ویرایش‌ها

شهید صمد ارادتی

۵۸ بایت اضافه‌شده، ‏۸ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۸
تولد
سال [[۱۳۴۲ ]] در « اردبیل» [[اردبیل]] » متولد شد . تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی در اردبیل ادامه داد وبه دلیل کمک به خانواده در تامین مخارج زندگی از تحصیل باز ماند.
مبارزات دوران انقلاب
مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت خود کامه پهلوی در تمام کشور اوج گرفته بود .او با مشاهده حقانیت رهبر این مبارزات وانقلاب ،حضرت [[امام خمینی ]] به صف مبارزین پیوست و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد.
ورودبه سپاه
انقلاب که پیروز شد او بهترین نهاد را برای خدمت به مردم وانقلاب ؛سپاه ؛[[سپاه]] پاسداران انقلاب اسلامی دید و در سال ۱۳۵۹ به عضویت این نهاد مردمی در آمد .هنوز شادی وشعف برچیده شدن حکومت ظالمانه ی شاهنشاهی وبه وجود آمدن فضای مناسب جهت سازندگی وآبادانی کشور به دل مردم ایران ننشسته بود که مزاحمت های دشمنان شروع شد.یکروز کودتا ،یکروز حمله ی هوایی به صحرای طبس،یکروز راه انداختن [[جنگ ]] داخلی در ۵ استان ایران و...
حضوردرجبهه
درنگ جایز نبود ،صمد و آدمهایی از جنس او اهل درنگ نبودن. به [[جبهه ]] رفت تا تجارب نابی را که در مبارزه با یکی از نوکران آمریکا در ایران به دست آورده بود ،در مبارزه برعلیه نوکر دیگر او یعنی «صدام»به کار گیرد.جنگ بر خلاف باور دشمنان مردم ایران در چند روز پایان نیافت و فرزندان این آب وخاک با همه ی توان وقدرت پوشالی شان در برابر اراده ی آهنین ومقدس فرزندان ایران بزرگ ،نتوانستند کاری از پیش ببرند.دوسال از جنگ گذشته بود و«صمد» قائم مقام [[فرمانده ]] [[گردان ]] شده بود ودر [[لشگر ]] عاشورا مردانه در مقابل دشمنان مبارزه می کرد.شهادت آرزو هر مجاهد راه خداست و اونیز این آرزو را داشت.
شهادت
در تاریخ [[۶/ ۲/ ۱۳۶۱ ]] در منطقه ی [[شلمچه ]] بر اثر اصابت تیر به شهادت رسید .
مادرم داشت از پله ها پایین می آمد که صمد تند و سریع از دور ،در پشت رختهای روی طناب پناه گرفت و سپس به سرعت چادر وی را که بر روی طناب آویخته بود بر کشید و تن خود را پوشاند .گفتم :صمد !مادر که نامحرم نیست چرا چنین می کنی ؟وانگهی پوشش ات هم که کافی است .جوابی نداد ،سوال پیچش کردم .آهسته با انگشت به پشت سمت قلبش اشاره کرد و گفت :نمی خواهم مادرم زخمم را ببیند و ناراحت شود .اثر آن زخم عمیق که در یک عملیات ،بر پشتش نشسته بود تا پایان زندگی کوتاهش با وی بود .
ورزش را دوست می داشت همراه با توانایی جسمانی بسیار زیاد ،پیوسته در جنب و جوش بود .وقتی در ستاد مواد مخدر با [[شهید سید جعفر خوشروزی خوش روزی]] کار می کرد ،مدام در اندیشه تقویت توان جسمی خود سختیها را به تن تحمیل می نمود .در برنامه های ستاد مبارزه با مواد مخدر ،مشکل ترین و خطر ناک ترین عملیات را با نفرات اندک به موفقیت می رسانید.
← به نام مرخصی...
شتاب تبلور شخصیت عملی اش چنان سریع بود که بزودی جزو دسته مربیان واحد آموزش سپاه [[اردبیل ]] قرار گرفت .در جریان همین مسئولیتهای عملی بود که گل خلاقیتهای وجودش شکفتن آغاز کرد و حضورش در سپاه چنان لازم و ضروری احساس گردید که مسئولین به دلیل نیاز به او از رفتنش به جبهه ها مانع می شدند تا این که جان بی قرارش ماندن در چهار دیواری پادگانهای آموزشی سپاه را تاب نیاورد و ناگزیر شد به شیوه ی دیگری عمل نموده ،خود را به میدان نبرد برساند .به بهانه استراحت به طور رسمی تقاضای مرخصی استحقاقی چند روزه نمود و به جبهه شتافت .برادران پس از شنیدن خبر این رفتار وی ،به خاطر عشق و علاقه اش به خدمت فداکارانه ،تحسینش می کردند.
بسم الله ارحمن الرحيم‌
‌من به فرمان امام وبرای مبارزه با مستكبرين و حمايت از روحانيت مبارز به جبــــــهه مى روم و پاى در چكمه مى كنم و [[اسلحه ]] به دوش مى گيرم؛ سينه دشمن را نشانه مى روم نه به خـــــاطركينه و خصم بلكه براى احياى دينم و صدور انقلابم .
اى امت اسلام، اى امت ايران، هــــرگزفــــــريب منافقان و روشنفكران غرب زده را و شرق زده‌گان را نخوريد و روحانيت را حامى باشيــــــد . اى امت مسلمان، اى پويندگان راه اسلام، هرگز امام را تنها نگذاريد وچند پيــــامى دارم به صــــــورت شعر به امام و امت مسلمان :
جنگ جنگ است بيا تا صف دشمن شكنيم
۶۸۰
ویرایش