شهید فرهاد فرهادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(خاطرات)
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
 
+
خاطره‌ای را که دارم از حمله بدر است. بعد از ظهر بود که ما سوار قایق شدیم، البته قبل از اینکه سوار شویم، رزمندگان یک شوری داشتند، یک روحیه عجیب که قابل وصف نیست. بچه‌ها همدیگر را به آغوش می‌کشیدند و می‌گفتند نماز جمعه در کربلا و بعد از سوار شدن، حرکت کردیم و تا نزدیکی‌های عصر پارو زدیم و از نیزارها گذشتیم تا به نزدیک عراقی‌ها رسیدیم. موقعی که به دژ دشمن رسیدیم دیگر نیزار نبود، یک دریا از آب بود که عراقی‌ها ما را می‌دیدند، ولی از آنجا که قرآن کریم می‌فرماید: دشمن کور است، دشمن ما را ندید. بچه‌ها از لنج‌ها به داخل آب پریدند و شنا کنان خود را به خشکی رساندند و به یاری خدا بر دشمن حمله کردیم و تمامی آنها را به اسارت گرفتیم<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37828 سایت شهدای ارتش]</ref>
با درود بر منج ی علم بشر ی ت، مهد ی موعود و نائب بر حقش خم ی ن ی کب ی ر و با سلام بر شهدا ی به خون خفته از کربلا ی حس ی ن ی تا کربلا ی خم ی ن ی . با سلام بر تمام ی کسان ی که جان خو ی ش را کف دستشان کذاشته‌اند و جان نثار ی م ی‌ کنند . خاطره‌ا ی را که دارم از حمله بدر است. بعد از ظهر ب ود که ما سوار قا ی ق شد ی م، البته قبل از ا ی نکه سوار شو ی م، رزمندگان ی ک شور ی داشتند، ی ک روح ی ه عج ی ب که قابل وصف ن ی ست . بچه‌ها همد ی گر را به آغوش م ی‌ کش ی دند و م ی‌ گفتند نماز جمعه در کربلا و بعد از سوار شدن، حرکت کرد ی م و تا نزد ی ک ی‌ ها ی عصر پارو زد ی م و از ن ی زارها گذشت ی م تا به نزد ی ک عراق ی‌ ها رس ی د ی م . موقع ی که به دژ دشمن رس ی د ی م د ی گر ن ی زار نبود، ی ک در ی ا از آب بود که عراق ی‌ ها ما را م ی‌ د ی دند، ول ی از آنجا که قرآن کر ی م م ی‌ فرما ی د : دشمن کور است، دشمن ما را ند ی د . بچه‌ها از لنج‌ها به داخل آب پر ی دند و شنا کنان خود را به خشک ی رساندند و به ی ار ی خدا بر دشمن حمله کرد ی م و تمام ی آنها را به اسارت گرفت ی م . وسلام<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37828 سایت شهدای ارتش]</ref>
+
 
+
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ ‏۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴

شه ی د فرهاد فرهاد ی

تار ی خ تولد :1344/03/03

تار ی خ شهادت : 1365/02/24

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خراسان شمال ی - بجنورد - انصار الحس ی ن - قطعه 1

rId4

خاطرات

خاطره‌ای را که دارم از حمله بدر است. بعد از ظهر بود که ما سوار قایق شدیم، البته قبل از اینکه سوار شویم، رزمندگان یک شوری داشتند، یک روحیه عجیب که قابل وصف نیست. بچه‌ها همدیگر را به آغوش می‌کشیدند و می‌گفتند نماز جمعه در کربلا و بعد از سوار شدن، حرکت کردیم و تا نزدیکی‌های عصر پارو زدیم و از نیزارها گذشتیم تا به نزدیک عراقی‌ها رسیدیم. موقعی که به دژ دشمن رسیدیم دیگر نیزار نبود، یک دریا از آب بود که عراقی‌ها ما را می‌دیدند، ولی از آنجا که قرآن کریم می‌فرماید: دشمن کور است، دشمن ما را ندید. بچه‌ها از لنج‌ها به داخل آب پریدند و شنا کنان خود را به خشکی رساندند و به یاری خدا بر دشمن حمله کردیم و تمامی آنها را به اسارت گرفتیم[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش