==زندگی نامه==
يكي از هزاران شهيدي كه در راه [[اسلام ]] جان خود را فدا كرد [[شهيد حشمت جوادي ]] بود. او در سال [[1345 ]] در روستاي بازقلعه از توابع بخش سنگر استان [[گيلان ]] چشم به جهان گشود. به گفته ی پدر و مادرش او در مقابل دیگران فردی فروتن و با ادب بود. به گفته ی دوستانش جواني رعنا و وارسته بود و هيچ حرف بد یا نامربوطی به زبان نمي آورد و هميشه حرف هاي سنجیده می زد. به پدر و مادرش احترام می گذاشت و به آنها آزاری نمی رساند.گویی به او الهام شده بود که به [[شهادت ]] می رسد؛ زيرا پدر و مادرش روايت مي كنند كه او در آخرين مرخصی گفت كه ديگر بر نخواهم گشت و شما ناراحت من نباشيد؛ زيرا جاي امني مي روم كه همه آرزويش را دارند، يعني بهشت جاويدان كه خدا براي مردم با ايمان و درستكار قرار داده است.[[شهید حشمت جوادی ]] با جان و دل هر چه در توان داشت براي سربلندي كشور خود انجام می داد و از هيچ تلاشی دريغ نمي كرد. در جبهه حق علیه باطل یکی از رزمندگان دلیر و شجاع بود و همانند سرو در حملات دشمن مقاومت مي کرد تا اين كه در منطقه زبيدات، [[زبيدات]]، دشمن بي رحم گلوله اي به سر وی نشانه رفت و او به آروزی دیرینه اش رسید.
==وصیت نامه==