rId4
==زندگی نامه==
ایشان در خانواده ای عشایر متولد شد ، در شش سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس ۵ ابتدایی درس خواند ، سپس ترک تحصیل کرد۰ با اینکه از استعداد زیادی برخوردار بود اما ضعف اقتصادی خانواده او را به اجبار از مدرسه و کسب علم و دانش دور کرد۰ پس از آن به شغل کشاورزی و دامداری در کنار پدر و دیگر برادران روی آورد و زندگی جدید خود را با کار و زحمت در مزرعه کشاورزی و کوه و مراتع آغاز نمود ، روزها گذشت و سالها از پی یکدیگر آمد تا اینکه شهید سعادتمند به سن ۱۹ سالگی رسید ، سنی که مشمول وظیفه و خدمت به کشور می باشد۰ بنابراین در اوایل سال ۶۵ جهت خدمت سربازی دفترچه گرفت و مدت هفت ماه خدمت کرد تا اینکه شور و عشق و اوضاء و احوال جبهه او را دگرگون کرد۰ چون دوران خدمت سربازی اش بدور از منطقه بود به بهانه کمک به سیل زدگان مرخصی می گیرد و به خانه می آید۰ بعد از چند روز از طریق سپاه بصورت بسیجی عازم جبهه و خط مقدم می شود که بعنوان فرمانده گروهان انتخاب می شود و در عملیات کربلای ۵ شرکت می کند۰ هنگام بازگشت از عملیات پیروزمندانه کربلای ۵ با شهید حمید رضا زارعی ( شهیدی از روستای بنجیر ) برخورد می کند که به علت اصابت ترکش خمپاره از درد مینالد ، بهمین دلیل شهید سعادتمند بر می گردد و شهید حمید رضا را بر پشت خود می گذارد که در راه رفتن به پشت جبهه با اصابت خمپاره ای به کنار دستشان ، هر دونفر آنها به شهادت می رسند۰