==زندگینامهزندگی نامه==
«پدر جان! ... چند شب پیش خواب دیدم، رفته بودم تشییع امام حسن مجتبى(ع). یک عده ملائک او را تشییع مى کردند. در طرف راستم مولاى متقیان را دیدم که با عباى قهوه اى به دنبال پیکر امام حرکت مى کردند ولى نمى توانستم چهره او را ببینم. در فکرم که تعبیرش چیست؟ ...»
و ده روز بعد شاید تعبیر شد! در کربلاى پنج! که زخم هاى ترکش و گلوله بر تنش بارید و 37 روز جنازه اش در منطقه ماند...
عمیق بود. در نامه اش نوشته بود: «وقتى انسان به این پیروزى هاى عظیم مى نگرد تمام غم هایش از بین مى رود» ...
==وصیتنامهوصیت نامه==
فرازی از وصیت نامه:
خدایا ! من خجالت میکشم از تو طلب شهادت کنم؛ چون که شهدا را با خود که میسنجم واقعاً خجل هستم.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/650 سایت خین]</ref>