ویرایش‌ها

شهید حجت الله آراسته

۱۱ بایت حذف‌شده، ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۴
/* خاطرات */
==خاطرات==
خاطره شهید آخرین باری که می‌خواست به جبهه برود، من پول‌هایی را که پدرمان برایش فرستاده بود ازجیبم درآوردم. او نگاهی به پولها انداخت و یک لحظه دیدم چشم‌هایش پر از اشک شد. پول‌ها را قبول نکرد. من گفتم: این پول‌ها را پدر داده‌ و اگر قبول نکنی آزرده می‌شود. ولی او در جواب گفت: من این پول‌ها را قبول نمی‌کنم. باید خودم کار کنم و پول در بیاورم. وقتی ناراحتی و اندوه مرا دید، مقدار کمی از پول‌ها را برداشت. او گفت دلیلش فقط این است که پدر خیلی زحمت می‌کشد و با مشقت بسیار کسب درآمد می‌کند و من بجای اینکه دست او را بگیرم و کمک خرجش باشم، با این شرایط سربارش می شوم، و هیچ موقع چنین چیزی را قبول نمی‌کنم<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44761 سایت شهدای ارتش]</ref> 
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش