ویرایشها
== زندگینامه ==
ذبیح اللّه بخشی معروف به حاجی بخشی در سال 1312 در روستای شمسآباد در نزدیکی اراک متولد شد. در 7 سالگی پدرش توسط نیروهای متفقین کشته و او از آن پس مسئولیت خانوادهاش را بر عهده گرفت. حاجی بخشی از سن 47 سالگی به جبهه شد و تا پایان جنگ تحمیلی در جبههها حضور داشت. وی در طول 8 سال دفاع مقدس در جبههها بلندگو به دست به تقویت روحیه رزمندگان میپرداخت. وی از جانبازان و رزمندگان 8 سال دفاع مقدس و برای رزمندگان تداعیکننده حبیب ابن مظاهر بوده و دو پسر، برادر و یک داماد او نیز در جنگ به شهادت رسیدند. حاج ذبیحالله بخشی زاده یادگار ماندگار از دوران دفاع مقدس دی سال 1390 درگذشت.<br />
*پیام تسلیت رهبر
بسمالله الرحمن الرحیم<br />
درگذشت پیر دلاور جبهههای جهاد، پدر دو شهید و هم رزم و همراه هزاران شهید، مرحوم حاج ذبیحالله بخشی را به همه مجاهدان راه حق و به خانواده محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و علو درجات و پاداش صبر و ثبات را برای ایشان از خداوند متعال مسألت مینمایم.<br />
سید علی خامنهای، ۱۵ دی ماه ۱۳۹۰<br />
http://www.hamshahrionline.ir/details/201018<br />
* کلام شهید مرتضی آوینی
در آن سوی فاو، به حاج بخشی بر خوردیم؛ چهره آشنای حزب الله تهران. هر کس سرزندگی و بذلهگویی و آن چهره شاداب او را میدید باور نمیکرد که دو ساعت پیش فرزندش شهید شده باشد. او حاضر نشده بود که به همراه پیکر فرزند شهیدش جبهه نبرد را، ولو برای چند روز، ترک گوید. هر جا که حزبالله تهران هست او نیز همان جاست و علمداری میکند.<br />
http://www.hamshahrionline.ir/details/201018
== خاطرات ==
گل علی بابایی از رزمندگان لشکر 27 محمد رسولالله (ص) و نویسنده دفاع مقدس به بهانه درگذشت پیر جبهههای نبرد ابوالشهید «حاج ذبیحالله بخشی» روایتی از روحیه دادن وی به رزمندگان در سختترین شرایط در فاو را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است. این روایت را بخوانید:<br />
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901013000824<br />
روزی برای حضرت امام (ره) گیلاس برده بودم و بیرون منتظر بودم و داشتم کاری انجام میدادم. داخل مثل اینکه چشم حضرت امام (ره) به گیلاسها افتاده بود فرموده بودند به آقای رضایی، حاجی بخشی اینجاست؟ گفته بودند بله. امام (ره) فرموده بودند بگویید بیاید پیش ما. او مدم تو دیدم نشستهاند، سلامی کردم و دستشان را ماچ کردم. امام (ره) به هم فرمودند: ببینم از اینهایی که اینجاست، برای بچه هام هم بردی؟ گفتم بله ماشین الان توی باغ است؛آقای رحمانی آقای اسدی رو مأمور کردم بچینند داخل ماشین بگذارند. صبح جمعه هم مهرانم دارم داد میزنم رزمنده گیلاس بخور، لبخند بزن، تانک و بزن، بزن بزن، خوب میزنی و … . حضرت امام (ره) ایستادند و بعد خندیدند و فرمودند: با رک ا…، تو روحیه بچههای منی، تو بابابزرگ شو نی، خدا به همرات.<br />
یک روز دیدم حاج علی فضلی او مده دنبالم می گه حاجی بخشی، برو پیش بچههای گردان حمزه. از تپه دوقلو برگشتن وضعشون اصلاً خوب نیست. یک خورده بهشون برس. گفتم چشم. ما اومدیم با یام یام و پفک نمکی می ون بچههایی که گردانشون شده بود دسته، رفتم بالای درخت. بچهها جمع شدن دور درخت اینقدر تکوندنش من و انداختن پایین. نگو این و فیلم گرفتن فرستادن برای امام (ره)؛ امام (ره) هم دیده بودن به نوهشون سید حسن فرموده بودن اِ اِ انداختنش پایین؟! فیلم رو بزن عقب یک بار دی گه ببینم. این مرد عجب روحیه ای داره با اینکه چند تا شهید داده باز داره با رزمندهها بازی و شوخی میکنه. خدا خیرش بده. این کلمه ای بود که از خود امام (ره) شنیدم. بعدها امام (ره) فرمودند اون فیلم رو دیدم، نخوردی زمین؟ گفتم نه امام (ره) مگه من میخورم زمین! بعد سرم رو با حالت خاصی تک ون دادم. امام (ره) شروع کردن خندیدن طوری که آقای خلخالی اونجا بود به من گفت تا حالا این طور خندهی امام (ره) رو ندیده بودم. بعد امام (ره) فرمودند: حاجی خدا عاقبتت رو به خیر کنه انشاء الله؛ گفتم امام (ره) همین جمله ای که فرمودید تا دنیا دنیاست برام بسه.<br />
نعمتالله حکیم: حاجی بخشی وقتی با آن ماشین مخصوصش وارد خط میشد، اصلاً روحیه بچهها دگرگون میشد. میریختند سرش، بچهها شوخی میکردند حاجی بخشی شوخی میکرد. شکلات و پسته و حنا و این جور چیزها همیشه همراهش بود که مَثل شده بود کمپوت روحیه است. دست و پای بچهها را حنا میگرفت و بهشان شکلات و آجیل و عطر میداد. کلاً حاجی روحیه عجیب و خاصی داشت که جا دارد خاطره ای هم تعریف کنم.<br />
دختر حاجی بخشی: حاجی در زمان اغتشاش فتنه گران، بیمارستان کما بودند. به هوش که آمدند و مرخص شدند از بیمارستان تا منزل متوجه یک چیزهایی شدند. ما در بیمارستان به ایشان نگفته بودیم چه خبر شده است. یک روز دیدیم سوار موتور با یکی از بچهها میخواهند بروند تهران. گفتیم حاجی شما حالتان مساعد نیست؛ گفت آقا به کمک نیاز داره، تنهاست. بسیجیها باید وارد بشوند.<br />
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=193583&Keyword=%22%D8%AD%D8%A7%D8%AC%DB%8C+%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%22<br />