ویرایشها
۰۰۰ پدرم این تویی که با قلب شادی ندیده ات و با دستهای رنج آشنایت برای من آسایش آورده ای۰ تو با باران رنجهای خود گویی زندگی مرا گلشن کرده ای ،
۰۰۰ مادرم می دانم که تا بوده ام صمیمانه به پاسداریم نشسته بودی و در همه لحظه ها عاشقانه به نظارت زندگیم پرداخته ای۰ خنده هایت ، خنده های من بود و گریه هایت گریه های من و غمهای من بود که بر تو غم آموخت و شادیهای من بود که شادی را بر تو یاد داد۰ مادر من شهر زندگی را از تو آموختم۰