ویرایش‌ها

شهید شاپور برزگر

۲۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۰
rId5
شاپوربرزگر
«از روزى كه ازت جدا شدم يك ساعت هم وقت ندارم كه برايت تلفن كه هيچ، نامه بنويسم. هيجده گردان به ما مربوط است. منظورم آموزش آنهاست. هم اكنون كه برايت نامه مى‏نويسم ساعت 8 شب است و از ساعت 10 الى 6 صبح پنج گردان را به مانور خواهيم برد... خيلى براى تو و خانواده و خانه نگرانم. نمى‏دانم وضعتان در چه حالى است؟ باور كن خيلى ناراحت هستم كه آيا گرسنه مانده‏ايد؟ نفت داريد؟ مريض نيستيد؟ پول داريد؟ خدايا خدايا فقط تو مى‏دانى و بس كه در جيبم فقط ده تومان پول دارم...كه نمى‏شود كارى كرد. ازت خواهش مى‏كنم مقاومت كن. خدا بزرگ است. باور كن نمى‏دانى در چه وضعى هستم. خواهش مى‏كنم از وضعيت خودتان برايم بنويس...آيا عذرا گرسنه مى‏ماند يا نه شير دارد يا نه؟ محمد چه كار مى‏كند؟ بگو بابا مى‏گويد، شرمنده‏ات هستم.
خداحافظ به اميد پيروزى»   منبع: .<ref>فرهنگنامه جاودانه های تاریخ، استان اردبیل</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش