* زندگی نامه 2
شهید در سال 1329 در خانوادهای متوسط، مذهبی و متدین در یکی از روستاهای شهرستان مشهد بنام نامق متولد شد. دوران کودکی را در کانون پر مهر خانواده تحت سرپرستی پدر گرانقدرش گذراند. با ورود به سن 7 سالگی راهی دبستان شد. شهید با هوش و فراست تؤام با استعداد خدادادی و ارادهای قوی همیشه شاگرد ممتاز بود. او از همان کودکی علاقهی زیادی به برق و کارهای فنی داشت. شهید 9 سالش بود که پدرش برحمت الهی پیوست. او بناچار در نزد برادرش که وضع مالی خوبی هم نداشت به زندگی خود ادامه داد. شهید والامقام در دوران دبیرستان حین تحصیل به کار هم مشغول بود. تا آنجا که بواسطهی مشکلات و عشق به نظام و نظامیگری و دفاع از استقلال کشور به استخدام ارتش درآمد. او معتقد بود که در همه حال باید از کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کرد. پس از طی دورهی مقدماتی در دانشکده به درجهی گروهبانی نائل و مشغول به خدمت در ارتش گردید. او با کمک خواهرش که در تهران زندگی میکرد درجنوب شرقی تهران اتاقی اجاره کرد و درسن 24 سالگی با خانوادهای مذهبی از شهر خون و قیام وصلت نمود. پس از آن بود که او را به کردستان منتقل کردند. شهید با اینکه تازه ازدواج کرده بود، صاحب فرزند پسری به نام محسن گردید. روزها در پادگان خدمت و شبها در خانه درس مرتبط به شغلش مخابرات را میخواند. همین تلاش او باعث شده بود که یکی ازمتخصصانی باشد که دستگاههای الکترونیکی را تعمیر کند. از جهتی چون تظاهرات کم کم به اوج خود میرسید و انقلاب داشت به پیروزی نزدیک میشد، رژیم به علت فعالیتهای انقلابی او را پنج روز در پادگان بازداشت و زندانی کرد. هیچگاه به او اسلحه نمیدادند. همین که انقلاب به پیروزی رسید و برادران ارتشی همبستگی خود را با انقلابیون اعلام کردند، از اینکه منافقین از پادگان اسلحه خارج کنند، ممانعت به عمل آوردند. او و همقطاران انقلابیاش از پادگان و شهرحفاظت کردند. پس از پیروزی انقلاب وتشکیل ارتش مکتبی براساس موازین اسلام خدمت خود رامجدداً در ارتش آغاز کرد و به شهر قزوین منتقل شد. با ورود به قزوین، منافقان درکردستان در دوران دولت موقت شروع به اخلال باسر دادن شعار خودمختاری قوم کرد نموده بود. شهیداکبری باگروهی از همرزمانش به کردستان رفت ودر درهی قاسملو با منافقان مبارزه کرد. با یورش ددمنشانهی ارتش رژیم مزدور عراق به کشور عزیزمان، شهیداکبری با لشگرزرهی قزوین به جنوب اعزام شد وبه گفتهی فرماندههانش چنان ضربههایی به مزدوران بعثی وارد آورد که صدام قادسیه راخوابی وحشتناک تصور و با دادن هزاران اسیر طعم تلخ نتیجهی تجاوز به سرزمین شیران را چشید. وی سرانجام پس از ابراز رشادتهای بیشمار و از خودگذشتگیهای شهادتطلبانه به درجهی رفیع شهادت نائل آمد.<ref>[https://ajashohada.ir/MartyrDetails/26992 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />