ویرایش‌ها

شهیداشرف کریم زاده

۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۲
اشرف دبستان را تمام کرد و برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی به اردبیل رفت اما بیش از یک سال نتوانست ادامه تحصیل دهد. فقر او را از مدرسه به متن کار و تلاش کشانید در کارهای کشاورزی به یاری پدر پرداخت. کارگری کرد و به هر نوعی که بتواند بر مشکلات زندگی ـ و لو اندکی ـ فائق آید کوشید. رنج آشنای دیرینه پروردگار فقر است اما هزار آفرین بر این رنج های گوارا باد که مردانی همچون اشرف را به سان پولاد آبدیده شکست ناپذیر و سخت بار می آورند. وقت خدمت سربازی فرا رسید. اشرف که برای ایفای وظیفه به عنوان یک مسلمان ایرانی در جبهه و جنگ و پیکار با گروهکهای ضد انقلاب به شهادت رسید. شهادت او را در بالای تپه ای به نام تا زبان دریافت و گویی چنین تصور شده بود که محل شهادت او نیز به بلندای روح او، بلند باشد.
پدرش در خاطرات خویش می گوید که اشرف در پایان چهاردهمین ماه خدمتش به مرخصی آمد اما هفت روز از مرخصیش باقی مانده بود که علیرغم اصرارهای ما به کردستان بازگشت وهمواره تکرار می کرد که سربلندی دین و وطن با شهادت ما حاصل می شود تا اینکه به گفته اش عمل کرد و بیش از سه رو از رفتنش نگذشته بود که سرافرازانه برگشت و بر دوش مردم مکرّمانه تشییع شده و در زادگاهش در خاک آرمید وبه آرزوی دیرینه خویش نائل آمد.
یادش گرامی بادمنبع<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22399 سایت شهدای ارتش]</ref>
http:==پانویس==<references //ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22399>
۱٬۴۲۱
ویرایش