زندگینامه==زندگی نامه==
شهید جعفرعلی نورپور در 15 آذرماه 1338 در خانواده ای مذهبی و کشاورز در روستای دولت آباد از توابع شهرستان قم متولد شد و در سال های کودکی در کارهای کشاورزی به پدر کمک می نمود و پس از طی تحصیلات مقطع ابتدایی ، خانواده به شهر قم عزیمت و در محله دروازه ری ساکن شدند.شهید از سال 1351 مشاغلی چون نجاری و مکانیکی را تجربه نموده است.با شروع تظاهرات و راهپمایی های خودجوش مردم در تقابل با نظام ستمشاهی پهلوی حضوری پر رنگ و پرشور داشته است، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی حدود 3 الی 4 ماه به همراه استادکار خود و برخی مکانیکهای شهر قم به پایگاه چهارم شکاری دزفول اعزام و به تعمیر و بازسازی خودروهای رزمندگان اسلام پرداخته بطوریکه فعالیت ایشان مورد تقدیر جهادسازندگی و مسئولین وقت پایگاه قرار گرفته است.پس از رسیدن به سن قانونی در سال 60، به خدمت سربازی اعزام و در نیروی هوایی تهران و سپس پایگاه چهارم دزفول رفته است، با تلاش و پیگیری مجددانه به گروه جنگهای نامنظم شهید چمران پیوسته و در تاریخ 10/7/1360 در حین تخلیه مجروحین در منطقه دهلاویه به فیض عظمای شهادت نائل آمد و در این سالها در گلزار شهدای شیخان قم در جوار کریمه اهل بیت (س) آرمیده است.اکنون کوچه شماره 9 محله دروازه قم مزین به نام این شهید است .
شوق پرواز- راوی مادر شهید : شهید به دلیل اشتیاق به حضور در صحنه های نزدیک نبرد حق علیه باطل به همراه تعداد زیادی از دوستانش از مسئولین نیروی هوایی درخواست می کنند تا برای ادامه خدمت به یگانهای نیروی زمینی اعزام شوند و به مادر گفته است ما 400 نفر هستیم که این تقاضا را به مسئولی نداده ایم .
*آخرین دیدار - راوی مادر شهید
حدود 3 ماه بود که به خانه نیامده بود.به همراه پدر و دایی اش دزفول رفتیم .ما را کنار رودخانه شهر دزفول برد و به همراه دایی اش در آب رودخانه شنا کردند پس از شنا کردن علی قصد استراحت داشت که به او گفتم سرت را بر پای من بگذار تا آسوده باشی ، علی از این کار خودداری کرد و گفت اگر من شهید شوم شما ناراحت می شوید و به من گفت، مادر دعا کن که من دستگیر (جانباز) نشوم و دعا کن که شهید بشوم .
*خبر شهادت:رویای صادقانه - راوی مادر شهید :
یک روز 2 نفر از نیروی هوایی آمدند و گفتند علی مریض شده حاضر شوید تا شما را به بیمارستان ببریم (با توجه به خوابی که ایشان شب قبل دیده بود مطمئن می شود که علی شهید شده است)، مادر شهید می گوید، شب قبل خواب علی را دیدم که در راه پله های منزل ایستاده بود و هرچه می گفتم داخل خانه نیامد و پاشنه کفش خود را کشید و گفت من باید بروم و نمی توانم بمانم و در عالم خواب دیدم که همانند مرغی با بالهای خود پرکشید و از مقابل چشمان من دور شد لحظاتی بعد مادر مجدد خواب می بیند که خانمی پرده منزل ایشان را کنار زده و وارد خانه می شود و به مادر شهید می گوید، شما دیگر شادی نکنید و اینکار برای شما خوب نیست . پس از شهادت یکبار مادر شهید خواب می بیند که پسرش در باغ بزرگ و سرسبزی بوده است و مقداری پول به مادرش هدیه داده و از وی دور شده است .
از اعزام داوطلبانه تا جنگ های نامنظم شهید چمران - راوی برادرشهید : پس از اینکه به همراه استاد قدرت به مدت 3 ماه در جبهه ها حضور داشت، خدمت سربازی سهمیه نیروی هوایی بود، اما به همراه تعدادی از دوستانش که 360 نفر بودند به دفتر مقام معظم رهبری که آن موقع ریاست جمهور بودند نامه نوشتند تا به نیروی زمینی منتقل شوند و از بین این 360 نفر، شهید چمران 45 نفر را جدا نمود و به گروه جنگ های نامنظم پیوستند . محمود طاوسی همرزم شهید می گفت، برادرت علی هم راننده آمبولانس بود و همزمان آر پی جی زن نیز بود .
*فعالیت در هیات مذهبی - راوی برادرشهید
علی بهمراه دو تن از اهالی محل، استاد قدرت و استاد ماشالله از بنیان گزاران تکیه شهداء در قم بودند و تعدادی از خانواده های محروم منطقه را تحت پوشش کمک های خود داشتند و اکنون به برکت خون آنها تکیه شهدا در محل فعلی حسینیه شهدا استقرار یافته و همواره محل برگزاری مراسم های باشکوه مذهبی در طول سال است .
*کمک پنهانی به فامیل و بستگان - راوی برادرشهید
علی در بین اقوام فردی فوق العاده و دارای ویژگی های اخلاقی خاص بود.بطوری که سالها پس از شهادت تعدادی از بستگان به ما مراجعه نمودند و گفتند حل برخی مشکلات آنها، فقط با کمک مالی شهید حل شده است و حتی سفارش کرده بود که این کمک ها را هیچ کس متوجه نشود
*پیام مادر شهید
برای سلامتی امام زمان(عج) دعا کنید و پشتوانه رهبر معظم انقلاب باشید و از اسلام پیروی کنید .
*پیام برادر شهید
یاد و خاطره این شهدا از بین نرود، مسئولین یادشان نرود که این شهدا و این بچه بسیجی ها بودند که جان خود را در جبهه ها کف دست گرفتند که اکنون آقایان بر صندلی ها تکیه کنند، سربلندی ایران، ثمره خون شهدا است، اگر بسیجیان، ارتشی ها و سپاهی در جبهه ها حاضر نمی شوند ، الان نمی توانستیم مملکتی آزاد و آباد داشته باشیم .
*توصیه خواهر شهید : رهبری ،حجاب، خون شهدا
خداوند رزمندگان و نیروهای مسلح را حفظ کند، از رهبری حمایت کنند و رهبر را تنها نگذراند، به حق فاطمه زهرا(س) خون شهدا پایمال نشود.شهدا خیلی به حجاب حساس بودند، رفتند و خون خود را دادند تا ناموس ما حفظ شود.آنها جوان بودند، هم خودشان و هم خانواده آنها، آرزوهای فراوانی داشتند، اما شهدا همه چیز را زیر پا گذاشتند تا مملکت و ناموس مردم حفظ شود، از مسئولین انتظار داریم که فکری به حال بی بند و باری در کشور بکنند، واقعا ما خانواده شهدا غصه می خوریم از اینکه جوانان ما اعم از ارتش، سپاهی و غیره با افتخار به شهادت رسیدند . برای قطره قطره خون جمیع شهدا ارزش قائل شوید ما اکنون هم داریم شهید می دهیم .
*پیام شهید گزیده ای از نامه ها
از رفتن من به ستاد جنگ های نامنظم آقای چمران ناراحت نباشید، ما جوان هستیم و باید به انقلاب کمک کنیم و نگذاریم ایران عزیز را از دست ما بگیرند .