بخشی از ابتدای جاده دزفول ـ دهلران که از سهراهی دهلران در جنوب اندیمشک آغاز میشود و تا شهر دهلران در استان ایلام ادامه دارد، دارای عرض زیاد و آسفالت مخصوصی است و از آن به عنوان یک باند فرود اضطراری استفاده میشود. ارتش عراق برای هجوم به شهرستان دزفول از این جاده استفاده بسیاری کرد و با اتکا بر آن فاصله 80 کیلومتری مرز تا پل نادری را در چهار روز طی کرد.
دزفول که در طول دفاع مقدس میزبان همیشگی خیل عظیم رزمندگان بود در عملیات فتحالمبین به عنوان عقبه تدارکاتی مورد استفاده زیادی قرار گرفت. رادیو جبهه نیز برای روحیه بخشی به رزمندگان توسط جوانان دزفول راه اندازی و به اجرای برنامه پرداخت. اکنون از شهر دزفول به پاس مقاومت و تقدیم بیش از 2600 شهید، به عنوان شهری نمونه یاد میشود.<ref> کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 241 ـ 242</ref>
کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 241 ـ 242
دزفول شهری است میان دشتی وسیع که تا 25 کیلومتری شمالش ارتفاعی نیست. شهر، دو ناحیهی کوهستانی و جلگه ای دارد و آب و هوایش صحرایی و نسبتاً خشک است. مردمش شیعهاند و فارسی را با گویش محلی حرف میزنند.
مردم دزفول، هم موشکهای نه متری فراگ را تجربه کردند، هم آتش توپخانه های دوربرد را هم بمباران هوایی را. اما بافت اجتماعی و فرهنگ مذهبی مردم چنان انسجام و وحدتی بین آنها ایجاد کرده بود که جز عده ای کم همه در شهر ماندند.<ref>کتاب پیام پیروزی؛ روایت دشت فتحالمبین</ref>
کتاب پیام پیروزی؛ روایت دشت فتحالمبین
شهدای انقلاب: ۲۸ تن
گلزارهای شهدای دزفول: ۲۸ گلزار<ref>[http://entekhabe-salem.blogfa.com/post/5 وبگاه انتخابات سالم شهرستان دزفول]</ref>
http://entekhabe-salem.blogfa.com/post/5
حرکت بعدی، بازسازی رنگ آمیزی و مرمت وسایل ورزشگاه شهر بود. درست هنگام موشک باران، مسابقات فوتبال، کشتی و والیبال برگزار میشد و مردم استقبال خوبی از آن میکردند.عجیب آن که در هنگام افتتاح پارک تازه تأسیس بعثت، مردم نیامدند و انگار که خدا چنین میخواست. چون درست در لحظه افتتاح پارک بعثت موشک باران شد. دزفول و از جمله مردم دزفول به جنگ عادت کرده بودند. عروسیها و جشنها برگزار میشد و مثل سابق مردم به شب نشینی میرفتند.بازار و مغازهها تعطیل نبود. جو فرهنگی و مذهبی دزفول باعث شد بسیاری از فرماندهان که در اطراف دزفول زندگی میکردند به آن جا بیایند. شهیدان حاج همت، رضا دستواره، علیرضا نوری، چند تن از فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص)، مهدی و حمید باکری، حسین خرازی و چند فرمانده تیپ و لشکر دیگر از جمله این فرماندهان بودند .
http://dezful.tebyan-kz.ir/Default.aspx?tabid=475
امام خمینی به پاس پایداری مردم این شهر گفته است:
"شما دزفولیها امتحان دادید و از این امتحان خوب بیرون آمدید. شما دین خود را به اسلام ادا کردید."<ref> [http://www.dezfulnews.blogfa.com/post-18.aspx سایت خبری دزفول]</ref>
http://www.dezfulnews.blogfa.com/post-18.aspx
اولین موشک در ۱۹ مهر ماه ۱۳۵۹ ساعت ۲۲:10 دقیقه به دزفول اصابت کرد. در آن شب عده ای از بسیجیان دزفول در حیاط مسجد استراحت میکردند. اکثر مردم دزفول نمیدانستند موشک یعنی چه؛ آنها بمباران هوایی و توپهای دور برد دشمن را تجربه کرده بودند اما نمیدانستند انفجار موشک چگونه است.
http://dezful.tebyan-kz.ir/Default.aspx?tabid=475
مردم توانستند موشکها را از هم تشخیص بدهند، آن هم از روی صدا. موشک 3 متری یک نوع صدا داشت، موشک 6 یا 12 متری صدای دیگری داشت. یکی از موشکهای 12 متری در نزدیکی یک نانوایی اصابت کرد. دهها مرد و زن که در صف نانوایی بودند، تکه تکه شدند. موشک به وسط خیابان خورده و حفره عمیقی ایجاد کرده بود. لوله های آب ترکیده، آب فواره میزد. پیکره های تکه تکه شده در اطراف خیابان و نانوایی پراکنده شده بود. مردمی که سراسیمه برای کمک میآمدند، بعضاً در حفره های آب میافتادند.
آنها به شرکت کشت و صنعت کارون که در جاده دزفول-شوشتر است رفته و از آنجا دیدار کردند. شهید رجایی ناهار را در کنار کارگران آنجا صرف کردند و بعد به دیدار مناطق بمباران شده رفت. این سفر در روحیه مردم دزفول تأثیر مثبت گذاشت. حوادث عجیبی در شهر اتفاق میافتاد. پیرمردی کارش کندن قبر بود. او هیچ وقت دزفول را ترک نکرد. سرانجام با دست خودش زن و بچه و عروس و دامادش را که بر اثر اصابت موشک به شهادت رسیده بودند دفن کرد.
در آن روزها فشار روحی و روانی فراوانی بر مردم دزفول وارد میشد. همین، مسئولین شهر و به خصوص فرماندار را به فکر انداخت. از آن به بعد روند بازسازی سریعتر شد. آنها معتقد بودند که بازسازی به مردم روحیه میدهد و لااقل مردم در خرابهها و ویرانهها نمیخوابند و در منازل در حال بازسازیشان میخوابند، حتی اگر این خانهها چند بار آسیب ببیند و دوباره بازسازی شود.<ref>[http://missagh.ir/author-asgarymisaagh.aspx?p=16 وبگاه میثاق مسجد امام حسن عسکری (ع) دزفول]</ref>
http://missagh.ir/author-asgarymisaagh.aspx?p=16
آسیابهای دزفول، مسجد جامع، آرامگاه امام زاده سبزه قبا(ع)، بازار کهنه شهر، آرامگاه "یعقوب لیثصفاری"، تپههای چغامیش، مسجد لب خندق، مجموعه تاریخی شاه رکنالدین، آرامگاه محمد بن جعفر طیار، آرامگاه امامزاده رودبند و خانه تیز نو(اداره میراث فرهنگی دزفول) از بخشهای دیدنی و تاریخی این شهرستان به شمار میآیند.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B2%D9%
81%D9%88%D9%84
==عملیاتهای مرتبط با شهر دزفول==
خوب به یاد دارم بر بالای تل بلندی از خاک ایستاده بودم. حسی غریب به من گفت در میان آن همه سر در گمی و فریاد از کسانی که با دستهای خالی خاکها را به یک سو میزدند تا جنازه در بیاورند بخواهم به کمکم بیایند تا آن جا را بکاویم و خاکها را به کناری بزنیم. آمدند. دقایقی نگذشت که صدای جیغ و فریاد زنی جوان به گوش ما رسید که تقاضای کمک میکرد. بر شدت سرعت کار افزودیم. پس از دقایقی او را در حالی که فرزند خردسالش را محکم در آغوش کشیده بود، از زیر آوار بیرون کشیدیم و فوراً به آمبولانس منتقل و به بیمارستان برده شد.<ref>[http://revolution.shirazu.ac.ir/?p=13604 وبگاه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر]</ref>
http://revolution.shirazu.ac.ir/?p=13604
آن قدر موج انفجار شدید بود که شیشه های ماشین از شدت موج به داخل ماشین ریخت و خوشبختانه بچهها سالم ماندند و ما جزء اولین افرادی بودیم که خودمان را به شهر رساندیم و بعداً یکی از لوکشینهای ما همان موشکی بود که نزدیک بچه های فیلم منفجر شده بود. در همین زمانهای فیلمبرداری در دزفول چند بار نزدیک بود که تمام اکیپ تهیه فیلم کشته شوند، فیلمبردار از بین برود و بارها و بارها دست خداوند را میدیدم که همراه ما بود.
==پانویس==
<references/>