==زندگی نامه==
جوانی پاک و بی ریا، نام زیبایش محسن در سال1344 در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. دوران نوجوانیش مصادف بود با طاغوت ستم شاهی، او نیز همانند دیگر حق جویان در صحنه های مبارزه علیه رژیم شرکت فعال داشت. فعالیتهای مذهبی، جلسات قرآن و برنامه های کوه نوردی و انتظامات محلی از جمله فعالیتهای این شهید بزرگوار در طی دوران انقلاب بود.
در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست ریش باد آندل که با درد تو خواهد مرهمی
==وصیت نامه==*گوشه ای از وصیت نامه شهید محسن هنردوست
گناهکارم و چشمم فقط و فقط به رحمت بیمنتهای او دوخته شده است. میروم شاید که این عبد عاصی را هم به جوار رحمتش راه دهد. ان شاءا... و این تردید هم بواسطه گناهان زیاد من است. خدایا، پروردگارا، خالقا، ای رب من و رب همه عاجزانه از تو میخواهم که این وامانده در بیابان سوزان معاصی را به قافله پرنور شهدا ملحق کنی.
*یک دست نوشته از محسن
و روزی خواهد رسید که گویا آن لحظه را جلوی چشمم میبینم. تمام وقایع این دنیا، تمام ماجراها، تمام شکستها و پیروزیها، همه و همه و هر آن چیزی که در این دنیا اتفاق افتاده و خواهد افتاد، گویا خورشیدی است که با طلوعش از فجر، شروع و با غروبی در آن سوی زمان به پایان میرسد. اصلا انسان همه چیز را در جلوی چشمش میبیند. انگار قیامت برپا شده است ولی انسان در غفلت و خودسری به سر میبرد. آخر انسان تا چه حد مغرور و خودخواه است وخداوند چه دقیق فرموده که: دنیا متاع الغرور است، تا وقتی هست، همه را در کام خود میکشد و آنها را به سر منزل بدبختی و فلاکت میرساند مگر آنهایی که شیفته و فریفته این دنیای فانی نشدند و خود را هرگز به این کالای پست و بیارزش نفروختند. آنها قیامت و ارزش خود را شناختند و فهمیدند که دنیا چون پشیزی است در مقابل عظمت روح و بزرگی مقام و مرتبه انسان. و چه بسیار در قرآن به این مطلب اشاره شده است که اکثر انسانها در دنیا خسری بزرگ خواهند کرد و نفوس خود را به متاعی بسیار ناچیز خواهند فروخت. خوشا به حال آنهایی که به جنتالمأوی او برسند چرا که فقط آنجا مأوی و مسکن امن است. اگر انسان بخواهد جایی رابرای سکنی گزیدن انتخاب کند فقط بهشت ابدی ارزش چنین روح بزرگ و عظیمی را دارد و نه هیچ جای دیگر.