ویرایشها
دشمنان با اشغال خرمشهر و چند شهر کوچک دیگر، تلاش زیادی انجام دادند تا آبادان که در آن زمان بزرگترین مرکز صنعت نفت ایران بود را به اشغال خود درآورند. آنها در چندین نوبت و با بهکارگیری تمام توان زمینی، هوایی و دریایی خود حملات سنگینی را برای تصرف این شهر انجام دادند و تا محاصره شهر نیز پیش رفتند، اما هرگز پای کثیف مهاجمان به خاک پاک این شهر نرسید.
===ناکامی دشمن در اشغال پایتخت صنعتی ایران===
دشمنان با اشغال خرمشهر و چند شهر کوچک دیگر، تلاش زیادی انجام دادند تا آبادان که در آن زمان بزرگترین مرکز صنعت نفت ایران بود را به اشغال خود در آورند. آنها در چندین نوبت و با بکار گیری تمام توان زمینی، هوایی و دریایی خود حملات سنگینی را برای تصرف این شهر انجام دادند و تا محاصره شهر نیز پیش رفتند، اما هرگز پای کثیف مهاجمان به خاک پاک این شهر نرسید. از جمله روزهای ماندگار در تاریخ ایران روز هشتم آبان ماه است که رزمندگان تحت محاصره در آبادان با از جان گذشتگی و جوانمردی غیر قابل تصور مانع از ورود دشمنان به این شهر شدند.
در صفحات 54 تا 61 کتاب، هویزه آخرین گامهای اشغال از انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میخوانیم:
روزشمار جنگ پنجشنبه در تاریخ 8 آبان 1359 برابر با 20 ذیحجه 1400 و 30 اکتبر 1980
http://www.sajed.ir/detail/80912
==شرح عملیات==
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کتاب "هویزه، آخرین گامهای اشغالگر"از مجموعه کتابهای "روزشمار جنگ ایران و عراق"حوادث این عملیات را اینگونه بیان میکند:
جمعه 9 آبان 1359، 21 ذیحجه 1400، 31 اکتبر 1980
همچنین دشمن به تقویت نیروهای خود اقدام کرد تا این جبهه را برای تصرف نهایی شهر آماده سازد. عراق برای این امر، همزمان در جبهه محمدیه ـ سلمانیه با پیشروی از مارد به سمت شمال و به طرف مواضع سپاه و ژاندارمری، حمله سنگینی را علیه نیروهای خودی انجام داد که ابتدا موفقیتهایی به دست آورد. ولی سرانجام با تحمل تلفاتی عقب نشینی کرد. با گشودن جبهه ای جدید برای منحرف کردن ذهن رزمندگان در این جناح، دشمن، نیروهای خود را در منطقه مارد از طریق پل و لنج از کارون عبور داد و به نیروهای خود در جبهه آبادان ملحق ساخت.
در گزارشهای مختلف، واحد اطلاعات سپاه خوزستان در این باره مینویسد:
طبق آنچه در مطبوعات منعکس شد، درگیریهای امروز در کوی ذوالفقاری تا نخستین ساعات بامداد حدود 200 کشته و 36 اسیر از دشمن برجا گذاشت؛ علاوه بر تجهیزاتی که از بهمنشیر عبور داده شده بود 15 تانک و بیش از 40 خودروی دشمن نیز منهدم گردید.
عملیات در حالی صورت گرفت که بخش فارسی رادیو بغداد این اطلاعیه را خطاب به مردم آبادان چندین بار تکرار کرد: اهالی محترم آبادان، توجه فرمایید. این پیام ما به شماست. به شما بیشتر فرصت دادیم تا برای جلوگیری از ویرانی بیشتر، شهر را ترک کنید. آنها که پرچم سفید را برفرازند، در امان خواهند ماند، ولی آنها که سلاح بر زمین نگذارند، به شدت مجازات میشوند.
عراق در واکنش نسبت موفقیت نیروهای خودی، طی بیانیه شماره 114 فرماندهی کل نیروهای مسلح اعلام کرد:
عقب نشینی به سمت ایستگاه شدند و به این ترتیب عراق تا آستانه آبادان پیش رفت. این مرحله تا 23 مهر طول کشید.
با استقرار نسبی دشمن در معابر وصولی آبادان، نیروهای خودی با درک موقعیت نظامی منطقه و خطر سقوط آبادان، گه گاهی به طور نامنظم به دشمن حمله میکردند و شاهد موفقیتهایی نیز بودند؛ از جمله، عملیاتی که نیروهای خودی متشکل از تکاوران و برادران سپاه روز بیست و نهم مهر در محور ایستگاه هفت انجام دادند و با فداکاری موفق شدند نیروهای زرهی و پیاده دشمن را حدود 5 کیلومتر عقب رانده و مواضع آنها را متصرف شوند، ولی به علت عدم پشتیبانی ناچار به ترک مواضع متصرفه و عقب نشینی به سنگرهای قبلی شدند. در شرایطی که شهر در محاصره قرار گرفته بود و به طور دائم توسط هواپیماها و توپخانه دشمن از دو سمت هدف قرار میگرفت. «حجت الاسلام جمی» امام جمعه آبادان، در جمع مردم و رزمندگان حاضر میشد و با ایراد سخنرانیهای مهیج تأکید میکرد که عراقیها هیچگاه نخواهند توانست آبادان را تصرف کنند و این خیال خامی است که بعثیها در سر میپرورانند. حضور دائمی امام جمعه و تلاش او در تشویق به ایستادگی و مقابله با دشمن، از عوامل مهم تداوم اراده مقاومت در روحیه مدافعان شهر آبادان بود.
عراق با رسیدن به نزدیکی ایستگاه 7، از نظر معابر وصولی و ورود به جزیره آبادان چند راه در پیش رو داشت، اما تجربه خرمشهر به عراق آموخته بود که در رویارویی با نیروی مردم، دستیابی به هدف تعیین شده، آسان نخواهد بود و برای نیل به هدف بهای سنگینی باید بپردازد؛ مثلاً در شرایطی که تصور میکرد ایستگاه 7 منبع بزرگی از نیروهای نظامی و مقاومت مردمی است، از ادامه پیشروی در این محور خودداری کرد، در حالی که نیروهای مدافع در ایستگاه 7 از نظر تعداد با مشکل جدی مواجه بودند. در ادامهی کار، دشمن نیروهای جدیدی از طریق پل مارد وارد منطقه کرد؛ این نیروها پس از قطع جاده خرمشهر آبادان به سمت منتهیالیه شمال شرقی آبادان پیشروی کردند.
مزیت این مانور در آن بود که بدون درگیری با نیروهای مقاومت و با طی کردن منطقه ای خالی از نیروهای نظامی، به راحتی به نخلستانهای کناره بهمنشیر رسیدند. به این ترتیب آبادان از لحاظ تردد زمینی، کاملاً در محاصره قرار گرفت، به نحوی که حتی امکان تردد نفر نیز از نیروهای خودی سلب شد. تنها راه ارتباطی باقیمانده، راه آبی بندر امام خمینی(ره) (بندر شاهپور) به خور موسی و بهمنشیر بود که عبور از این راه آبی توسط لنج صورت میگرفت و از این پس، برای ارتباط با آبادان، به جای دو ساعت، حداقل بیست و چهار ساعت وقت لازم بود. در این حال، نیروهای خودی مستقر در جزیره آبادان که عبور دشمن از رودخانه بهمنشیر را قریبالوقوع میدیدند، در مقام چاره جویی برآمده تصمیم گرفتند روز هفتم آبادان با دوبه به آن طرف رودخانه بروند و به عراقیها شبیخون بزنند. ده نفر از سپاه، تعدادی از تکاوران و عدهای از افراد بومی برای اجرای این برنامه مهیا شدند، اما شب هنگام، آتش شدیدی از سوی عراق روی منطقه اجرا شد و دوبه ای که مسئولیت انتقال نیروهای خودی به آن سوی آب را داشت، دیرتر از موعد مقرر به محل استقرار آنان رسید، اما در تاریکی هوا، از آنان رد شد و اندکی بعد مورد اصابت آتش دشمن قرار گرفت. به ناچار نیروها بعد از چند ساعت انتظار، از آمدن دوبه ناامید شدند و ساعت حدود 4 صبح به شهر بازگشتند. از سوی دیگر، در همین شب نیروهای عراقی، در حوالی کوی ذوالفقاری پلی روی بهمنشیر احداث کردند و اوایل صبح در عین غافلگیری وارد شهر شدند. پیرمردی بنام «دریاقلی» که در آبادان اوراقچی بود، به محض دیدن عراقیها در این سمت آب، به نزدیکی نیروهای مقاومت، که از نیروهای دادگاه انقلاب آبادان و در مسجد الرسول مستقر بودند. وضعیت را اطلاع داد؛ این نیروها (پنج الی شش نفر همراه با یک قبضه آر پی جی و چند قبضه ژ 3) اولین افرادی بودند که به مقابله با عراقیها پرداختند. عراقیها هرکس را که در مسیر پیشروی خود، به سوی مرکز شهر میدیدند به اسارت میگرفتند. با رسیدن اولین گروه مقاومت و کنده شدن حرکت عراقیها، نیروهای دیگر به تدریج از راه میرسیدند. ادامه ماجرا از زبان سه شهید بزرگوار، اکبر علی پور، یاسر مهربان و حمید قبادی نیا از اعضای سپاه آبادان، دنبال میشود. همزمان با تلاشهای گسترده ای که از سوی عراق برای تصرف خرمشهر صورت میگرفت، دستیابی به جزیره آبادان نیز در رأس اقدامات دشمن قرار داشت. عراق پس از اشغال بخش غربی خرمشهر به این کوششها شدت بیشتری بخشید زیرا پس از ناکامی در تصرف کامل خوزستان، در طراحی نظامی خود، آبادان را به عنوان یکی از اهداف استراتژیک تعیین کرده بود.
http://www.sajed.ir/cat/2492
==خاطرات مرتبط با عملیات نفوذی در خاک عراقآبادان==
صبح، ما تازه به مقر رسیده بودیم که برادر اسلامی مسئول عملیات گفت: عراقیها وارد ذوالفقاری شدهاند. رفتیم نزدیک پاسگاه، تمام منطقه زیر آتش عراق بود؛ هیچ کاری نمیشد کرد؛ بچهها به چند گروه دوازده، سیزده نفری تقسیم شدند که مسئولیت گروهها را غلام نوروزی، اکبر علی پور و قبادی نیا بر عهده گرفته و قرار گذاشتند هر گروه به سمتی برود. دو گروه از وسط رفتند و بعد تقسیم شدند، یک گروه هم به سمت چپ رفت که عراقیها را دور بزند.
درگیری شروع شد، عراقیها داخل نخلستان شده بودند، یک سر و صدایی بر پا شده بود که هر کسی از نظر ایمان ضعیف بود، وحشت میکرد، چون کسی نمیدانست داخل نخلستان چه خبر است و عراقیها کجا هستند، ولی از هرکجا صدای تیراندازی میآمد، درست مثل هنگام غروب که پرندهها با سر و صدای زیاد بر میگردند، به همین شکل سر و صدای عجیبی تمام منطقه را پوشانده بود.
ما به طرف ذوالفقاری حرکت کردیم و به پاسگاه خسرو آباد رسیدیم؛ آنجا از نیروهای ژاندارمری وضعیت را سؤال کردیم و بنا به تشخیصی که دادیم، نیروها را به دو دسته تقسیم کردیم، یک گروه رفتند جلوی عراقیها و یک گروه هم به سمت ذوالفقاری؛ تقریباً عراقیها را در زاویه قرار دادیم. گروههای دیگر همراه با بچه های مساجد و ژاندارمری جلوی عراقیها را گرفتند و آنها را کشاندند داخل نخلستان و مانع گسترش عراقیها شدند.
درگیری همینطور ادامه داشت، پیش بینی میشد که اگر کار به تاریکی بکشد، دیگر عقب راندن عراقیها میسر نیست و امکان دارد آنها جلو بیایند و شهر سقوط کند، به ناچار با همان آرایش، شروع به پیشروی کردیم، به طوری که ساعت 12 الی 1 بعد از نیمه شب به کنار بهمنشیر و سیل بندهایی که قبلاً برای جلوگیری از نفوذ آب به شهر زده شده بود، رسیدیم.
عراقیها که تا اینجا 60، 50 کیلومتر داخل خاک ما نفوذ کرده بودند، الآن در بد وضعی قرار داشتند. مقاومت و شجاعت بچهها، عراقیها را متعجب ساخته بود. بچهها تا آنجا که در توان داشتند کار کردند، حتی بعضی از نیروهای مساجد دست خالی آمده بودند و اسلحه بچههایی را که شهید یا زخمی میشدند برمی داشتند و میجنگیدند. تعدادی از نیروها به نزدیکی پل شناوری که عراق نصب کرده بود، رسیدند. همزمان با تاریک شدن هوا و جزر آب، پل در دو سمت ساحل رودخانه به گل نشسته بود، بچهها هم بولدوزری را که میخواست از روی پل بگذرد با آر پی جی زدند. به دنبال آن سایر ادوات و وسایلی که قصد عبور از پل را داشتند، متوقف شدند؛ به این ترتیب راه پل به کلی مسدود و عقبه نیروهای عراقی قطع شد.
با پیش آمدن چنین وضعیتی، نیروهای عراقی ناامیدانه به مقاومتهای پراکندهای دست زدند؛ عده ای هم تسلیم شدند و یا به قصد فرار خود را به بهمنشیر انداختند. به طور کلی، چون در محاصره قرار گرفته بودند و رعب و وحشت سهمگینی بر آنها افتاده بود، قادر به جنگیدن نبودند، در این حال عراقیها نیروهای خودی را پیش رو داشتند و در پشت سر، رودخانه بهمنشیر ر ا. پیشروی نیروهای خودی، ابتکار عمل و سرعت عملیات، مانع هرگونه تصمیم گیری برای عراقیها شده بود. با مجاهدت نیروهای خودی تا ساعت 1 بامداد، عملیات متوقف کردن و عقب راندن نیروهای عراقی با موفقیت کامل به انجام رسید. با رسیدن نیروها به سیل بند بهمنشیر و از کار انداختن پل دشمن در واقع اساسیترین کار این عملیات پایان یافت. البته بسیاری از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب خود را در نخلستان مخفی کرده بودند که با روشن شدن هوا، رزمندگان شروع به پاکسازی منطقه کردند.
http://www.sajed.ir/cat/2493