==زندگی نامه==
عل ی رضا عسگر ی علیرضا عسگری در خانواده ا ی مذهب ی ای مذهبی که از نظر سطح مال ی مالی متوسط بودند در تار ی خ تاریخ 1344/06/02 در شهر بندرگز د ی ده دیده به جهان گشود. پدرش امام قل ی قلی و مادرش آس ی ه آسیه کلاگر نام دارد. عل ی رضا علیرضا فرزند دوم از م ی ان میان چهار فرزند والد ی ن والدین بود .
در زمان تولد عل ی رضا، علیرضا، مادر دو پسر دوقلو بدن ی ا بدنیا آورد. بر حسب ا ی نکه اینکه مادر خواب م ی ب ی ند می بیند که امام رضا (ع) م ی فرما ی ند می فرمایند: نام فرزند خود را عل ی رضا علیرضا انتخاب کن ی د کنید و مادر نام دو پسر دوقلو ی دوقلوی خود را، غلامرضا و عل ی رضا علیرضا انتخاب م ی می کند .
عل ی رضا علیرضا بعد از گذراندن دوران طفول ی ت طفولیت و رس ی دن رسیدن به سن هفت سالگ ی سالگی در مدرسه ی ابتدا یی ابتدایی فرهاد ثبت نام و بعد از اتمام ا ی ن این دوره تحص ی ل ی تحصیلی در مدرسه راهنما یی راهنمایی ثبت نام و ا ی ن این دوره تحص ی ل ی تحصیلی را تا سال دوم با وضع تحص ی ل ی تحصیلی خوب به پا ی ان پایان رساند و سپس ترک تحص ی ل تحصیل کرده و به همراه برادر دوق لو ی دوقلوی خود در نانوا یی نانوایی پدر، برا ی تام ی ن برای تامین مخارج زندگ ی زندگی خانواده مشغول به کار شد .
عل ی رضا بس ی ار علیرضا بسیار مهربان، دلسوز و آرام بود. سپس بعد از مدت ی عل ی رضا برا ی مدتی علیرضا برای دوره ی خدمت سرباز ی ، سربازی، به صورت داوطلب بس ی ج ی بسیجی آماده شد و از لشکر 30 گرگان به چهل دختر شاهرود برا ی برای گذراندن دوره ِ آموزش ی آموزشی و از آنجا به لشگر 16 زره ی قزو ی ن ت ی پ زرهی قزوین تیپ 2 پ ی اده پیاده اعزام و سپس به جبهه جنوب، اند ی مشک اندیمشک و از آنجا به جبهه ی مرز کردستان عراق به همراه برادر دو قلو ی قلوی خود غلامرضا اعزام شد و بعد از مدت ی فعال ی ت مدتی فعالیت در جبهه کردستان عل ی رضا علیرضا به مرخص ی مرخصی آمده و به مادرش گفت: مادرجان، من آمدنم و رفتنم با خداست. کار من با خدا است. او وقت وص ی ت وصیت خود را به مادر م ی گو ی د می گوید و دوبار ه دوباره به جبهه ی کردستان اعزام شد ه و در جنگل آلوتان در قسمت تام ی ن تامین جاده فعال ی ت م ی فعالیت می کرد که در روز 1365/03/17 در ساعت 7 غروب که خدمت سرباز ی عل ی رضا سربازی علیرضا تمام شده بود و روز تسو ی ه تسویه حساب ا ی شان ایشان بود که گروه کومله به حال کم ی ن کمین به آنها حمله کردند و با پرتاب نارنجک به طرف عل ی رضا علیرضا و همرزم او، نارنجک بر پشت آنها انداخته و پشت عل ی رضا علیرضا بر اثربرخورد نارنجک کنده شده و با ضربه ت ی ر تیر خلاص به سر او به درجه رف ی ع رفیع شهادت نائل آمده .
سپس خبر شهادت و ی وی را لشکر 21 حمزه برا ی برای خانواده آوردند و خانواده به دل ی ل ا ی نکه دلیل اینکه فرزند آنها جوان بوده و آرزو ی داماد ی آرزوی دامادی او را داشتند ناراحت ول ی ولی از طرف ی طرفی چون خود عل ی رضا علیرضا راه اسلام و د ی ن دین را انتخاب کرده بود به او افتخار م ی می کردند . پ ی کر ا ی ن شه ی د بزگوار در شهر بندر گز تش ی ع و درگلزار شهدا ی شهر بندرگز به خاک سپرده شد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38014 سایت شهدای ارتش]</ref>
پیکر این شهید بزگوار در شهر بندر گز تشیع و درگلزار شهدای شهر بندرگز به خاک سپرده شد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38014 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />