==زندگی نامه==
حبیبی، حسین: هشتم تیر ۱۳۴۸، [[۱۳۴۸]] ، در روستای زرجهبستان از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش عباسقلی، کارگری میکرد و مادرش خانم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر و خطاط بود. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت. چهارم اسفند ۱۳۶۵، [[۱۳۶۵]]، در [[فاو ]] [[عراق ]] بر اثر اصابت [[ترکش ]] به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
==وصیت نامه==
شهید، [[شهید حسین حبیبی]]: خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده، تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم. اینجانب، بنا به فرمان امام و رهبر کبیر انقلاب که فرمودند: «جبهه ها را خالی نکنید»؛ احساس مسؤولیت کردم و به سوی جبهه آمدم. ای ملت رشید و شهیدپرور، خانواده های شهیدان و ای رزمندگان! از شما می خواهم که گوش به فرمان امام و رهبر انقلاب باشید و در هر چه راهپیمایی است، شرکت نموده و مشت محکمی به دهان ابرقدرت ها، مخصوصاً آمریکای جهان خوار بزنید و به آنها بفهمانید که اگر دشمنان ما در سراسر دنیا دست در دست هم بگذارند، نخواهند توانست این ملت شکست ناپذیر را ناامید کرده، شکست دهند و اگر تا دیروز انقلاب اسلامی ما به واسطه ی نوپا بودنش به سادگی مورد هجوم واقع می شد و هیچ مستضعف دلشکسته ای در دور افتاده ترین جای عالم جرأت دفاع از این انقلاب جهانی را نداشت؛ اما اینک به برکت رهبری نایب بر حق [[امام زمان ]] (عج)، حضرت [[امام خمینی ]] -ارواحنا له الفداه- و خون شهدای عزیزمان، درخت پُرثمر انقلاب چنان تناور گشته و در دل امت بزرگ اسلام ریشه دوانده است که مستکبران را دیگر یارای مقاومت در برابر سیل خروشان و توفنده ی صدور انقلاب نمانده است. ضد انقلاب داخلی تمامی نقشه های خود را بازی کرد و آمریکا تمام فشارهایی را که به عقل ناتوانش می رسید، اعمال نمود و نوچه های او در عراق و عربستان سعودی و...، هر چه طرح و نقشه از نوع قادسیه ی صدام و طرح فهد داشتند، از آستین به در کردند؛ اما انقلاب خدایی ما، همه ی این مارهای قلابی و ببرهای کاغذی را بلعید و نیست و نابود کرد. اینک ای ملت رشید و ای خلق آزاده ی خدا! ندای رهبر می گوید: «قدر انقلاب را بدانید و آن را با تمام جان پاس دارید.» ای جوانانی که در خواب غفلت فرو رفته اید! چشمان خود را باز کنید و مغز خود را به کار اندازید و ببینید کجا هستید و چه کار می کنید. ای جوانان! اگر می توانید با فرمان امام و رهبر انقلاب، به جبهه ها بروید و با دشمنان بجنگید و ابرقدرت ها را شکست دهید؛ چرا که تمام شهیدان به گردن ما حق دارند و فردای قیامت از شما این سؤال را خواهند کرد که: «در حالی که می توانستی به این انقلاب کمک کنی و در جبهه شرکت کنی؛ آیا شرکت نمودی یا نه؟» ...و پیامی دیگر به شما همکاران گرامی ام: از شما می خواهم تا آنجا که می توانید تلاش کنید تا کارخانه ای را که خود یک جبهه ی بزرگ در برابر ابرقدرت هاست، فعال نمایید. همچنین شما می توانید با به کار انداختن مغزهای متفکر خود، جبهه ی داخلی کارخانه را -که در برابر نوچه های آمریکا و شوروی استقامت کرده است- حفظ کنید.۱ (۱۲۱۷۹۴۷) اعزامی از: قزوین، [[قزوین]]، آبیک، روستای زرجه بستان تاریخ اعزام: ۱۸/۰۹/۱۳۶۴ حسین حبیبی
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1618