وصیت نامه های شهدا
وصیتنامه [[شهید رحمتالله عباسزادگانرحمت الله عباس زادگان]]
حال که ما فرزندان اسلام هستیم، هر کجا اسلام در خطر باشد، باید از آن دفاع کنیم و ما جوانان با خون خود درخت اسلام را آبیاری خواهیم کرد.
شهید «رحمت الله عباس زادگان» ۲ فروردین [[۱۳۴۴ ]] در آران چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ ]] تحمیلی عازم [[جبهه ]] حق علیه باطل شد و مدتی نیز در جبهههای لبنان به مبارزه با صهیونیستها پرداخت و سرانجام ۲۸ فروردین [[۱۳۶۷ ]] در عملیات [[فاو ]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
همانطوری که [[سیدالشهدا ]] (ع) در مقابل آن همه جمعیت و آن همه اسلحهای که آنها داشتند قیام کرد تا شهید شد ما هم همینطور برای شهادت حاضریم. [[امام خمینی ]] (ره)
پدر و مادر مهربان و عزیزتر از جانم! رفتن من به جبهه به خاطر هیچ چیز و هیچ کس نبوده به جز خدا و یاری اسلام و پاسخ به «هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان خویش، یعنی امام خمینی که اسلام عزیز را از این مرد بزرگ آموختم، حرف او حرف اسلام است و اسلام یعنی پیاده شدن [[قرآن ]] و قرآن کلام خداست. پس شما و امت شهیدپرور باید سخنان او را با جان و دل پذیرا باشید، مبادا روزی خدای ناکرده هم، چون مردم کوفه با او رفتار نمایید.
پدر و مادر گرامیام! من و دیگر برادرانم که به جبهه میرویم به عشق کربلای امام حسین (ع) میرویم. اگر در این راه به درجه شهادت که یک قله بسیار مرتفعی است برسم، شاد میشوم و اگر شهید شدم و به زیارت مرقد مبارک امام حسین (ع) نرسیدم موقعی که جنازهی من به دست شما رسید، جنازهام را در گلزار شهدا بگذارید و یک زیارت عاشورا بر بدن متلاشی شدهام بخوانید که عاشق [[کربلا ]] بودم.
برادران مهربان و عزیزم! همیشه دنبال رو خط روحانیت مبارز و در خط امام باشید. اگر من به شهادت رسیدم مرا حلال کنید و [[اسلحه ]] مرا به زمین مگذارید و همیشه برای جمهوری اسلامی کوشا باشید و اسلام عزیز و امام عزیز را تنها نگذارید.