خانواده وی اطلاع داده شد و مراسم تشییع جنازه او در روز 5/9/62 انجام گرفت . وصیت نامه ولوازم شخصی او در حال حاضر بدست خانواده وی نرسیده است
  
منبع سایت شهدای ارتش
 
  
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/28486
+
<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/28486 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ ‏۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۰

شهید حجت اله هادی

تاریخ تولد : 1342/11/22

تاریخ شهادت : 1362/09/03

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا

زندگی نامه

به نام خدا پاسدار حرمت خون شهیدان زندگی نامه برادر شهید حجت اله هادی از زبان پدر و مادرشهید شهید حجت اله هادی در تاریخ 22/11/42 در یکی از محلات پائین شهر واقع در جوادیه به دنیا آمد . او در یک خانواده بسیار شریف واسلامی و معتقد به دین اسلام و مولای متقیان علی ( ع ) به دنیا آمد .او از همان کودکی بسیار پر جوش و خروش بود که برا ثر همین علت ظرف غذا را به روی خود واژگون بکند با هر فقروفلاکت که بود او را در بیمارستان بستری کردیم وبعلت نداشتن پول کافی او را زودتر از وقت مقرر از بیمارستان خارج کردیم اما چون زخمهای او بهبود نیافته بود قسمت زیر گردن و زیر چانه گوشت اضافه آورد که یکی از نشانی شناسائی اوبود .او از کودکی به لوازم الکتریکی بسیار علاقه داشت . همین علاقه بیش از حد باعث مردودی در سال دوم راهنمایی گشت و دلیل دیگر مردودی او لکنت زبان او بود که نمی توانست (ر ) را تلفظ کند اما از این مقولات گذشته از زمان قبل از انقلاب او بگویم او در سال 1356 عضو یک هئیت قرائت قرآن بود استاد قرائت قرآن برادر رنجبر بود که شهید هادی برای این هئیت فعالیتهای زیادی از خود بروز داد . که حتی تخته سیاه آن را خود تهیه کرد و در ضمن در هئیت دیگری عضو بود که هر سال یکبار به مسجد جمکران واقع در قم می رفتند او قبل از انقلاب به کمک سه تن از دوستان خود گروهی به نام گروه اسلامیون یا اسلام خواهان پایه گذاری کرد ؛کار این گروه کوچک چهار نفره مبارزه با مزاحمین خانواده ها بود ؛ زمان اندکی از تشکیل این گروه نگذشته بود که انقلاب کبیر اسلامی ایران به وجود آمد درهمان اوایل انقلاب بود که عده ای از تظاهر کنندگان که پلیس به دنبال آنان بودند آنها را به خانه خود راهنمایی کرد و آنان را در خانه خود پناه داد.چند وقتی از انقلاب نگذشته بود که لشگر یزیدی صدام به فرمان شیطان بزرگ آمریکا به ایران تجاوز کرد . که فرمان امام خمینی رهبر وبنیان گذار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تشکیل ارتش 20 میلیونی است آماده در صحنه ابلاغ شد و از همان اوایل این چهار دوست و درعین حال برادر در این ارتش بیست میلیونی عضوشدن که یکی از آنان بنام شهید امیر مهری به جبهه حق علیه باطل اعزام شد که دراوایل سال 1360 به شهادت رسید برادران دیگر درصدد اعزام به جبهه برآمدند یکی از برادران بعلت تکمیل نبودن پرونده به عنوان عضو بسیج مستضعفان به جبهه اعزام شد . شهید حجت اله هادی به همراه برادر دیگر بخدمت شریف سربازی وارد شدند البته داوطلبانه چند روزی که به سربازی آنها مانده بود به زیارت اما هشتم امام رضا (ع) مشرف شدند .آنها برای آموزش سه ماه به کرمان شدند بعد از آموزش به لشکر 88 زاهدان تقسیم شدند وبعد از آنجا شهید هادی از دوست همچون برادر خود جدا شد وبه ایلام منتقل شد ؛ 6 ماه در ایلام بود ند که بعد از شناسایی مکان آنها توسط دشمن به مریوان منتقل شدند و بعد از دو روز وارد شدن وی به مریوان که بوسیله ترکش توپ به درجه شهادت رسید .خبر شهادت او در روز 4/9/62 به خانواده وی اطلاع داده شد و مراسم تشییع جنازه او در روز 5/9/62 انجام گرفت . وصیت نامه ولوازم شخصی او در حال حاضر بدست خانواده وی نرسیده است


[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش