شهید علی رضا حجازی طاهری: تفاوت بین نسخهها
Barkhordari (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۲۲: | سطر ۲۲: | ||
گلزار : گلزار شهداى روستاى طاهر آباد | گلزار : گلزار شهداى روستاى طاهر آباد | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| سطر ۳۶: | سطر ۳۲: | ||
با خنده طى شد تا روز شهادتش 7/ 11 / 65 كه به صدق گفتارش پى برديم. او شهيد شد و پيكرش | با خنده طى شد تا روز شهادتش 7/ 11 / 65 كه به صدق گفتارش پى برديم. او شهيد شد و پيكرش | ||
پنجاه روز در شلمچه، خاك غربت خورد تا بر روى دستان لرزان مردم تشييع گرديد . | پنجاه روز در شلمچه، خاك غربت خورد تا بر روى دستان لرزان مردم تشييع گرديد . | ||
| − | |||
==وصیتنامه== | ==وصیتنامه== | ||
| − | به جبهه آمد هام تا همراه نبرد با متجاوزان بعثى، نبردى سخت تر و شديدتر را با نفس خويش آغاز كنم و در اين راه از خداوند يارى می خواهم . | + | به جبهه آمد هام تا همراه نبرد با متجاوزان بعثى، نبردى سخت تر و شديدتر را با نفس خويش آغاز كنم و در اين راه از خداوند يارى می خواهم .<ref>[http://khayyen.ir/shahid/681 سایت خین]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | http://khayyen.ir/shahid/681 | + | |
== ردهها == | == ردهها == | ||
{{ترتیبپیشفرض:عای_راض_حجاری_طاهری}} | {{ترتیبپیشفرض:عای_راض_حجاری_طاهری}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۶
نام : حجازی طاهری / علی رضا
نام پدر : ناصر
تاریخ تولد : ۱۳۴۰-۲-۲۰
محل تولد : طاهر آباد كاشان
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۱-۷
محل شهادت : شلمچه – كربلاى 5
شهرستان : کاشان
یگان :
مسئولیت :
تحصیلات :
محل تحصیل : مدرسه علميه آيت الله يثربى كاشان
گلزار : گلزار شهداى روستاى طاهر آباد
محتویات
زندگینامه
ايام دبيرستان او مصادف بود با روزهاى آتش و خون و مبارزه عليه رژيم منحوس پهلوى. منزل آن شهيد كانون مبارزه مردم شده بود. كتب انقلابى، نوار، عكس و رساله امام خمينى(ره) در آنجا نشر و پخش مى شد. در سال 56 براى غنى ساختن بنياد فرهنگ و اعتقادات نوجوانان روستا با همكارى دوستانش كتابخانه امام صادق(ع) را تأسيس كرد و آنجا را كانون مبارزه قرار داد . با شور و دلدادگى در مدرسه علميه آيت الله يثربى ثبت نام كرد و به تحصيل معارف و علوم اهل بيت (ع) پرداخت. او در هنگام تحصيل هيچ گاه از ميادين مبارزه حق عليه باطل غافل نمی شد و همواره به ياد ملكوتيان خاك نشين بود . روزهاى آخر در بحث توبه مى گفت: »از شرايط توبه واقعى آن است كه انسان با رنج، گوشت هايى را كه از گناه روييده آب كند. « در اين حال رزمنده اى مزاحى كرد؛ اما حاج آقا حجازى با خنده گفت : » آب كردن گوشت كه چيزى نيست؛ من همين الآن حاضرم، تمام بدنم را خاكستر كنم. « و آن روز با خنده طى شد تا روز شهادتش 7/ 11 / 65 كه به صدق گفتارش پى برديم. او شهيد شد و پيكرش پنجاه روز در شلمچه، خاك غربت خورد تا بر روى دستان لرزان مردم تشييع گرديد .
وصیتنامه
به جبهه آمد هام تا همراه نبرد با متجاوزان بعثى، نبردى سخت تر و شديدتر را با نفس خويش آغاز كنم و در اين راه از خداوند يارى می خواهم .[۱]