ویرایش‌ها

شهید حسن بهشتی محمودی

۷۳ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۹
/* خاطرات */
*حسن سنش کم بود که مادرش مریض شده بود و دکترها او را جواب کرده بودند حسن کنار مادرش بود و فهمید که مادر از چه نگران است او به مادرش گفت: نگران مباش من خودم خواهر و برادرها را سر و سامان می دهم همان زمان دکتری بود که به روش سنتی درمان می کرد دکتر به من گفت: همسر تو مرگش فرا رسیده است و نمی توانم هیچ ادعایی برای زنده بودنش بدهم و برگه ای به من بده که در آن قید شده باشد که شما هیچ ادعایی برای زنده بودن همسرتان نداشته باشید و پائین آن را امضاء کنید و من خودم درمان می کنم و توکل شما فقط باید به خدا باشد بعد از آن به روش سنتی شروع به درمان کرد بعد از دو روز مادرش خوب شد و ما این را به خاطر شکسته شدن دل حسن می دانیم که باعث شد مادرش شفا پیدا کند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4406 سایت یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
 
Image:4406.jpg
 
 
</gallery>
==پانویس==
<references />
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش