ویرایش‌ها

شهید عبدالحسین مشاطان

۱ بایت اضافه‌شده، ‏۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۲
==زندگی نامه==
مشاطان،عبدالحسین:نهم آذر ماه هزارو سیصد و بیست و پنج، در شهر [[قزوین]] به دنیا آمد.پدرش عباس،فروشنده بود و مادرش صغری نام داشت.تا چهارم ابتدایی درس خواند. سال هزار و سیصد و پنجاه و یک ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شده به عنوان پاسدار در [[جبهه]] حضور یافت. بیست و یکم اسفند هزارو سیصد و شصت و سه، با سمت نیروی واحد مهندسی رزمی در [[جزیره مجنون]] [[عراق ]]بر اثر اصابت [[ترکش]] به پهلو،شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرش محمد علی نیز به شهادت رسیده است.
==وصیت نامه==
شهید عبدالحسین مشاطان : من معترفم که این انقلاب عزیز، به دست [[امام خمینی]]-رهبر تمام جهانیان -انجام شد و تا به حال نیز ادامه پیدا کرده است ومن وظیفه خود می دانم از «ولایت فقیه» تا آخرین قطره خونم پاسدار ی کنم، تا این که بتوانیم -انشالله- اسلام عزیز را به تمام جهانیان بشناسانیم واز قید بردگی مستکبرین نجات پیدا کنیم وبه انسانیتی که [[علی بن ابی طالب]] (ع) در نظر دارد، برسیم. حالا هم که در جبهه های [[جنگ]] داخلی و خارجی هستیم،این جانب عبدالحسین مشاطان،با تمام اختیار در جبهه نبرد حق علیه کفر حاضر شدم و تا آخرین لحظه و قطره ی خونم که در بدن دارم و تا زمانی که کفار ( اب قدرت های شرق و غرب و مستکبرین) روی زمین هستند، خواهم جنگید تا اینکه احکام اسلام را بپا داریم و در این مسیر، مستضعفین جهان به شرف انسانی خود باز گردند. توصیه ی من به ملت مسلمان ایران این است : هر چه بیشتر به وحدت کلمه عمل کنید و هر چه بیشتر به دستور ات و لایت فقیه عمل نمایید و از تفرقه، دروغ، تهمت و غیبت بپرهیزید و سعی کنید دشمن انقلاب اسلامی،ما را به انحراف نکشاند ؛ که انحراف انقلاب همانا و نابودی اسلام هم همانا.همه با وحدت کلمه، بکوشید و از مرز های اسلام پاسداری کنید. ای منافق! کجایی که با چشم های کورت ببینی مادرم را که خدا را شکر می کند و فرزندش را -که به شهادت رسیده است- خود به خاک می سپارد؟! درود بر تمام مادر ها و درود بر تمام پدرها و درود بر تو خواهر و درود بر تو برادر مسلمان.
۶۸۰
ویرایش