ویرایش‌ها

شهید محمد مجید احمدیان یزدی

۴۷ بایت اضافه‌شده، ‏۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۴
از راه دور دست پر مهر و محبت شما را می‌بوسم. به خدا قسم که هر وقت به یاد شما می‌افتم، سال‌ها به عقب برمی‌گردم و در پیشگاه با عظمت شما خود را بی‌اندازه کوچک و حقیر می‌بینم. خود را می‌بینم که ضعیف و نا‌توان در گهواره خفته‌ام و گاه و بی‌گاه ناله سر می‌دهم‌. خواب شیرین را بر شما حرام می‌کنم، اما شما با یک دنیا بزرگواری گهواره‌ام را می‌جنبانی و از نازکترین تارهای دلت برایم لالایی می‌خوانی و باز می‌بینم که شب‌های دراز بر بالینم نشسته‌ای و شب زنده‌داری می‌کنی و شیره‌ی جانت را بی‌دریغ در اختیارم می‌گذاری. مادر من خیلی خوب می‌دانم که همیشه برایت مایه‌ی درد و رنج بوده‌ام و همیشه نگران حال و آینده‌ی من بوده‌ای، به خدا که من از تو شرمنده‌ام. همیشه تو را به خاطر می‌آورم و تو برایم الهام‌بخش زندگی هستی و اندرزهایت را به دیده‌ی منت و به گوش می‌سپارم.
منبع:سایت شهدای ارتش<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39097سایت شهدای ارتش]</ref>  ==پانویس==<references />
۱۷۲
ویرایش