مادرجان ! از راه دور رویت را می بوسم و اگر نتوانستم در زندگی جبران زحماتت را بکنم امیدوارم که مرا ببخشی و اگر مرا دوست داری دلم می خواهد پس از شهادتم زیاد برایم گریه نکنی اگر می دانستم که قادری می گفتم اصلا گریه نکن اما می دانم که دست خودت نیست . مادرجان ! در این چند ماهی که در جبهه هستم خیلی از افسران و درجه داران و سربازان و پاسداران عزیز در کردستان شهید و مفقود شدند . بنده نیز فرقی با آنها ندارم و این لباسی که بر تن دارم کفن مناسب که با اختیار پوشیده ام و از آن خارج نخواهم شد مگر با اجبار . منبع:سایت شهدای ارتش <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/6880سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />