ویرایش‌ها

شهید سبزعلی حبیبی

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۳
در روزهای عملیات مهران، من و شهید حبیبی در لشکر 16 زرهی تیپ یک قزوین در منطقه عملیاتی ابوقریب خادم و رزمنده بودیم. روزهای سخت درگیری و جنگ بود هر روز از آمار رزمندگان لشکر کاسته می شد، همه شهادت را به اسارت ترجیح می دادند. هنگامی که خط شکسته شد و مورد حمله دشمن قرار گرفته بودیم فرمانده (ذاکری) پیشنهاد داد هرکس از نیروهای آشپزخانه داوطلبانه می خواهد بیاید و به اندازه ی کافی آذوقه برداریم و آشپزخانه سیاری را در محل استقرار نیروهای خودی مستقر کنیم، همه با جان و دل پذیرفتیم و به اندازه ی کافی لوازم مورد نیاز آشپزخانه سیار را برداشتیم و عازم محور دشت عباس شدیم.
بعد از ظهری از روزهای ماه دوم تابستان، هوا بسیار داغ و سوزان بود، اینجانب، شهید حبیبی و دو تن دیگر از رزمنده ها سوار بر پشت خودرو آی فای بودیم، راننده خودرو آقا محمد بود. در میانه ی راه فرمانده ی مهمات نیز به ما ملحق شد، قسمتی از مسیر محور دشت عباس_ دهلران را طی کرده بودیم، کسی نمی دانست چه در انتظار ماست و توکلمان بر خدا بود. همه چیز در یک چشم به هم زدن اتفاق افتاد، مورد حمله و بمباران هوایی هواپیماهای رژیم بعثی قرار گرفتیم، دنیا جلوی چشمانم تیره و تار شده بود، در آنی که به هوش آمدم نمی دانستم چه شده است و کاملا حیران بودم، پس از گذشتن دقایقی «یاحسین» گفتن صدای سبز علی باعث شده اندکی هوشیارتر شوم، سرم را به کنار دستم برگرداندم، دیدم سبز علی بر اثر برخورد ترکش بر ناحیه ی بالای شکم به شدت مجروح شده بود، به طوری که خون از لابه لای انگشتانش که بر زخم گذاشته بود فوران می کرد، نمی دانستم خواب هستم یا بیدار، فقط صدای «یاحسین» گفتن سبز علی را می شنیدم، فرمانده مهمات و یکی دیگر از رزمنده ها شهید شده بود، آن یک رزمنده ی دیگر نیز مجروح شده بود. سبزعلی دیگر تکان نمی خورد، اما گویی لبانش بدون حرکت نیز داشت ذکر «یاحسین» می گفت.
سلام و درود بر ذکر لبانت در وقت شهادت منبع:سایت شهدای ارتش.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40856سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />
== رده‌ها ==
[[رده: شهدا]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش