ویرایش‌ها

شهید حجت الله نور محمدی

۱ بایت اضافه‌شده، ‏۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۵
==زندگینامه==
(( دوران کودکی)) [[شهید حجت الله نورمحمدینور محمدی]] در شهر [[آبادان]] متولد شد و بزرگ شد. مادر شهید و پدرش این چنین می گویند: به خاطر علاقه ای که به ائمه داشتیم نامش را حجت الله گذاشتیم و ایشان تا سوم راهنمایی در آبادان ادامه تحصیل داد .
(( فعالیتهای انقلابی)) در تمام این مدت که به پیروزی انقلاب رسیده بود در کارهای جمع آوری اعلامیه های [[امام خمینی]] فعالیت داشت. اصلا تمام شب و روز استراحت نداشت و تمام شب ها فعالیت داشت. تمام بچه ها و هم کلاسی هایش را جمع می کرد و نوار امام خمینی را برایشان می گذاشت و به ما می گفت که به کسی نگویید که من چه کاری انجام میدهم و من سرباز خمینی هستم و مرگ و کشتن من در راه امام است و همیشه شعار ، یا مرگ یا امام را می داد و همیشه می گفت من در راه امام خمینی و انقلاب شهید می شوم. و همان روزی که می خواست شهید شود سر و صورتش را اصلاح کرد و [[نماز]] و قرآنش را خواند و به ما سر نهار گفت :
(( خبر شهادت)) این آخرین نهاری است که من می خورم و پیش شما هستم و من قرار است که به راهی که خودم دوست دارم بروم و من تعجب می کردم از این حرف هایش و می گفتم آخه این چه حرفی است و ان شاء الله امام خمینی قرار است که بیاد و ما می رویم با هم ایشان را می بینیم گفت نه عمر من به آن اندازه قد نمی دهد که زنده باشم و وقتی که می خواست برود به من گفت که دنبال من نگرد گفتم که یعنی چه گفت خوب دنبال من نگردید و من راهی که قرار است می روم و همین و بعد شروع کرد به دیوار خط بکشد گفتم چرا این کار را می کنی گفت می خواهم یرایتان یادگاری بگذارم و این یک یادگاری است. همیشه اهل [[نماز]] و [[روزه]] بود. همیشه در هر جا که فعالیت انقلابی بود حضور داشت یکبار که خیلی بی تابی کردم .
۶۸۰
ویرایش