ویرایش‌ها

حجت الاسلام جمی

۱۷۱ بایت اضافه‌شده، ‏۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۲
/* آثار */
امروز تمام فکرم این است که برادرم رسول را به منزل جدیدش منتقل و در کنار شهدا خاکش کنم... حدود هفت هشت نفری از دوستان در منزل جمع‌اند که آمده‌اند جنازه را با هم به قبرستان ببریم... جاده شهر به قبرستان نوعاً زیر شلیک خمسه خمسه و خمپاره است به اضافه اینکه وسیله نقلیه‌ای هم نیست و اگر وسیله‌ای یافت شود وسیله حرکتش که بنزین باشد نیست... وضع جسد شکم به کلی پاره شده دل و روده‌ها بیرون ریخته یک دست به کلی از بدن قطع‌شده. دست قطع‌شده را روی سینه گذاشته بودند. دست دیگر هم از بالای کف دست آویزان و پاره‌پاره شده بود. خون از بدن می‌آمد. آقای شاکری او را تیمم داد. گرچه خودم قبلاً با دفتر امام تماس گرفته و درباره شهدایی مثل رسول که در کوچه و خیابان و منازل مورد اصابت خمپاره واقع شده و کشته می‌شوند پرسیده بودم و امام فرمود که همگی شهیدند و احتیاج به غسل ندارند... بر جسد غرقه به خونش با همان عده قلیلی که حاضر بودند نماز خواندم و تحویل خاکش دادم. ... و چه خوشبخت رسول و آن برادرانی که چون رسول ما با بدن‌های قطعه‌قطعه شده از خمپاره و خمسه خمسه‌های صدام کافر به دیدار حق می‌شتابند<ref>[http://www.tabnak.ir/fa/news/139597/%D8%AE%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%AF سایت تابناک]</ref>
==نگارخانه تصاویرر==
<gallery>
 
Image:1 (1).jpg
Image:1 (2).jpg
Image:1 (3).jpg
Image:1 (4).jpg
Image:1 (5).jpg
Image:1 (6).JPG
Image:1 (7).jpg
 
</gallery>
==پانویس==
<references />
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش