«هل من ناصر حسین»در دشتهای ایران طنین افکند و یاران خود را دوباره طلبید،پیر و جوان از تمام نقاط به این ندا لبیک گفت من هم یکی از مشتاقان،برای
رضای خدا در این دشت سرازیر شدم،خود می دانستم که لایق نیستم ولی به خودم فشار آوردم که شاید از این ندا بهره ای داشته باشم،در این دشت خونین دفعاتی پاهایم سست شدند که فقط با یاد خدا و به یاد تشنه لب [[کربلا]] و یاد مادران جگر سوخته شهداء و یاد ناله های یتیمان شهداءدوباره مرا بقرب الهی بلند کرد.
الا بذکر الله تطمئن القلوب، [۱] <ref>رعد(۱۳)آیه۲۸</ref>
خدایا من برای رضای تو به این هجرت قدم گذاشتم،تو هم در این هجرت راهنمایمباش.
خدا نگهدارتان
حجت فتوره چی
اوّل محرم ۱۳۶۲<ref>فرهنگنامه جاودانه های تاریخ(زندگینامه فرماندهان شهید آذربایجان غربی)نوشته ی یعقوب توکلی،نشر شاهد،تهران-۱۳۸۲</ref>
پانویس
۱. ↑ رعد(۱۳)آیه۲۸
<ref>فرهنگنامه جاودانه های تاریخ(زندگینامه فرماندهان شهید آذربایجان غربی)نوشته ی یعقوب توکلی،نشر شاهد،تهران-۱۳۸۲</ref>
ردههای این صفحه : شهیدان استان آذربایجان غربی | شهیدان خوی | شهیدان سپاه | شهیدان عملیات والفجر4 | شهیدان لشکرعاشورا | فرماندهان شهید
==پانویس==
<references />